| آمار |
ميهمانان آنلاين : 3
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره حج |
سوره حج :
بسمِ اللَّهِ الرّحْمن الرّحيم
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ) «1».
خطاب «يا أيُّها النّاس» به عموم بشريّت است خواه از صاحبان اديان باشند يا نباشند. در اين سوره روى سخن با نسل بشر است و مسائل طبيعى زندگى را شرح مىدهد.
(وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى) «2».
در اثر زلزله سخت رستاخيز كه قارّهها بر هوا مىروند طبعاً نوسان و ريزش دارند و نوسان قطعات قارهها ايجاب مىكند كه مردم افتان و خيزان باشند، چرا كه زير پاى آنان متعادل نيست و در ضمن، ترس و وحشت ايجاب مىكند كه زبان مردم بند آيد، خصوصاً افراد ترسو كه مانند مستان سخن بگويند.
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ) «5».
در اين آيه كريمه مسئله رستاخيز را بر زندگى اوّليه كه چسان آغاز شد مترتّب مىسازد. شرحآنرا در جزوه معاد جسمانى به نام آغاز وانجام مطالعه كنيد. خلاصه آن را در آيات سوره بقره آيه 30، سوره آلعمران 59، سوه نساء آيه اوّل، سوره حجر آيه25 بايد ملاحظه نمائيد. آنچه در اينجا مطرح نظر قرآن است، كشت نطفهها در مرداب سطح رستاخيز است كه فرشتگان نطفهها را در دل خاك، سپس مرداب آميخته با آب حيات كشت مىدهند نطفهها بعد از مدتى رشد مىكنند و مىبالند و بإ؛1ظظ شيپور دوم بيدار باش از دل خاك نمناك برون مىغلتند، درست مانند شرح آخر آيه كه درباره رويش گياهان مشهود است.
وزان اين آيه كريمه وزان آيه 9 - 11 سوره ق است كه مىگويد: (ونزّلنا من السّماء ماء مباركاً فأنبتنا به جنّات وحبّ الحصيد والنخل باسقات لها طلع نضيد رزقاً للعباد وأحيينا بهبلدة ميتاً كذلكالخروج). تشبيه و تمثيل آفرينش گياهان با تجديد حيات بشر، در سراسر قرآن مجيد، هرجا تناسب داشته است مذكور و مشهود است و از جمله آيه 48 سوره انعام كه مىگويد: (ولقد جئتمونا فرادى كما خلقناكمأوّل مرّة) و از جمله آيه 29 سوره اعراف كه مىگويد: (كما بدأكم تعودون) كه شرح اجمالى آن نيز گذشته است.
(وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ) «27».
خطاب آيه كريمه به رسول اللَّه است مانند آيه قبلى كه گفت:
(وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً) «25».
بنابراين رسول خدا مىبايد در ميان مردم جار بزند كه آماده حج شوند ولى به قرينه همان آيه قبلى كه مىبايد خانه كعبه و محدوده حرم از مظاهر شرك پاك شود، رسول خدا تأمل كرد تا هجرت به مدينه صورت گرفت و نُه سال گذشت و مظاهر شرك از حرم خدا زدوده شد و مشركين را از خانه خدا دور كردند.
سال دهم هجرت منادى رسول خدا جار زد كه رسول اللَّه در اين سال جارى، به حج مىرود، هركه مىتواند حاضر شود و با ما عازم حج گردد تا مناسك حج را عملاً و عيناً بياموزد.
(يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ) «27».
فعل «يأتوك» در پاسخ أمر «وأذّن» مجزوم شده است و اعلام مىكند كه اگر جار بزنى مردم پياده و سواره حتى سوار بر شتران لاغر به حضورت مىشتابند تا در ركاب تو حج را بجا آورند، كه البتّه در سفر حجّة الوداع جمع زيادى پياده بودند.
(يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ) «27».
«يأتين» فعل جمع مؤنّث است به اعتبار جمع حاجيان كه مُشاة و رُكّاب خواهند بود. قيد «من كلّ فجّ عميق» افاده مىكند كه حاجيان از هرجا بيايند بايد از درّههاى ژرف و عميقى كه در مسير راهشان باشد وارد حرم شوند. رسول خدا با الهام از اين آيه كريمه مواقيت احرام را مشخّص كرد كه عبارت از «جُحْفَه» در مسير حاجيان مدينه و حاجيان مصر و شام. «يَلَمْلَمْ» در مسير حاجيان يمن. «قَرْنُ المَنازل» در مسير حاجيان نجد و طائف. «عَقيق» در مسير حاجيان عراق.
(وَيَذْكُرُوا اسْمَاللَّهِ - فِيأَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ - عَلَى مَا رَزَقَهُم مِن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ) «28».
«أيّام معلومات»، از عهد ابراهيم و اسماعيل به يادگار، مشخّص مانده بود كه روزهاى «عُشَر» يعنى دهم و يازدهم و دوازدهم ذيحجّه است. در اين روزها است كه قربانى حج بايد با نام خدا قربانى شود.
(ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ) «29».
آيهكريمهافادهمىكند كهبعداز تقديمقربانىمىتوانند بهشستن سروبدنبپردازند، زيرا قبل از آن با بستن عقد احرام، شستن را بر خود حرام كرده بودند. غير از دور كردن آلودگى بدن و كثافت - كه از جمله تكليف سر تراشى است - كار ديگرى حلال نمىشود مگر بعد از پايان آن تكاليفى كه حاجى به عنوان احرام بر خود نذر و واجب كرده بود و آن زيارت طواف و سعى صفا و مروه خواهد بود كه بعد از اين دو عمل تمام آنچه بر خود تحريم كرده بود مانند عطر و آئينه و تعويض لباس و... حلال مىشود جز مباشرت با نسوان كه حلّيت آن در گرو يك طواف ديگر بر گرد خانه كعبه است كه قرآن مجيد شخصاً اين طواف را بر نذورات رسمى قبلى افزود.
(وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ) «30».
در آيه 28 گفت: (ويذكروا اسم اللَّه على ما رزقهم من بهيمة الأنعام) از آن رو كه در حال احرام، تنها بهيمه انعام يعنى دامهاى اهلى بر حاجيان حلال است و جز دامهاى اهلى را نمىتوان قربانى كرد. در اوّل سوره مائده نيز فرمود: (اُحِلّت لكم بهيمة الأنعام إلّا ما يُتلى عليكم غيرَ مُحلِّي الصّيد وأنتُم حُرُم) ولى در اينجا گفت: (اُحِلّت لكم الأنعام) و مطلق انعام را اعمّ از وحشى و اهلى و دورگه حلال نمود، از آن رو كه احرام حج پايان گرفته است و تنها حرمت حرم باقى است كه شخصاً هيچ كس خواه در حال احرام و يا خارج از لباس احرام، در محدوده حرم حقّ صيد كردن ندارد ولى از صيد خارج حرم مىتواند تغذيه نمايد. قيد (إلّا ما يُتلى عليكم) انواع خنزير را استثنا مىكند كه شرح آن در سوره انعام آيه 145 مذكور است.
(فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوثَانِ) «30».
فاء براى تفريع است. يعنى بعد از آنكه توصيه كرديم كه (ما اُهِلَّ لغير اللَّه به) بر شما حرام است و بعد از آنكه تطهير حرم از مظاهر شرك و نجاست فرض است، اينك كه شما نمىتوانيد احكام حج را مطابق دستور خدا انجام دهيد و نمىتوانيد مشركين را از حرم برانيد و نمىتوانيد اوثان مشركين را معدوم كنيد كه گوشت و خون قربانى خود را بر آن مىنهند، از خوردن گوشت و آلوده شدن به خون آن دامها و خود آن اوثان اجتناب كنيد.
(وَاجْتَنِبُوا قَولَ الزُّورِ) يعنى و از همراهى كردن با مشركين در خواندن سرود آنان نيز اجتناب و دورى نمائيد كه خواندن سرود و چغانه و گفتن تلبيه مشركين نيز واجب الاجتناب است.
(لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمّىً ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ) «33».
آيه كريمه دنباله آيه 28 و 29 مىباشد كه راجع به گوسفند و گاو و شتر قربانى سخن گفت. سه آيه بعد آن تا آيه مورد بحث، به صورت استطراد، مسائل جنبى را عنوان مىكرد. در اين آيه ضمير «فيها» به همان انعام اهلى ناظر است كه حاجيان براى قربانى مىآورند. آيه افاده مىكند كه گرچه اين دامها را با علامت ويژه، نذر خانه خدا و ضيافت حاجيان كردهايد، ولى مىتوانيد كه تا روز قربانى كه همان «أيّام معلومات» است از منافع آن دامها در نيمه راه بهرهمند شويد، اگر گاو و شتر باشد مىتوانيد بر آنها سوار بشويد و به هر حال هر نوع دام كه باشد مىتوانيد از شير آن اگر صاحب شير باشد استفاده نمائيد تا موقعى كه قربانيها به خانه كعبه برسند و در آنجا قربانى شوند.
(وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِن شَعَائِرِ اللَّهِ) «36».
اين آيه مخصوص شتر قربانى است از آن رو كه مىخواهد كيفيت قربانى كردن را تعليم دهد. اگر دام قربانى گوسفند و بز و يا گاو و گوساله باشد بايد به وسيله قلاده علامتگذارى شود و اگر شتر باشد بايد با تيغه كارد و يا شمشير و يا چاقو كوهان او را با زخمى ساده خونين سازند، لذا اين نوع دام به عنوان شعائر الهى نيز تلقّى شده است و تعظيم و بزرگداشت آن مىتواند حاجى را به انتخاب شتر چاق و پروار - كه البتّه بايد ناقه باشد - تشويق كند.
(فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ) «36».
كلمه «صوافّ» جمع «صافّه = صاففه» است كه اگر چند شتر باشند آنان را بايد به صف كنند و رو به قبله در حالى كه دو زانوى آن بايد با مچ دستهايش با طناب بسته شود و دو پايش آزاد باشد و اين در حالى است كه شتر نشسته باشد. و اين خود گواه است كه طبق معمول و متداول، شتر بايد نحر شود، يعنى كاردى در زير گلوى او فرو ببرند تا خون او جارى گردد و بعد از آنكه خونريزى قطع شد و به پهلو بر زمين افتاد و تكان نخورد، پوست گرفتن و سر بريدن و قطعه كردن گوشت و استخوان آن حلال است.
(لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا) «37».
يعنى سفارش ناقه درشت اندام فربه به خاطر آن نيست كه گوشت بيشترى دارند و خدا خواهان گوشت ناقه است تا ميهمانانش عشرت بيشترى داشته باشند و نه آنكه خواهان خون بيشترى باشد تا در مذبح بدرخشد و چند صباحى شكوه و جلال معبد را حكايت كند و يا بر سر مجسمه خداى خدايان ريخته شود، تا راضى و خشنود باشد.
(لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ) «37».
تكليف تكبيرات عيد را مشخّص مىكند بدين صورت: «اللَّه أكبر. اللَّه أكبر. لا إله إلّا اللَّه واللَّه أكبر. اللَّه أكبر وللَّه الحمد. اللَّه أكبر على ما هدانا. اللَّه أكبر على ما رزقنا من بهيمة الأنعام. والحمد للَّه على ما أبلانا». اين تكليف در سوره بقره آيه 203 گذشت. (صحيح كافى/ رقم 2323).
(إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ) «38».
آغاز بحث درگيرى با مشركين است و اجازه تعرّض به آنان با تعبيراتى كه جنبه صراحت ندارد، از آن رو كه هنوز هجرت به مدينه كامل نشده است.
(أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ) «39».
آيه كريمه را اوّلين آيهاى دانستهاند كه درباره قتال با مشركين صادر شده است. ولى با توجه به متن آيه، فقط اجازه مقابله و درگيرى - در صورتى كه مشركين تعرّض كنند - صادر شده است. لذا بود كه چون رسول اللَّه به مهاجرين مدينه پيوست، بعد از مدت قليلى به بعث سرايا، يعنى اعزام گروههاى مهاجم و جنگى، پرداخت كه راه را بر كاروانهاى قريش ببندند.
در سوره بقره آيه 190 گذشت كه اوّلين آيه قتال اين آيت است كه مىفرمايد: (وقاتلوا في سبيل اللَّه الّذين يقاتلونكم ولا تعتدوا) كه بعد از كامل شدن هجرت، نازل شده است و در عين حالى كه اجازه قتال صادر مىكند اجازه را مشروط به قتال مشركين و پيشقدم شدن آنان مىنمايد تا مسلمين جنگ را آغاز نكرده باشند بلكه فقط مقابله به مثل كرده باشند.
(الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ) «40».
آيه كريمه ناظر به مهاجران مدينه و مهاجران حبشه است كه از خانه و كاشانه خود آواره شدند. نكات لازم در ترجمه معانى القرآن توضيح شده است.
(وَإِنَّ يَوماً عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ) «47».
شرح لازم را در جزوه هفت آسمان ملاحظه نمائيد.
(وَمَاأَرْسَلْنَامِنقَبْلِكَمِنرَسُولٍوَلَانَبِيٍإِلَّاإِذَاتَمَنَّىأَلْقَىالشَّيْطَانُفِيأُمْنِيَّتِهِ) «52».
شرح لازم را در مجلّه بيّنات شماره سوم مسلسل ملاحظه نمائيد.
(وَيُمْسِكُالسَّمَاءَأَنتَقَعَعَلَىالْأَرْضِإِلَّابِإِذْنِهِإِنَاللَّهَبِالنَّاسِلَرَؤُوفٌرَحِيمٌ) «65».
آيه كريمه نصّ در آن است كه منظور قرآن از آن آسمانى كه امكان افتادن و سقوط و وقوع آن وجود دارد، سنگهاى آسمانى آستروئيد است و سقوط آسمان اوّل بر روى زمين كه سقوط كره مريخ باشد و برخورد و تصادم آن با زمين و به همين ترتيب. به كتاب هفت آسمان مراجعه شود.
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) «77».
در مقاله محكمات و متشابهات بحث آيه گذشت كه اين ركوع و سجود، مربوط به متن نماز است كه عنوان عبادت دارد و نداى اذان دائر به حىّ على الصلاة. حىّ على الفلاح. حىّ على خيرالعمل، از اين آيه كريمه اتخاذ شده است.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۰۳
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 89 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|