تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۸
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره نوح
سوره نوح :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى‏ قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) «1».
اين سوره به تنهائى‏داستان نوح را به اجمال، تشريح مى‏كند. فقط چند نكته جالب دارد كه در جاى ديگر مطرح نيست.

(أَنِ اعْبُدُوْا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ* يَغْفِرْ لَكُم مِن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ) «4».
آيه كريمه تفسيرى است بر آن آياتى كه مى‏گويد مغفرت الهى در گرو ايمان است. يعنى ايمان، طاعت پروردگار و تقوا و ورع و اطاعت از پيامبر خدا است كه در متن ايمان مستتر است و مى‏تواند مغفرت الهى را جلب كند. جمله (يَغْفِرْ لكُم مِن ذُنُوبكم) كه با حرف «مِنْ» تعليق دارد يعنى كلمه «غُفران» با كلمه «غَضّ» يعنى چشم‏پوشى تضمين شده است نه آنكه مغفرت را تبعيض كند. نظير اين تعبير در سوره ابراهيم آيه 10 و سوره احقاف آيه 31 نيز گذشت. اين سوره كريمه نيز 5 فصل روشن و مجزّا دارد و مانند سوره قمر است كه مى‏تواند در ركعات نماز آيات تقسيم شود. اين آيات كريمه پايان فصل اوّل بود.

(قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلاً وَنَهَاراً* فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَاراً) «6».
اين قسمت شروع فصل دوم است.

(ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَاراً* ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَاراً* فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً) «10».
اين جملات تكرار جمله اوّل نيست كه گفت: (ربّ إنِّي دَعَوْتُ قومِي لَيلاً ونَهَاراً) بلكه توجيه دعوت است به افراد طبقه سوم و چهارم جامعه با اين اميد كه شايد - بدون سران و سرورانشان - ايمان بياورند.
چه بسا خطاب او به كشاورزان باشد كه در تعقيب دعوت خود به آنان وعده مى‏دهد كه:

(يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُم مِدْرَاراً* وَيُمْدِدْكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَكُمْ أَنْهَاراً* مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ للَّهِ‏ِ وَقَاراً* وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً) «14».
كه مفاد آن در ترجمه معانى القرآن روشن است.

(وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتاً* ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجاً) «18».
اين تعبير و اين خطاب فقط در همين سوره و در همين آيه از زبان اوّلين پيامبر خدا به اوّلين امّت بشرى توجيه شده است. آيه كريمه چنانكه در بحث آفرينش مكرّر گذشته است با صراحت كامل افاده مى‏كند كه نسل بشر به صورت نطفه به زمين هبوط كرد و در مردابهاى زمين باليد و جان گرفت.
علّت اينكه اين خطاب فقط از زبان نوح نبى به امّت او ايراد شده و در خطاب ساير انبياء مطرح نيست جز اين نخواهد بود كه نسل اوّل، حيات نباتى همنوعان معاصر خود را شاهد بوده‏اند و حيات شخصى خود را نيز بر آن مقياس مى‏كرده‏اند. و لذا با تكذيب اصل رسالت و پافشارى در مسلك و مرام خود، اين مقال نوح را تكذيب نكرده‏اند.
در اين دو آيه: آيه اوّل حامل اين معنى است كه حيات بشر مانند حيات نباتى بإ؛؛+ظظ رويش در دل خاك حاصل شده است. و آيه دوم حامل اين نكته است كه باز هم نطفه شما در دل خاك جاى مى‏گيرد و به روز حشر مجدّداً مانند اوّلين حيات خاكى و نباتى دوباره خلعت وجود را بر تن مى‏كند.
وزان اين دو آيه وزان آيه 25 سوره اعراف است كه گفت: (قال فيها تَحْيَوْنَ وفيها تَمُوتُون ومِنهَا تُخْرَجُون) ومشابه آياتى است كه از بدء خلقت خبر مى‏دهد و از جمله در همان سوره اعراف آيه 29 مى‏گويد: (كما بَدَءكُم تَعُودُون) و يا چنانكه در سوره كهف آيه‏48 مى‏گويد: (وعُرِضُوا على‏ ربّك صَفّاً لقد جِئْْتُمونا كما خَلَقْناكُم أوّل مَرّة) و يا در سوره انعام آيه 94 مى‏گويد: (ولَقَد جِئْتُمونا فُرَادى‏ كما خَلَقْناكم أوّل مرّة).

(قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَن لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَاراً* وَمَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً* وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّاً وَلَا سُوَاعاً وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْراً* وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالاً) «24».
شروع فصل سوم است و افاده مى‏كند كه مردم عادى و كشاورزان امّت او تابع سران و اربابان خود شده‏اند مبادا كه از جامعه خود رانده شوند و يا مشاغل خود را از دست بدهند. جمله (ومَكَروا مَكْراً كُبّاراً) بايد ناظر به همان تهديدى باشد كه در سوره شعراء آيه 117 بدان اشارت رفته است كه مؤمنانِ به نوح را به تبعيد و كوچاندن و راندن مى‏ترسانيده‏اند.

(مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَاراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِن دُونِ اللَّهِ أَنصَاراً) «25».
اين آيه كريمه به تنهائى فصل چهارم سوره را تشكيل مى‏دهد.

(وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّاراً* إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً كَفَّاراً* رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمنَ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارَا) «28».
اين نفرين نوح قهراً بعد از نااميدى مطلق بود كه در حدود هزار سال مردم خود را دعوت كرد و جز همان چند تن معدود از افراد جسور و بى‏باك و فتّاك بدو ايمان نياورده بودند. در سوره هود اين نكته تأييد شده است كه خداوند عزّت نفرين نوح را اجابت كرد و مى‏گويد: (واُوحِيَ إلى‏ نُوح أنَّه لَن يُؤمِن مِنْ قَومك إلَّا مَن قَد آمَنَ فَلاتَبْتئِس بِمَا كَانوا يَفعَلون). و لذا است كه نوح در آخرين كلام خود مى‏گويد: (ولا تَزِدِ الظَّالِمِين إلَّا تَبَارَا). با پايان گرفتن سوره فصل پنجم نيز خاتمه مى‏يابد.
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۵:۰۱ 0 نظر - تعداد بازديد : 86 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45592 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005