تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۱
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره حاقّه
سوره حاقّه :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(الْحَاقَّةُ* مَا الْحَاقَّةُ* وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ* كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ) «4».
منظور از «قارعة» در ابتداى سوره «قارعة» روشن خواهد شد. و اين مى‏رساند كه اوّل، سوره «قارعة» نازل شده است سپس سوره حاقّه سپس سوره واقعه از آن رو كه در آيه 15 همين سوره مى‏خوانيم: (فَيَوْمَئِذٍ وَقعَتِ الوَاقِعَةُ).

(سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ) «7».
يعنى دوره طوفان صاعقه 180 ساعت بوده است.

(فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ* وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً) «14».
اين نفخه همان نفخه اولى‏ است كه با سقوط شهاب طارق به عنوان شيپور خواب ترجمه شد. در سوره مدّثّر از آن به ناقور تعبير شده است از اين جهت كه مانند بوق شاخى به صورت مورّب يعنى ربع دائره سقوط مى‏كند.
با سقوط اين شهاب، چنانكه در سوره انشقاق يادآور مى‏شود تمام سطح زمين منفجر مى‏شود و به هوا پرتاب مى‏گردد و كسى كه از دور ببيند چنان است كه گويا زمين باد كرد و بزرگ شد. يعنى كوهها خرد مى‏شود و درهم مى‏پاشد و به هوإ؛2"ظظ پرتاب مى‏گردد، البتّه برخى صخره‏هاى عظيم به همان صورت اوّليه - منتها قطعه قطعه و كوچكتر - به هوا مى‏رود تا آنگاه كه با هم تصادم كنند و رفته رفته خرد گردند.
درياها تبخير مى‏شوند و مانند غبار و بخار فضا را پر مى‏كنند، خاكها كه جاى خود دارد و بدون تصادم خود بخود از هم مى‏پاشد و با ريگ و شن و بخار آب، هوا را چنان سياه مى‏كند كه گويا كره زمين دو برابر بزرگ شده است.

(فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ) «15».
يعنى در يك چنين روز و چنين موقعيّتى است كه آن طارق افتادنى بر زمين افتاده است.

(وَانشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ) «16».
و در آن زمان كره مريخ مانند ساير سيّارات فوقانى درهم شكافته‏اند و قطعات آن در فضا سرگردانند و جز ابرى از گازهاى انفجارى آن برجا نيست كه در آيات ديگر به عنوان «مُهْل» سرب گداخته و يا روغن افروخته تعبير شده است.

(وَالْمَلَكُ عَلَى‏ أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ) «17».
در آخرين آيه سوره طلاق گذشت كه فرشتگان با فرمان الهى و مأموريت ويژه، در بين آسمانها و زمين در پروازند.
در موارد ديگر نيز گذشت كه هر يك از سيّارات هفتگانه - حتى سيّاره درهم پاشيده آستروئيد - فرشتگانى دارند كه سيّاره مزبور پايگاه آنان است و در صورت تلاشى آن سيّاره در حول و حوش آن پرواز مى‏كنند چنانكه اينك گروهى سيّاره آستروئيد را نگهبانى مى‏كنند و در صورت لزوم سنگپاره‏اى را به دنبال خود مى‏كشند و در شهرى و جنگلى فرود مى‏آورند و يا تگرگ آتشين را به سوى فرد و يا جمعى همراهى مى‏كنند و او را از پا در مى‏آورند.
جمله (ويَحْمِلُ عَرْش ربّك فَوقَهُم يَومئِذ ثمانِيَة) مشابه آن آيتى است كه در سوره‏غافر آيه‏7 مى‏گويد: (الّذين يَحْمِلُونَ العَرْشَ ومَن حولَه يُسَبِّحون بِحَمْدِ ربّهم) و وزان آيه كريمه زمر كه در آخر سوره مى‏گويد: (وتَرَى الملائكة حافّين مِنْ حَوْلِ العرش يُسَبِّحون بِحَمْدِ ربّهم).
و اين آيات و ساير آيات كريمه‏اى كه درباره سيّارات منظومه شمسى سخن مى‏گويند، گواهى مى‏دهند كه نگهبانان عرش، يعنى سيّاره مشترى، در تنظيم مسير سيّارات و كرات زمينى و زهره و عطارد، در تلاشند گويا كه بار اين سيّارات را بر دوش دارند در حالى كه تماسى با آن ندارند، بلكه تنها حول و حوش آن را احاطه كرده‏اند و مدار آن را تنظيم و تصحيح مى‏نمايند و در اين ميان هشت تن از فرشتگان عاليقدر، نقطه گريز از مركز را نگهبانند.

(يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَاتَخْفَى‏ مِنكُمْ خَافِيَةٌ* فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُا كِتَابِيَهْ) «19».
فاء براى تفريع است و «أمّا» براى تفصيل. تفصيل هماره بعد از اجمال وارد مى‏شود چنانكه در اينجا آيه قبلى (يومئذ تعرضون) شامل همه مكلّفين بود خواه دست چپى باشند و يا دست راستى. حدّاقل تفصيل «أمّا» دو تفصيل است و در اينجا شامل سه تفصيل است كه فصل سوم آن مسكوت مانده است.
بحث نامه اعمال در سوره اسرى آيه 13 با شرح و تفصيل گذشت به اين صورت: (وكلّ إنسان ألْزَمْناه طَائِرَه في عُنُقِهِ ونُخْرِجُ لَهُ يومَ القيامةِ كتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً. اقْرَأْ كتابَكَ كفى‏ بِنَفْسِكَ اليَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً).
در همان سوره اسرى آيه 71 مى‏گويد: (فمَنْ اُوتِي كتابه بِيَمينه فأولئِكَ يَقْرَءُون كتابهم ولايُظْلَمُون فَتِيلاً). در سوره اسرى‏ از آن كسى كه نامه‏اش را در سمت چپ دريافت مى‏كند بحثى به ميان نيامده است، گرچه نتيجه اعمالش به صورت: (ومن كانَ في هذه أعمى‏ فهو في الآخرة أعمى‏ وأضلّ سبيلاً) منعكس شده است.
البتّه با وجود همين جمله (فمن أوتي كتابه بيمينه) روشن مى‏گردد كه جمله ديگرى نيز در حال تصوير است به اين صورت: (وأمّا من أوتي كتابه بشماله). امّا در اين سوره كه سوره حاقّه است، هر دو نوع تفصيل ياد مى‏شود و نوع سوم آن را كه (وأمّا من أوتِي كتابَه وَراءَ ظَهْرِه) باشد در سوره انشقاق آيه 10 مطالعه خواهيم كرد. شرح اين مسائل با وضوح بيشترى در سوره جاثيه آيه 28 ملاحظه شد. و تمام اين مسائل در رساله رستاخيز منعكس و مجتمع است. ترجمه آيات كريمه هم در معانى القرآن روشن است.

(وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ* وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ* يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ* مَا أَغْنَى‏ عَنِّي مَالِيَه* هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ* خُذُوهُ فَغُلُّوهُ* ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ* ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فَاسْلُكُوهُ * إِنَّهُ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ* وَلَا يَحُضُّ عَلَى‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ) «34».
آيه كريمه پاسخى است به حسرت و تأسّف تبهكاران كه نامه خود را در سمت چپ دريافت مى‏كنند مانند آنچه در سوره مُلك آيه 11 گذشت كه فرمود: (فَاعْتَرفُوا بِذَنْبِهِم فَسُحْقاً لِأَصحَاب السَّعِير).
آيات كريمه افاده مى‏كند كه توبه بعد از مرگ كه چشم انسان با حقايق آشنا مى‏شود ثمربخش نخواهد بود، و قانون عذاب اعمال خواهد گشت. غل كردن و به زنجير كشيدن و يا داغ كردن با طلا و نقره به اين صورتى نيست كه اينك پادشاهان با دشمنان خود عمل مى‏كنند.
خلاصه مطلب آن است كه دوزخيان در كره زهره معذّب مى‏شوند. درّه‏هاى كره زهره بسيار ژرف و عميق است و به تعبير ديگر كوهها از دو طرف درّه‏ها سر به فلك كشيده است تا حدود 30 كيلومتر و بيشتر - كه حسابرسى كرده‏اند - در سوره نساء آيه 145 گفت: (إنّ المنافقين في الدرك الأسفل من النّار). به همين ترتيب دركات دوزخ يعنى درّه‏هاى ژرف و ژرفتر هر يك با گازهاى متصاعد ويژه، و حرارت افزون و افزونتر مجهّز است.
برخى تلاش مى‏كنند كه خود را از اين درّه به درّه ديگر بكشانند و برخى تلاش مى‏كنند كه خود را به محلّ مناسبترى منتقل نمايند ولى گاهى به فرموده اين آيه آنان را به زنجير مى‏كشند ولى زنجيرى كه در حدود پنجاه متر درازا دارد تا بتواند قدرى حركت كند. و گاهى آنان را با عمود سنگى و يا آهنى بر سر مى‏كوبند و به پائين درّه پرتاب مى‏كنند.
در سوره حج آيه 22 گذشت كه (لَهُم مَقامِعُ مِن حَدِيد كلّما أرادوا أنْ يَخْرُجوا منها من غمّ اُعِيدُوا فيها وذُوقوا عذاب الحريق) و به همين مضمون در سوره سجده لقمان آيه 20 فرمود: (وأمّا الّذين فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النّار كلّما أرادوا أن يَخْرُجوا منها اُعِيدُوا فيها وقيل لهم ذُوقوا عذابَ النّار الّذي كنتم به تكذّبون).
نحوه به زنجير كشيدن نيز مانند داغ كردن دوزخيان است كه شرح آن در سوره براءت آيه 35 گذشت، معدنى از فلزات - كه فرق نمى‏كند معدن طلا باشد يا معدن نقره باشد و يا سرب و روى و مس و ... - از لابلاى صخره‏ها به خارج نفوذ مى‏كند و پائين مى‏خزد و دور سنگها و تپه‏هاى بلند و كوتاه مى‏چرخد و به صورت زنجير در مى‏آيد و از جمله به دور پا و يا دور دست كسى مى‏چرخد و سرد مى‏شود، و چون تبهكار دوزخى از خواب برجهد و يا سوزشى بر دست و پاى داغمه بسته خود حس كند، ناگهان مى‏بيند در دام زنجيرى از طلا و يا نقره گرفتار آمده است و راهى براى فرار او وجود ندارد.

(فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ* وَمَا لَا تُبْصِرُونَ) «39».
منظور از (ما لاتُبْصِرون) عالم غيب است.

(إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ) «40».
آيه كريمه وزان آيه‏14 سوره‏تكويراست كه مى‏گويد: (فلاأُقْسِمُ‏بِالخُنَّسِ. الجَوَار الكُنَّس. واللَّيلِ إذا عَسْعَسَ. والصُّبْحِ إذا تَنَفَّسَ. إِنَّه لَقَوْلُ رَسولٍ كريمٍ ذي قُوّة عندَ ذي العَرْشِ مَكِين. مُطاعٍ ثَمَّ أَمِين) كه برخى اشارات آن در اوّل سوره نجم گذشت. منظور از «رسول كريم» جبرئيل است كه تصويرى و نقشى از روح‏القدس دارد و قرآن را مانند موج بر قلب پيامبر ثبت كرده است.

(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ) «44».
يعنى بعد از آنكه قرآن به وسيله روح‏القدس بر پيامبر نازل شده است و تبيين مفاد و مقاصد آن نيز به او محوّل شده است، اگر در بيان مقاصد و معارف و احكام قرآن چيزى از خود ببافد و آن را بر ما ببندد، دست او را مى‏گيريم و شاهرگ گردن او را مى‏زنيم. و اين پاسخى است به درخواستهاى قريش كه خواستار مداهنه و نرمش و سازش بودند چنانكه در سوره قبلى يعنى سوره قلم آيه 9 گفت: (وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ).
وزان آيه كريمه وزان آيه 65 سوره زمر است كه فرمود: (لَئِنْ أشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَملُك ولَتكُونَنَّ مِنَ الخَاسِرِين) و از اين نمونه آيات كريمه، فراوان در قرآن مندرج است. خصوصاً آيه كريمه 74 سوره اسرى‏ كه گفت: (ولَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاك لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِم شَيْئاً قَلِيلاً. إِذاً لَأذَقْنَاكَ ضِعْفَ الحَيَاةِ وضِعْفَ المَمَاتِ ثمَّ لا تَجِد لَكَ علينا نَصِيراً).
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۵:۰۰ 0 نظر - تعداد بازديد : 95 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45597 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005