| آمار |
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره مزّمل |
سوره مزّمل :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ* قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً) «2».
در مقاله محكم و متشابه قدرى درباره اين سوره بحث شده است. نكتههاى برجا مانده را بايد ملاحظه كرد.
اين سوره به عقيده ناظران حديث، سومين سوره قرآن است كه بر رسول خدا نازل شده است. ولى نبايد چنين باشد. شواهد آن در همين آيات به چشم خواهد خورد.
تَزَمُّل، پوشيدن و ستر كردن جامه خواب است. رسول خدا و تمام احرار قريش از دو قطعه پارچه نادوخته به نام اِزار و رِداء استفاده مىكردند. شرح آن را در ذيل آيه 26 - 27 سوره اعراف ملاحظه نمائيد. اين نوع لباس اينك در مراسم حج سنّت است.
با اين لباس، كسى نمىتواند بخوابد. مردم بعد از آمدن به داخل منزل رِداء را از دوش خود بر مىداشتند. زيرا رِداء لباس خارج منزل بود كسى كه رِداء بر دوش خود مىپيچيد به او «مُدّثِّر» مىگفتند. چنانكه در آغاز سوره بعدى ملاحظه مىشود.
اِزار كه با نوع خاصّى آرايش مىشد مىتوانست در حالت خواب هم بر تن باشد ولى اغلب به خاطر غلت زدن و راحت نبودن، اِزار خود را باز مىكردند و پارچه پهن و بلندى را كه با دوختن دو قطعه پارچه دو مترى در كنار هم آماده مىكردند، بر روى بدن مىكشيدند و مىخوابيدند.
اين قطعه بزرگ از نظر اينكه بايد بر روى تمام بدن - مانند شَمَد و لحاف - كشيده شود به نام جِلْباب خوانده مىشد و از نظر اينكه در حال بيدارى هم مىتوانستند تمام بدن را به صورت خاصّى با آن مستور كنند يعنى دو طرف آن را از زير بغل به روى سينه بياورند و پشت گردن گره بزنند، به آن مَلاءَه مىگفتند و به اعتبار اينكه اغلب دو قطعه كم عرض را كنار هم مىدوختند تا عريض شود و تمام بدن را بپوشاند به آن ريطه مىگفتند. لذا است كه بعد از خطاب (يا أيُّها المُزَّمِّل) فرمان برخاستن مىدهد و افاده مىكند كه فقط قسمت كمى از شب را مىتوانى خوابيد.
(نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً* أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً) «4».
به خاطر اينكه آيه كريمه صراحت دارد، و حكم فرضى ايجاب مىكند، لذا تمام جوانب را دقيقاً مورد تعرّض قرار داده است. يعنى نيمى از شب را برخيز، قدرى كمتر و يا قدرى بيشتر. الزاماً نبايد كه نيمى از شب را بيدار بمانى و اگر قدرى ديرتر بيدار شدى خود را عاصى بدانى و اگر قدرى زودتر بيدار شدى صبر كنى تا نيم شب فرا برسد.
طبيعىاست كه هماره بيدارى سرشب كهوقت نمازعشاء مىرسد، با بين الغروبين همراه است و نماز صبح با بين الطلوعين آغاز مىشود كه هماره با ساعات و دقايق بين الغروبين برابر است. در نتيجه اگر شب بعد از اداى نماز عشاء كه به خواب مىرفتند، تا صبحدم كه بين الطلوعين آغاز مىشود، به دو قسمت تقسيم شود، باز همان نيم شب طبيعى مشخّص مىگردد.
بنابراين رسول خدا موظّف شد كه حدود نيم شب كه از خواب بيدار شد نبايد بخوابد بلكه بايد به نماز بپردازد و تمام قرآن را كه در آن تاريخ بيش از ده تا بيست سوره كوتاه و بلند نبود، در نماز خود با آرامش و طمأنينه و طنطنه مناسب تلاوت كند. شرح آن را در مقاله محكمات و متشابهات ملاحظه نمائيد.
(إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً) «5».
يعنى سخنانى كه معارف توحيد و معاد را مطرح مىكند و احكامى كه اجراى آن دشوار مىنمايد بر تو القاء مىكنيم و تو باز هم بايد به تلاوت آنها بپردازى و مبارزه فرهنگى را شروع كنى. لذا بايد با شب زندهدارى و تلاوت قرآن خود را مهيّا سازى.
(إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْأً وَأَقْوَمُ قِيلاً) «6».
يعنى كسى كه شب را براى راز و نياز با حق بر مىگزيند و بر مىخيزد گامهاى قرص و محكمى دارد و گفتى استوارتر خواهد داشت.
