| آمار |
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره عبس |
سوره عبس :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(عَبَسَ وَتَوَلَّى* أَن جَاءَهُ الْأَعْمَى) «2».
اين دو آيه كريمه تصويرى است از حادثهاى كه رخ داد. رسول خدا با يك تن از بزرگان قريش به سخن نشسته بود و او را ارشاد مىكرد كه در اين اثنا مرد كورى با حال شتاب عصازنان آمد و كنار رسول خدا كه صدايش آشنا بود نشست و آن مرد قرشى كه حاضر نبود با مردى بىنوا و عليل همنشين شود، بىمحابا از جا برخاست و بىاعتنا رفت. رسول خدا متأسّف شد كه ورود اين مرد اعمى رشته مقاوله را پاره كرد و سخن بىنتيجه رها شد.
خطاب اين دو آيه به رسول خدا است و به ديگر كس نمىتواند باشد، زيرا (عَبَسَ وتَوَلّى) از مردى غايب سخن به ميان آورده است و اين سخن، مخاطب مىخواهد، و غير از رسول خدا كه هماره مخاطب قرآن است چه كسى مىتواند مخاطب باشد. بنابراين كاملاً جاهلانه است كه بگوئيم رسول خدا رو ترش كرد و رفت. اين دو آيه تمهيدى است همراه با تصويرى از صورت حادثه براى ملامت و نكوهش رسول اللَّه كه چرا تو بايد از آمدن كور به حال تأسّف درآيى و از رفتن يك مردك فرعونصفت دلگير شوى.
بنابراين در آيات بعدى بازهم خطاب آيات كريمه به رسول خدا است كه مىفرمايد:
(وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى* أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى) «4».
يعنى دلگيرى و تأسّف تو در صورتى بجا است كه مطمئن باشى و بدانى كه او از آلودگى پاك مىشود و يا مىخواهد پند بگيرد و پند براى او سودمند مىافتد. ولى تو از كجا مىدانى كه چنين است؟
(أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى* فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى* وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى* وَأَمَّا مَن جَاءَكَ يَسْعَى* وَهُوَ يَخْشَى* فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى) «10».
يعنى آن كسى كه خود را از تعليم تو بىنياز مىداند تو به او پرداختهاى. در حالى كه مسئوليّت شرك او بر دوش تو نيست. امّا آن كسى كه با شتاب آمده است و از خشيت خدا در هراس است و براى تعليم و تعلّم و تربيت آمده است، دل از او فارغ مىدارى و لب از سخن مىبندى.
(كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ* فَمَن شَاءَ ذَكَرَهُ) «12».
كلّا رَدْع است براى اين تصوّر كه قرآن بايد هرچه زودتر در ميان سران جامعه نفوذ كند تا ديگران به تَبع سران خود ايمان بياورند.
اين تصوّر تصوّرى خام است زيرا قرآن فقط يادواره است. هركه مايل باشد بدان مىگرود، بىآنكه بناى معامله و داد و ستد داشته باشد. و يا براى ايمان خود شرطى بگذارد گرچه شرط او شرطى ساده باشد و تنها وقت خصوصى تقاضا كند. ساير آيات كريمه در ترجمه معانى القرآن روشن شده است و نكته ناگفته ندارد.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۵:۰۸
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 94 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|