تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۶
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 3
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره نازعات
سوره نازعات :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(وَالنَّازِعَاتِ غَرْقاً* وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطاً* وَالسَّابِحَاتِ سَبْحاً* فَالسَّابِقَاتِ سَبْقاً* فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْراً) «5».
آيات كريمه مانند آيات سوره مرسلات، سوگند به فرشتگان است و شرح نزول و صعود آنان به سيّارات منظومه شمسى كه هفت آسمان و زمين باشد.
كلمه (النَّازِعاتِ غَرقاً) تشبيهى است از كشيدن كمان و پرتاب كردن تير. و موقعى كشيدن زه كمان بيشتر اثر مى‏گذارد و تير را به نقطه دورتر پرتاب مى‏كند كه زه كمان تا سر حدّ امكان بيشتر كشيده شود: يعنى تا آن حد زه را بكشد كه گويا چوبه تير در شكم كمان غرق شده است.
يعنى فرشتگان از سيّاره‏اى به سيّاره ديگر صعود و نزول دارند ولى به هنگام جدا شدن از جاذبه الكتريكى آن سيّاره، بايد با نهايت قدرت جهش كنند، گويا كه بند را از پاى خود مى‏گسلند، سپس به شناورى مى‏پردازند.
از آن پس كه شناورى شروع شود، نوبت به سبقت گرفتن مى‏رسد كه هر فرشته‏اى كه بال و پر بيشترى دارد، يعنى الكترون بيشتر و هسته مركزى فراوانتر و بار الكتريكى قويتر دارد مى‏تواند پيش بيفتد و جمعاً شبيه عرف و يال اسب در حالت يك تير كمان راست و مستقيم به سوى هدف روانه شوند. و بعد از رسيدن به مقصد به تدبير فرمان بپردازند كه شرح آن در ذيل آيات متعدّد گذشت كه از جمله فرمود: (يُدَبِّر الأمر مِنَ السَّماء إلَى الأَرض ثمَّ يعرُج إلَيه في يوم كان مِقْدارُه ألْفَ سَنَة ممّا تَعُدُّون) (سجده/ 5).

(يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ* تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ) «7».
اشاره به نفخ صور دارد كه مردم را از دل گورهاى نطفه‏ها برون اندازد.
شيپور دوم شيپور بيدارباش است. چنانكه در سوره ق آيه 41 و 42 فرمود: (واسْتَمِعْ يومَ يُنادِ المُنادِ من مكانٍ قريب يوم يسمعون الصَّيْحَة بالحقّ. ذلك يومُ الخُروج... يوم تَشَقَّقُ الأرض عنهم سراعاً ذلك حشرٌ علينا يسير). و چنانكه در رساله آغاز و انجام ملاحظه خواهد شد، شهاب آسمانى بر گرده زمين نمى‏خورد، بلكه از سطح آن مى‏گذرد و اعراف را مى‏سايد و رهگذر باز مى‏كند.
و چون به دور زمين مى‏چرخد و يا آواى آن به دور زمين منعكس مى‏شود، و چه بسا مانند ذوذنب با حركت سهمى رفت و برگشتى متناوب داشته باشد، قرآن مجيد مى‏گويد: (يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجاً) (نبأ/ 18) يعنى مردم فوج فوج از دل خاك به هم لرزان، برون مى‏ريزند، گويا كه خاك را غربال مى‏كنند.

(يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودوُنَ فِي الْحَافِرَةِ* أَإِذَا كُنَّا عِظَاماً نَخِرَةً) «11».
«حافرة» به معناى خاك حفر شده است. يعنى آيا اجزاء ما را -و يا نطفه‏هاى ما را- دوباره به گورستان خاكى بر مى‏گردانند تا به قول شما از دل خاك لرزان ما را بدر آرند. آنهم بعد از آنكه ما به صورت استخوانهاى پوسيده درآئيم.

(قَالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ) «12».
اين منطق مشركين بعد از تنازل و فرض امكان است. يعنى بر فرض كه چنين بازگشتى صورت بگيرد، چه نتيجه‏اى بر آن بار مى‏شود؟ مگر ما بر روى همين زمين به حيات جسمى نرسيديم و دوره حيات را سپرى نكرديم كه باز هم ما را از دل خاكها بدر آرند؟ اگر مى‏خواهند ما را به عقوبت برسانند، پس چرا در همين نوبت اوّل به عقوبت نمى‏رسانند با آنكه فراوان تقاضاى عذاب كرديم.
(فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ* فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ) «14».
اين دو آيه، ذيل همان مبحث پيشين است كه گفت:

(قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ* أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ) «9».
يعنى امروز آنان رد و انكار مى‏كنند و معاد را به مسخره مى‏گيرند ولى در آن روز دلهايشان مانند مرغ سركنده مى‏طپد و چشمهايشان از شرم و نااميدى فرو خوابيده است ولى كسى در آن روز به حال آنان رقّت نمى‏برد بلكه با يك فرياد و هيبت كه بر سر آنان مى‏كشند، آنان را به سوى دوزخ اردنگى مى‏كنند و تا به خود آيند ناگهان خود را در سرزمين داغ زهره مى‏نگرند.

(هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى‏* إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً* اذْهَبْ إِلَى‏ فِرْعَونَ إِنَّهُ طَغَى‏) «17».
گويا تمثيلى است از حال تفرعن قريش و سران تبهكارشان، به حال فرعون و سناى پشتيبان او كه، سرانجام قريش را پيش‏بينى كند.

(فَقُلْ هَل لَكَ إِلَى‏ أَن تَزَكَّى‏* وَأَهْدِيَكَ إِلَى‏ رَبِّكَ فَتَخْشَى‏) «19».
در سوره طه آيه 44 - 45 فرمود: (إذْهَبا إلى‏ فِرعونَ إنَّه طَغَى‏ فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّه يَتَذكّر أو يَخْشى‏). در اين سوره نازعات، متن عبارتى كه مى‏تواند نرم و هموار باشد و با فرعون در ميان نهاده شود، به موسى پيشنهاد شده است. موسى براى دعوت فرعون و ملأ او نيامد، رسالت او نجات بنى‏اسرائيل بود ولى ذات ربوبى، هم براى اتمام حجّت و هم براى برنامه‏ريزى مذهب، از دعوت فرعون خود سر و پركبريا دريغ نمى‏كند و حتى پيشنهاد مى‏شود كه مراتب مذهبى به صورت سؤال مطرح شود آنهم به صورت كسب اجازه، ترجمه آيات روشن است.
اين سبك برخورد با فرعون در نامه‏هاى رسول اللَّه به سلاطين مشهود است.

(ءَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَنَاهَا* رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا* وَأَغْطَشَ لَيْلَهَإ؛ثظظت وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا) «29».
بازگشتى‏است به‏شرح‏آفرينش بشر وآفرينش سيّارات، يعنى‏آسمانهاى هفتگانه، و بركات زمين كه گواه بر حقّانيت آفرينش است و عدم بطلان و پوچ نبودن زندگى. در ضمن، برخى ناگفته‏هاى كيهانى را بازگو مى‏نمايد كه از جمله دورى آسمان است از زمين و باز دورى آسمانها از يكديگر و لذا شب آن سيّارات با سياهى فضا در تاريكى شب زمين در مى‏آميزد و معلوم نمى‏شود و تنها پرتوى كه از خورشيد بر آنها مى‏تابد منعكس مى‏شود و در نتيجه تنها قرص آن سيّارات كوچك و بزرگ به نظر آشكار مى‏آيد. بر خلاف كره ماه كه نزديك است و «سَمْك» آن ارتفاع ندارد و لذا در شبهاى دوم و سوم پرتو هلالى آن مى‏تواند سطح تاريك آن را مجسّم سازد و جرم قمر را مرئى سازد.

(وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحَاهَا) «30».
شرحى است از تداخل بازسازى زمين و آسمانهاى هفتگانه چنانكه در سوره فصّلت آيات 9 - 12 گذشت. شرح كامل را در كتاب هفت آسمان ملاحظه نمائيد. الفاظ آيات در ترجمه معانى القرآن روشن شده است و شرح آخرين آيه كه مى‏گويد:

(كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا) «46».
در ذيل آيه كريمه 56 سوره روم در حدّ ساده‏اى گذشت و نيز در ذيل برخى آيات ديگر، كه مفصّل آن را بايد در رساله معاد ملاحظه نمائيد.
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۵:۰۷ 0 نظر - تعداد بازديد : 103 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45598 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005