نافله شب مانند ساير نوافل در منزل خوانده مىشود و براى كسى جز همسايگان نزديك، امكان استماع نبود، مگر كسى براى گوش دادن به تلاوت، خود را به اطراف خانه رسول اللَّه برساند و لذا است كه نمازهاى شبانه را بلند مىخوانند.
(إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحاً طَوِيلاً) «7».
يعنى در روز هم برنامه نوافل برقرار است.
(وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً) «8».
اشاره به تكبيرة الإحرام دارد كه بايد از همه كس بريد و به خالق پيوست. شرح آن را در همان رساله محكم و متشابه ملاحظه نمائيد.
(رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ. لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلاً) «9».
آيه كريمه قبله مغرب و قبله مشرق را پيشنهاد مىكند و رسول خدا كه مىخواهد كعبه را هم در پيشرو داشته باشد قبله مغرب را انتخاب مىكند.
(وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً) «10».
كه هم دستور استقامت مىدهد وهم دستور بىاعتنائى و عدم درگيرى و مشاجره، كه قهراً با آن روبرو بوده است. و لذا مىفرمايد:
(وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلاً) «11».
اين آيه كه دنباله همان آيات پيشين است از وجود معارضانى خبر مىدهد كه صاحب مقام و منزلت و دولت بودند و با رسول خدا و جبههگيرى فرهنگى او از در اعتراض و تعرّض برآمدهاند.
بنابراين معلوم مىشود كه رسول خدا در نمازهاى صبح و عصر خود كه فريضه تمام انبياء را دنبال مىكرده است، با تلاوت برخى از سورههاى قرآن مبارزه فرهنگى را بنيان نهاده و تعرّض به بتهاى بىجان را ادامه مىداده است.
(إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَمِنفَضْلِاللَّهِوَآخَرُونَيُقَاتِلُونَفِيسَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَاتَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَوَآتُواالزَّكَاةَوَأَقْرِضُوااللَّهَقَرْضاًحَسَناًوَمَاتُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُممِنْ خَيْرٍتَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) «20».
با وجود اينكه آيه كريمه بعد از مدّتى به سوره الحاق شده است، اين آيه شواهدى بر كمى عدّه مسلمين دارد. آيه گواهى مىدهد كه ديگران گرچه عدّه معدودى بوده باشند در خواندن نافله شب به رسول خدا تأسّى مىكردهاند و به همان ترتيب زمانى سابق - منتها با تعبيرى ديگر - گاهى يك سوم شب و گاهى يك نيمه شب و اغلب در حدود دو سوم شب را بيدار مىماندهاند و مرتّب به تلاوت سورههاى قرآن و اداى نافله شب مىپرداختهاند.
(وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ) يعنى اندازه شبها و روزها تغيير و تبديل مىيابد، خصوصاً در مناطق معتدله كه مردم آن سامان نيز بعدها به اسلام ايمان مىآورند. از همين آيه معلوم مىشود كه بناى تخفيف در ترتيل قرآن بايد پايهگزارى شود زيرا ترتيل كه شمرده ادا كردن حروف است با توجّه به توقّف در آخر آيهها وقت بيشترى مىطلبد، و خصوصاً كلمه «القرآن» كه ناظر به تمام سورههاى نازله است.
(عَلِمَ أَن لَن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ) يعنى خدا دانست كه شما هرگز در آينده دور و نزديك موفّق نمىشويد كه تمام سورههاى قرآن و تمام آيات كريمه آن را در نماز نافله شب احصاء و تلاوت نمائيد. لذا شخصاً به يارى شما آمد و روى آشتى باز كرد.
(فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرآنِ) يعنى از نظر كيفيّت، قراءت كافى است گرچه گاهى تندتر تلاوت شود و از نظر كمّيت هرآنچه فرصت باشد از سورههاى قرآن انتخاب شود و تلاوت گردد.
(عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِوَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ) آيه به صراحت گواهى مىكند كه در آن تاريخ جمع مسلمين چندان كم بوده است كه در ميان آنان يك تن مريض نبوده است. يك تن در حال سفر نبوده است نه براى تجارت كه تاجر نداشتهاند و نه براى پيكار با دشمن كه هنوز حكم قتال با دشمن صادر نشده است. بنابراين هماره بايد مراقب فرصت باشند و كمى فرصت موجب ترك نماز نگردد. شرح بيشتر را در مقاله محكمات و متشابهات ملاحظه نمائيد.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۵:۰۲
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 126 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|