| آمار |
ميهمانان آنلاين : 3
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره انفطار |
سوره انفطار :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(إِذَا السَّماءُ انفَطَرَتْ* وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ* وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ) «3».
انفطار به معناى انشقاق است. با اين تفاوت كه انفطار از ناحيه داخل صورت مىگيرد گويا كه سيّارات آسمانى از داخل گرم و داغ شوند و به حالت انفجار سطح روئين را بتركانند. در اين موقع، تركيدن و شكاف برداشتن و قطعه قطعه شدن، همان مفهوم انشقاق را مىرساند كه در سوره انشقاق به آن مىرسيم. در زمنيه انفطار سيّارات آسمانى، قبلاً در ذيل آيات مربوطه شرحى گذشت. شرح بيشتر در رساله معاد بايد ملاحظه شود.
در سوره شورى آيه 5 گذشت كه (تَكادُ السّموات يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوقِهِنَّ) اشارتى رفت كه ذوذنب طارق كه همان سائل (سالَ سائِل بعذاب واقع) است از خارج منظومه وارد مىشود و در سر راه خود يكايك سيّارات را در هم مىكوبد و كوبيدن باعث انفطار مىشود به همان صورتى كه در چند سطر پيشين گفته شد.
بعد از انفطار تكهپارههاى سيّارات به اطراف پراكنده مىشود مانند جرّقه آتش كه از ذغال پران مىشود. در لغت عرب كلمه «كوكب» ريشه در همين معناى جرقّه دارد و سيّارات و ستارگان را از همين رو به نام كوكب مىخوانند كه مانند جرقّه سوسو مىزنند و در تاريكى مىدرخشند.
جمله (وإذا البِحَار فُجِّرَت) اوّلين حالت درياها را بعد از سقوط شهاب طارق و دماى بسيار شديد زمين روشن مىكند كه بلافاصله عنوان (وإذَا البِحَار سُجِّرت) تصوير مىشود كه در سوره قبلى گذشت. در واقع ابتدا جوش و خروش دريا كه تفجير است سپس تبخير و باز به هنگام بازگشت هسته مركزى زمين به همين منطقه ذرّات آب بر روى سطح زمين فرود مىآيد و مجدّداً به صورت غبار صعود مىكند تا آنگاه كه سطح كره زمين مجدّداً خنك شود و حالت تبخير و تسجير از ميان برود.
(وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ* عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ) «5».
اشارتى دارد به نفخه دوم صور كه خاك زمين را درهم بلرزاند و ابدان آدمى را بيرون بريزد كه شرح آن در ذيل آيه 41 سوره ق گذشت و نيز ساير آياتى كه نفخه دوم را مطرح مىكند.
(يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ) «6».
آيه كريمه اين نكته را روشن مىكند كه نبايد به تسويلات شيطانى توجّه كنيد و با اين شعار معروف كه مىگويند: «خدا كريم است» و در يك حديث قدسى به فارسى گفته است: «چكنم با مشتى خاك، جز آنكه بيامرزم» مغرور و خام شويد و دست به تبهكارى بزنيد.
(الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ* فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ) «8».
اشاره مىكند كه كرم الهى در اين زمينه مصداق گرفت كه تو را از حالت نطفه خارج كرد و براى آزمون و تشريف طاعت و تقرّب، به حيات بدنى آورد، تو را پيراست و قامت تو را معتدل ساخت و به هر صورت كه مشيّت و ناموس آفرينش نطفهات اقتضا مىكرد، تركيب استخوان و قيافهات را سامان داد.
(كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ) «9».
ردّ اين شبهه و تسويل است. يعنى نه چنين است كه گوينده اين سخن و پردازنده اين شعار، مىخواهد كرم خدا را به جوش آورد. بلكه مىخواهد برپائى قانون را منكر شود و كيفر و پاداش را تكذيب كند تا هر كس هرچه بخواهد انجام دهد.
(وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ* كِرَاماً كَاتِبِينَ* يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ) «12».
در مقام تعليل و توجيه اين ردّ و ردع است. يعنى ما بر سر شما جمعى از فرشتگان صاحب كرامت را گماشتهايم تا از اعمال و اقوال شما نسخهبردارى كنند. پس اين برنامهها و انزال كتابها و ارسال رسولها و تهديدها و وعيدها و وعدهها و نويدها، پوچ و بىاساس نخواهد بود بلا شك.
(إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ* وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ* يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ* وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ) «16».
يعنى پاداش نيكان و ابرار قطعى است و كيفر فاجران و نابكاران هم قطعى است. كرم الهى برنامههاى آفرينش را بر هم نمىزند. كرم همان بود كه شما را در مسابقه زندگى شركت داد و وسائل طاعت و تقرّب و فوز و رستگارى را در اختيارتان گذاشت و راه درست و نادرست زندگى را برايتان روشن كرد.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۵:۰۹
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 78 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|