| آمار |
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره ابراهيم |
سوره ابراهيم :
بسمِ اللَّهِ الرّحْمن الرّحيم
(الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) «1».
آيه كريمه مفاد همان ولايت «اللَّه» را گوشزد مىكند كه در سوره بقره آيه 257 گفت: (اللَّه وليُّ الّذين آمنوا يخرجهم من الظُّلمات إلى النُّور) و در سوره مائده آيه 55 گفت: (إنّما وليّكم اللَّه ورسوله والّذين آمنوا الّذين يقيمون الصّلاة ويؤتون الزّكاة وهم راكعون) كه شرح آن گذشت.
(وَوَيْلٌ لِلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ) «2».
عطف بر مقدّر است به اين صورت: «فمَنْ يؤمن باللَّه ويعمل صالحاً يدخله جنّات تجري مِن تحتها الأنهار وويل للكافرين من عذاب شديد».
(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَومَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ) «5».
آيه كريمه باتوجه بهآنچه گذشت افاده مىكند كهاصلرسالتدر كتابهاى آسمانى همين است كه بايد مردم را از تاريكيهاى جهالت و غوايت شيطانى خارج سازند و به نور هدايت الهى وارد سازند.
(جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ) «9».
جمله (فَرَدُّوا أيديَهُم في أفوَاهِهِم) از عادات جاهلانه برخى سبكسران است كه ديگران را دست مىاندازند. اين عمل سبكسران بىمغز يعنى اراذل و اوباش جامعه با جمله بعدى تفسير شده است كه مىگويد: (وقالوا إنّا كفرنا بما أرسلتم به) در اين زمينه به مقدّمه معانى القرآن مراجعه شود.
(وَقَالَالَّذِينَكَفَرُوالِرُسُلِهِمْلَنُخْرِجَنَّكُممِنْأَرْضِنَاأَو لَتَعُودُنَفِيمِلَّتِنَا) «13».
در آن زمان تشكيلات حكومتى در آن حد نبود كه اگر كسى و يا كسانى را تبعيد كنند با گارد مسلّح آنان را به شهرهاى دور ببرند و به دست آن حكومت بسپارند. تنها راهى كهدرنظرگرفتهبودند اين بود كه حكم بهرجم وسنگساركردن و سنگباران كردن بدهند كه درنتيجه با هركسى كه روبرو مىشدند تا به او چيزى بفروشند و يا از او چيزى بخرند به وسيله پرتاب سنگريزه و حصباء رانده مىشدند و تبعيدشدگان ناچار به كوچ مىشدند.
قرآنمجيد در سورهاعراف آيه87 مىگويد: (قال الملأ الّذين استكبروا من قومه لنخرجنّك يا شعيب والّذين آمنوا معك من قريتنا أو لَتَعُودُنَّ في ملّتنا) و از همين تهديد به اخراج آنان در سوره هود آيه 91 به عنوان رجم تعبير مىكند: (قالوا يا شعيب ما نفقه كثيراً ممّا تقول وإنّا لنراك فينا ضعيفاً ولولا رَهْطُكَ لرجمناك).
و از اين قبيل است رجم شياطين كه قرآن مجيد در سوره ملك آيه 5 مىگويد: (ولقد زيّنا السّماء الدُّنيا بمصابيح وجعلناها رجوماً للشياطين) كه با سنگپارههاى آستروئيد سنگباران مىشوند تا رانده شوند و به گفتار ملأ أعلى گوش فرا ندارند، چنانكهدرسورهصافات آيات 10-6 مىگويد: (إنّا زيّنا السّماء الدُّنيا بزينة الكواكب. وحفظاً من كلّ شيطان مارد. لايسَّمّعون إلى الملأ الأعلى ويُقْذَفون من كلّ جانب. دحوراً ولهم عذاب واصب إلّا من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب). بنابراين منظور از آيات رجم نه آن است كه مجرمين را تا زانو در خاك كنند و سپس چندان سنگ بر سر آنان بريزند تا در زير سنگ و سنگپاره مدفون شوند.
(أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَإ؛قظظ فِي السَّمَاءِ* تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ) «25».
منظور از «كلمةً» نطفه آدمى است آن چنانكه درباره مسيح آمده است: (إنّ اللَّه يبشِّرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى بن مريم) (آلعمران / 45) و نيز (إنّما المسيح عيسى بن مريم رسول اللَّه وكلمته ألقاها إلى مريم وروح منه) (نساء / 171). قرآن مجيد در جمع اين كلمه مىگويد: (ومريم ابنت عمران الّتي أحصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا وصَدَّقت بكلمات ربّها وكتبه) (تحريم / 12) و نيز در سوره كهف آيه صدو نهم مىفرمايد: (قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربِّي لنفد البحر قبل أن تنفد كلمات ربِّي ولو جئنا بمثله مدداً). كه نظير آنرا در سورهلقمان آيه27 مىتوان ديد.
وزان اين ضرب مثل وزان ضرب المثل آيه نود است كه مىگويد: (مثل نوره كمشكاة فيها مصباح) كه دوازده نقيب الهى را معرفى مىكند و در پايان مىگويد: (ويضرب اللَّه الأمثال للناس) چنانكه در اينجا گفت. طبيعى است كه هر تمثيلى بر پايه تشبيه استوار است و راز تشبيه با توجه به مشبّه به روشن خواهد گشت. در اين آيه شريفه مشبّه به درخت خرما است كه ريشه آن مانند ميخ در اعماق زمين نفوذ مىكند و ريشههاى مكنده در اطراف آن مىرويد كه مصداق «أصل ثابت» و پايدار است. شاخههاى اين درخت بايد هر ساله هرس شود و تنها چند شاخه تازه آن مانند طبق بر سر درخت باقى مىماند كه از قلب درخت خرما تغذيه مىكند. اين شاخهها مصداق «فرعُها في السّماء» است زيرا بر تنه درخت مانند ساير درختان شاخ و برگى نمىرويد. موقعى كه درخت خرما به حدّ بلوغ برسد و گرده نر بر فرق درخت ماده افشانده شود و بارور گردد، ظرف ششماه ميوه خرما را به ثمر مىرساند كه از حيث غذائى، كامل است و لذا از آن تعبير به «أُكُل» شده است.
