تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۱
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره عنكبوت
سوره عنكبوت :


بسمِ اللَّهِ الرّحْمن الرّحِيم‏

(الم* أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ) «2».
منظور از اين فتنه آن فتنه‏اى است كه بعد از رحلت رسول اللَّه اتفاق افتاد و شاهد آن آيات بعدى است كه فتنه اسلامى را از نمونه فتنه‏هاى امّتهاى پيشين قلمداد مى‏كند. درباره منافقين و فتنه‏هاى جزئى آنان آيات فراوانى نازل شده است و نيز فتنه‏هاى ديگرى كه به صورت بلوى و اختبار بشر صورت مى‏گيرد.

(فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ) «3».
هدف آيه شرح علم و دانش الهى نيست كه آيا علم به جزئيات دارد يا نه؟ و اگر دارد علم به جزئيات موجود دارد و يا از آينده نيز خبر دارد. جمعى از قاريان كه در رشته كلام اسلامى از دين حمايت مى‏كرده‏اند، قراءت مشهور و معروف را عوض كرده‏اند و «يَعْلَمَنَّ» را در همه جا و يا برخى از اين موارد از باب افعال تلاوت كرده‏اند تا مشكل خود را حل كنند. در حالى كه چنين اشكالى وجود ندارد.
بحث آيه بحث افتتان‏است وآزمون و بلوا و ايتاء پاداش و كيفر و بالاخره انتخاب فرشتگان. اگر قرار باشد بدون برنامه آزمون و آمدن به كلاس زندگى كسى را بر افرازند و به بهشت ببرند و يا درجه ملائك بدهند و برخى ديگر را به دوزخ ببرند تا ژنهاى فاسد او را نابود كنند و كيفر گذشته‏هاى او را بدهند و يا به صورت جنّ آواره و بى‏سامان بسازند، قهراً عطا و كيفر الهى مورد اعتراض بدكاران و سيهكاران، يعنى آنان كه در علم الهى بدكار و سيهكار خواهند بود، قرار خواهد گرفت.
آيه كريمه براى بيان اين هدف به عنوان يك قاضى مى‏گويد: من بايد بدانم كه كدامتان راست مى‏گوئيد تا شما را برافرازم و كدامتان دروغ مى‏گوئيد تا كيفر بدهم، زيرا حاكم و قاضى بدون شهود و اشهاد و تكميل پرونده و علنى شدن مراتب صدق و كذب، ايمان و نفاق، طاعت و عصيان، كسى‏را محكوم نمى‏كند ونه كسى را مى‏نوازد.
آيات سوره كريمه افاده مى‏كند كه اين سوره بايد در سالهاى اوّل هجرت نازل شده باشد كه مسلمين باقيمانده در مكه، با عذاب و شكنجه سختى معذّب مى‏شدند تا از دين اسلام باز گردند. در اين زمينه بود كه قرآن مجيد مى‏گويد:

(أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ) «4».
آيات اين سوره كريمه به تمامى گواه همين مشكل اسلامى است و لذا در سوره نساء درباره همين افراد باقيمانده بدين صورت حكم الهى صادر شد كه: (وما لكم لاتقاتلون في سبيل اللَّه والمستضعفين من الرِّجال والنِّساء والولدان الّذين يقولون ربّنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها واجعل لنا من لدنك وليّاً واجعل لنا من لدنك نصيراً) (نساء/ 75)، و لذا است كه از داستانهاى انبياء آنچه در اين سوره مورد بحث، يعنى سوره عنكبوت، حكايت شده است با تلخيص كامل تنها به پيروزى حق و شكست مشركين اشارت رفته است.

(مَن كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ) «5».
اشاره‏دارد به‏شكنجه‏هاى مشركين كه گاهى به مرگ مصدومين و مضروبين منتهى مى‏گشت.

(وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ) «6».
منظور آيه جهاد و مقابله با شرك و مشركين است نه قتال.

(وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْناً) «7».
آيه كريمه عطف بر مقدّر است به اين صورت: «ولقد وصّينا الانسان أن لايعبد إلّا اللَّه ووصّيناه بوالديه حُسناً» آيه كريمه باز هم در راستاى همان فتنه و بلوا است كه مشركين مكه بعد از مهاجرت مسلمين، اعضاء خانواده خود را در فشار و سختى مراقبت مى‏كردند و احياناً به زنجير مى‏كشيدند مبادا كه هجرت كنند و يا آنان را تحت فشار و شكنجه قرار مى‏دادند كه از دين اسلام تبرّى بجويند و مشرك شوند. بنابراين طبيعى‏است كه طرح‏اين جمله: (ووصّينا الانسان بوالديه حُسناً) مقدّمه‏اى است براى طرح جمله بعدى كه مى‏فرمايد: (وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَاتُطِعْهُمَا. إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ) «7». كه هيچ كس به بهانه اطاعت از پدر و مادر، به سوى شرك و بت‏پرستى باز نگردد، آن چنانكه عيّاش بن أبى ربيعه به خاطر مادرش، هجرتگاه مدينه را ترك كرد و به مكه باز رفت كه همانندان او فراوان بودند.

(أَوَلَمْ يَرَوا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ* قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ) «20».
آيه اوّل عطف بر مقدّر است به اين صورت: «ألَم يروا أنّ اللَّه الّذي خلق السّموات والأرض بقادر على أن يخلق مثلهم أوَلَم يروا كيف يُبدئ اللَّه الخلق ثمّ يُعيده...». از جمله (قل سيروا في الأرض فانظروا كيف بدء الخلق) استشعار مى‏شود كه بالاخره بشريّت به اين نكته واقف خواهد گشت و بالاخره امكان آفرينش بعدى و رستاخيز همين افراد بشر را به صورت نشئه آخر كشف خواهد كرد و لذا است كه در تعقيب آن مى‏گويد:
(يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَيَرْحَمُ مَن يَشَاءُ وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ) «21».
به هر حال، از آيه 19 كه گفت: (أوَلَم يروا كيف يبدئ اللَّه الخلق) تا آنجا كه مى‏گويد:
(أُولئِكَ يَئِسُوا مِن رَحْمَتِي وَأُولئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) «23».
حاشيه قرآن است بر محاوره و محاجّه ابراهيم با قوم خود و از اين پس در آيه 24 به دنباله داستان مى‏پردازد و مى‏گويد:
(فَمَا كَانَ جَوَابَ قَومِهِ إِلَّا أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَو حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَومٍ يُؤْمِنُونَ) «24».
واقعاً در همين مسئله تاريخى كه هماره انبياء پيروز شدند و مكتب آنان رشد كرد و جوامع را جذب كرد، بهترين معجزه و آيتِ صدقِ رسالت مشهود است، گرچه نجات نوح را از طوفان و نجات ابراهيم را از آتش فروزان، به حساب نياوريم و يا نكته‏هاى تربيتى كلام انبياء را مانند:

(إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِن دُونِ اللَّهِ أَوثَاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا) «25».

(فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَى‏ رَبِّي) «26».
تصوّر كرده‏اند كه جمله (فآمن له لوط) مجزّا است و جمله (وقال إنِّي مهاجر إلى ربِّي) مجزّا است و مسئله هجرت مربوط به مقال ابراهيم است در حالى كه هم خلاف ظاهر است و هم خلاف واقع، زيرا در تعبير ابراهيم خليل عنوان هجرت نيامده است. ابراهيم خليل مركز خاصّى را در نظر نگرفت كه به آنجا مهاجرت كند. موقعى كه پدرش به او گفت: (لئن لم تنته لأرجمنّك. واهجرني مليّاً) و او را از خانه وكاشانه خود -محترمانه- راند. ابراهيم بدين‏عبارت پاسخ‏پدر را داد كه (وأعتزلكم وما تدعون من دون اللَّه) و نمى‏دانست كه بايد بكجا برود، فقط گفت: (وأدعوا ربِّي عسى ألّا أكون بدعاء ربِّي شقيّاً) يعنى دعا مى‏كنم كه خداوند عزّت خودش مرا به جائى مناسب سوق دهد.
سپس در همان سوره (مريم/ 46 - 49) قرآن مجيد همان تعبير ابراهيم را بدست مى‏دهد ومى‏گويد: (فلمّااعتزلهم ومايعبدون من‏دون‏اللَّه‏وهبنا له‏إسحاق‏ويعقوب). به‏همين‏ترتيب در سوره صافات آيه 99 قرآن مجيد چنين حكايت‏مى‏كند: (فأرادوا به كيداً فجعلناهم الأسفلين وقال إنِّي ذاهب إلى ربِّي سيهدين) و در سوره شعراء آيه 78 تا 82 شرح سفر را چنين آغاز مى‏كند: (فانّهم عدوّ لي إلّا ربّ العالمين. الّذي خلقني فهو يهدين. والّذي هو يطعمني ويسقين - وإذا مرضت فهو يشفين - والّذي يميتني ثمّ يحيين) كه حتى خوراك و نوشابه و بيمارى و شفاى خود را در اين سفر بى‏مقصد، به خدا نسبت مى‏دهد و تقاضا دارد كه خداوند عزّت هر آنجا كه مى‏خواهد او را ببرد.
اما لوط پيامبر كه با او همراه مى‏شود همراهى او به عنوان هجرت به سوى خدا و رسول خدا ابراهيم تلقّى مى‏شود و قرآن مجيد در سوره انبياء آيه 71 مى‏گويد: (ونجّيناه ولوطاً إلى الأرض الّتي باركنا فيها للعالمين) و بالاخره سرزمين قدس به عنوان هجرتگاه امّت او مقرّر مى‏گردد.

(وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ) «29».
منظور آيه راهزنى و بردن اموال مسافران نيست بلكه راهزنى و راه بستن بر مسافرين است كه تعهّد كردند به خاندان يكديگر نپردازند و تنها مسافران را مورد تهاجم قرار بدهند.

(قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَومِ الْمُفْسِدِينَ) «30».
با اين شهادت لوط، و تأييد قرآن كريم، فسق لواط در رديف افساد فى الأرض است.

(وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى‏ قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ) «31».
شرح اين ماجرا در سوره هود آيه‏74 گذشت كه‏مى‏گفت: (فلمّا ذهبَ عن إبراهيم الرّوع وجاءته البُشرى‏ يجادلنا في قومِ لوط) و شرح كوتاه آن در سوره‏هاى حجر آيه 53 - 59 و سوره ذاريات آيه 28 - 37 مذكور است.

(اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ) «45».
لازمه اين نهى، ممانعت از عريان شدن در حال نماز است و يا پوشيدن لباس تنگ و چسبان كه بايد در حال نماز رعايت شود.

(أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى‏ عَلَيْهِمْ) «51».
عطف بر مقدّراست به اين صورت: «ألَم يتفكّروا في أنفسهم ماخلق اللَّه السّموات والأرض وما بينهما إلّا بالحقّ وأجل مسمّى أوَلَم يكفهم أنّا أنزلنا عليك الكتاب يتلى عليهم...».

(أَوَلَمْ يَرَوا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَماً آمِناً وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَولِهِمْ) «67».
عطف بر مقدّر است به اين صورت: «أَلَم نُمكِّن لَهُم حَرَماً آمِناً يُجْبى‏ إِلَيهِ ثَمَرات كُلّ شَي‏ء رِزقاً مِن‏لَدُناً وَلكِنّ‏أَكثَرهم لايَعلَمُون. أوَلَم يَرَوا أَنَّا جَعلنَا حَرَماً آمِناً وَيُتَخطَّفُ النَّاس مِنْ حَولِهِم».
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۱۰ 0 نظر - تعداد بازديد : 98 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45593 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005