| آمار |
ميهمانان آنلاين : 1
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره معارج |
سوره معارج :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(سَالَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ* لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ* مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ* تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) «4».
«سَال» از «سيَلان» است كه مىتواند به حرف «باء» تعديه شود. قراءت اهل مدينه بدون همزه است و معناى آن طرح مسئله ساعت است كه با وقوع شهاب طارق شروع مىشود. اين آيه كريمه مىگويد: مايعى سيّال از قبيل مايعات «بَحْر مَسْجُور» يعنى خورشيد، سيلان كرد تا به همراه خود عذابى را بر سر كافران فرو ريزد كه هيچ كس نمىتواند سقوط آن را دفع كند.
اين ماده سائله از جانب خداوند صاحب درجات، سيلان كرده است، گرچه در نيمه راه، سطح آن خنك مىشود و به صورت شهاب طارق بر زمين مىافتد كه تعبير «عذاب واقع» نيز همان مسئله (إذَا وَقَعَت الوَاقِعَة) را روشن مىكند.
قراءت «سأل» با همزه كه به معناى سؤال است، نه با حرف «باء» تناسب دارد و نه با سياق آيه كريمه خصوصاً كه پاسخ سؤال به صورت كلّى متروك مانده است. آنچه ياد شده است متناسب با همان مادّه سيّال است كه مىگويد بدين زودى نبايد به انتظار آن بود، زيرا اگرچه اينك سرد و طارق شده است و به هنگام سقوط خود، صدائى عظيم و سهمگين خواهد كرد، ولى از راهى پنجاه هزار ساله فرا آمده است.
چهره آن، در روزى آشكار مىشود كه آسمان مريخ مانند مس گداخته مرئى شود و كوهپارههاى آن مانند پشم حلّاجى شده در فضا پرّان گردد. الفاظ آيات كريمه با كوتاهى و اجمال پرلطافتى كه دارد، در ترجمه معانى القرآن روشن است. شرح بيشتر در كتاب هفت آسمان و جزوه رستاخيز ملاحظه شود.
(فَلَاأُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ* عَلَى أَن نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ) «41».
منظور از مشارق و مغارب، مشارق و مغارب سيّارات منظومه شمسى است كه هر يك مانند كره زمين مشرقى و مغربى دارند.
وزان آيه كريمه وزان آيه 17 سوره رحمن است كه گفت: (ربُّ المَشرقين وربُّ المَغربين) از آن رو كه نوع بشر و نوع جن در دو كره سكنى دارند و خطاب بعدى (فبِأيّ آلاء ربّكما تكذّبان) در سراسر سوره رحمن خطاب به اين دو نوع حيات است كه يكى حيات نطفه است و ديگرى حيات بشرى. در ذيل آيه كريمه 28 و 29 نازعات در مورد اين سيّارات بحث خواهد شد كه مىگويد: (رَفَعَ سَمْكَها فَسَوّاها وأغْطَشَ لَيْلَها وَأخْرَجَ ضُحَاهَا).
(يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعاً كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ) «43».
در سوره مائده آيه 3 گذشت كه در مقام تحريم محرّمات مىفرمايد: (وما ذُبِحَ على النُّصب). منظور از نُصُب سكّوهاى ويژهاى بوده است كه براى قربانى كردن دام و تقديم به بتها ساخته مىشد. اين برنامه را مشركين از قوم يهود گرفته بودند و يا برعكس كه مىبينيم در تورات براى سكّوى قربانى شرائط خاصّى و وسايل خاصّى در سفر خروج باب 27 مسطور است.
تعبير (كأنّهم إلى نُصُب يُوفِضُون) افادهمىكند كه افراد بشر در صحراى محشر چنان شتاب مىگيرند گويا كه براى تمتّع و فرا گرفتن گوشت قربانى شتابان شدهاند. و اين آيه معناى «نُصُب» را در همان سكّوى قربانى كه با نصب كردن چند سنگ ساخته مىشده است ممحّض مىسازد و تصوّر اينكه «نُصُب» خود بتها باشند با مفاد اين آيه كريمه تناسب ندارد.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۵:۰۰
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 99 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|