منظور ازاين مثل بايد دخت رسول خدا فاطمه زهراء باشد كه تنها بازمانده رسول است. ريشه آن رسول اللَّه در زمين ثابت و پابرجا است و شاخه آن و چه بسا قلب و كوهان آن اميرالمؤمنين است و ثمره آن كه ششماهه به دنيا آمدهاند امام مجتبى و سيد الشهدايند و رويهم رفته شجره نبوت را تشكيل مىدهند.
(وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوقِ الْأَرْضِ مَالَهَا مِن قَرَارٍ) «26».
اين «كلمة» نقطه مقابل كلمه طيّبه قبلى است و قهراً منظور از اين كلمه هم نطفه آدمى است. در اين آيه مشبّه به شجره فُطر است كه در فارسى به آن قارچ مىگويند. اين گياه يكشبه كه در هنگام بهار و باران و خصوصاً به هنگام غرش رعد مىرويد، ريشهاى در زمين ندارد و اگر آن را حركت بدهند از كف زمين قطع مىشود. اين گياه، در اغلب سمّى است. منظور از اين مثل كه مشبّه به يعنى ممثّل آن قارچ بىاصل و فرع است و به همين جهت و به همين علّت از كف زمين قلع و قمع مىشود، شجره بنىاميّه خواهند بود كه در مقابل شجره رسول اللَّه ياد شدهاند.
(يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَولِ الثَّابِتِ) «27».
منظور از قول ثابتى كه مؤمنان با آن قول تثبيت مىشوند، پيام قرآن مجيد است كه در سوره نحل آيه 102 مىفرمايد: (قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ ليثبِّت الّذين آمنوا). و همين پيام قرآن است كه داغ ضلالت و گمراهى و تباهى بر پيشانى سيهكاران ثبت مىنمايد چنانكه مىگويد:
(وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ) «27».
(رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَومَ يَقُومُ الْحِسَابُ) «41».
در اين فصل آيات كه از ابراهيم خليل ياد مىكند و در آغاز آن مىگويد:
(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذَا الْبَلَدَ آمِناً) «35».
سه نوبت مىگويد: «ربّ» و در پى آن مسائلى مطرح مىشود كه خاصّ خود آن سرور است و چهار نوبت مىگويد: «ربّنا» و در پى آن مسائلى را مطرح مىكند كه مربوط به خاندان او است و لذا نمىتوان به آيه كريمه استدلال كرد كه آخرين دعاى ابراهيم: (ربّنا اغفر لي ولوالديّ) ناظر به پدر و مادر شخص خود او است زيرا بر اساس سياقى كه مشهود است، اين دعا ناظر به خود او و دو فرزندش اسماعيل و اسحاق و ذرّيه او است و لذا است كه مىگويد:
(رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي) «40».
و بلافاصله مىگويد:
(رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ) «40».
كه تقاضا مىكند پروردگار عزّت دعاى او و فرزندان و ذرّيهاش را بپذيرد. بنابراين آيه كريمه به اين صورت تقدير و تأويل مىرود كه در آيه استغفار هم به نيابت از خود و اسماعيل و اسحاق ويعقوب و ذريّهاش مىگويد: «پروردگارا ما را بيامرز. پدر و مادر ما را بيامرز. مؤمنان را بيامرز».
(يَومَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّموَاتُ وَبَرَزُوا للَّهِِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ) «45».
منظور آيه آن است كه هسته مركزى زمين - بعد از انفجار كره زمين - به راه خود ادامه مىدهد و آب و خاك و كوه و هرچه بر سطح زمين بوده است در فضا پراكنده مىشود و بعد از آنكه مقدار زيادى از موادّ مذاب خورشيدى بر روى زمين يعنى همان هسته مركزى ريخت، مجدّداً شكل مىگيرد و در اثناى گردش خود به دور خورشيد، مرتباً آب و خاك و شنها و نطفههاى گياهان و آدميان كه در فضاى همان مدار زمين پراكنده است بر روى زمين جذب مىشود و زمين آماده بارور كردن نطفهها و پرورش آنها خواهد گشت. شرح بيشتر و كامل آن را بايد در جزوه معاد و رستاخيز ملاحظه نمائيد.
(سَرَابِيلُهُم مِن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ) «50».
اين آيه كريمه قسمتى از اوصاف دوزخ را در بر دارد. در كره دوزخ كه آتش بالاى سر دوزخيان خيمه زده است. از داخل درهها و آبفشانها نفت و قير به آسمان پرتاب مىشود و ضمناً سوخت و ساز دوزخ كه از آسمان زهره دود و سياهى و گاز مايع به زمين زهره نازل مىكند. همه بر سر و تن دوزخيان زهره مىريزد و مرتباً مانند شتر گر كه ماده قطران بر تن او مىآلايند سياه و برّاق مىشوند، گويا كه اطلس سياه بر تن كردهاند.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ شنبه ۳ دي ۱۳۸۴ - ۰۳:۲۶
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 99 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|