| آمار |
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره حاقّه |
سوره حاقّه :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(الْحَاقَّةُ* مَا الْحَاقَّةُ* وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ* كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ) «4».
منظور از «قارعة» در ابتداى سوره «قارعة» روشن خواهد شد. و اين مىرساند كه اوّل، سوره «قارعة» نازل شده است سپس سوره حاقّه سپس سوره واقعه از آن رو كه در آيه 15 همين سوره مىخوانيم: (فَيَوْمَئِذٍ وَقعَتِ الوَاقِعَةُ).
(سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ) «7».
يعنى دوره طوفان صاعقه 180 ساعت بوده است.
(فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ* وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً) «14».
اين نفخه همان نفخه اولى است كه با سقوط شهاب طارق به عنوان شيپور خواب ترجمه شد. در سوره مدّثّر از آن به ناقور تعبير شده است از اين جهت كه مانند بوق شاخى به صورت مورّب يعنى ربع دائره سقوط مىكند.
با سقوط اين شهاب، چنانكه در سوره انشقاق يادآور مىشود تمام سطح زمين منفجر مىشود و به هوا پرتاب مىگردد و كسى كه از دور ببيند چنان است كه گويا زمين باد كرد و بزرگ شد. يعنى كوهها خرد مىشود و درهم مىپاشد و به هوإ؛2"ظظ پرتاب مىگردد، البتّه برخى صخرههاى عظيم به همان صورت اوّليه - منتها قطعه قطعه و كوچكتر - به هوا مىرود تا آنگاه كه با هم تصادم كنند و رفته رفته خرد گردند.
درياها تبخير مىشوند و مانند غبار و بخار فضا را پر مىكنند، خاكها كه جاى خود دارد و بدون تصادم خود بخود از هم مىپاشد و با ريگ و شن و بخار آب، هوا را چنان سياه مىكند كه گويا كره زمين دو برابر بزرگ شده است.
(فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ) «15».
يعنى در يك چنين روز و چنين موقعيّتى است كه آن طارق افتادنى بر زمين افتاده است.
(وَانشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ) «16».
و در آن زمان كره مريخ مانند ساير سيّارات فوقانى درهم شكافتهاند و قطعات آن در فضا سرگردانند و جز ابرى از گازهاى انفجارى آن برجا نيست كه در آيات ديگر به عنوان «مُهْل» سرب گداخته و يا روغن افروخته تعبير شده است.
(وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ) «17».
در آخرين آيه سوره طلاق گذشت كه فرشتگان با فرمان الهى و مأموريت ويژه، در بين آسمانها و زمين در پروازند.
در موارد ديگر نيز گذشت كه هر يك از سيّارات هفتگانه - حتى سيّاره درهم پاشيده آستروئيد - فرشتگانى دارند كه سيّاره مزبور پايگاه آنان است و در صورت تلاشى آن سيّاره در حول و حوش آن پرواز مىكنند چنانكه اينك گروهى سيّاره آستروئيد را نگهبانى مىكنند و در صورت لزوم سنگپارهاى را به دنبال خود مىكشند و در شهرى و جنگلى فرود مىآورند و يا تگرگ آتشين را به سوى فرد و يا جمعى همراهى مىكنند و او را از پا در مىآورند.
جمله (ويَحْمِلُ عَرْش ربّك فَوقَهُم يَومئِذ ثمانِيَة) مشابه آن آيتى است كه در سورهغافر آيه7 مىگويد: (الّذين يَحْمِلُونَ العَرْشَ ومَن حولَه يُسَبِّحون بِحَمْدِ ربّهم) و وزان آيه كريمه زمر كه در آخر سوره مىگويد: (وتَرَى الملائكة حافّين مِنْ حَوْلِ العرش يُسَبِّحون بِحَمْدِ ربّهم).
و اين آيات و ساير آيات كريمهاى كه درباره سيّارات منظومه شمسى سخن مىگويند، گواهى مىدهند كه نگهبانان عرش، يعنى سيّاره مشترى، در تنظيم مسير سيّارات و كرات زمينى و زهره و عطارد، در تلاشند گويا كه بار اين سيّارات را بر دوش دارند در حالى كه تماسى با آن ندارند، بلكه تنها حول و حوش آن را احاطه كردهاند و مدار آن را تنظيم و تصحيح مىنمايند و در اين ميان هشت تن از فرشتگان عاليقدر، نقطه گريز از مركز را نگهبانند.
(يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَاتَخْفَى مِنكُمْ خَافِيَةٌ* فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُا كِتَابِيَهْ) «19».
فاء براى تفريع است و «أمّا» براى تفصيل. تفصيل هماره بعد از اجمال وارد مىشود چنانكه در اينجا آيه قبلى (يومئذ تعرضون) شامل همه مكلّفين بود خواه دست چپى باشند و يا دست راستى. حدّاقل تفصيل «أمّا» دو تفصيل است و در اينجا شامل سه تفصيل است كه فصل سوم آن مسكوت مانده است.
بحث نامه اعمال در سوره اسرى آيه 13 با شرح و تفصيل گذشت به اين صورت: (وكلّ إنسان ألْزَمْناه طَائِرَه في عُنُقِهِ ونُخْرِجُ لَهُ يومَ القيامةِ كتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً. اقْرَأْ كتابَكَ كفى بِنَفْسِكَ اليَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً).
در همان سوره اسرى آيه 71 مىگويد: (فمَنْ اُوتِي كتابه بِيَمينه فأولئِكَ يَقْرَءُون كتابهم ولايُظْلَمُون فَتِيلاً). در سوره اسرى از آن كسى كه نامهاش را در سمت چپ دريافت مىكند بحثى به ميان نيامده است، گرچه نتيجه اعمالش به صورت: (ومن كانَ في هذه أعمى فهو في الآخرة أعمى وأضلّ سبيلاً) منعكس شده است.
البتّه با وجود همين جمله (فمن أوتي كتابه بيمينه) روشن مىگردد كه جمله ديگرى نيز در حال تصوير است به اين صورت: (وأمّا من أوتي كتابه بشماله). امّا در اين سوره كه سوره حاقّه است، هر دو نوع تفصيل ياد مىشود و نوع سوم آن را كه (وأمّا من أوتِي كتابَه وَراءَ ظَهْرِه) باشد در سوره انشقاق آيه 10 مطالعه خواهيم كرد. شرح اين مسائل با وضوح بيشترى در سوره جاثيه آيه 28 ملاحظه شد. و تمام اين مسائل در رساله رستاخيز منعكس و مجتمع است. ترجمه آيات كريمه هم در معانى القرآن روشن است.
(وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ* وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ* يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ* مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيَه* هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ* خُذُوهُ فَغُلُّوهُ* ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ* ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فَاسْلُكُوهُ * إِنَّهُ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ* وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ) «34».
آيه كريمه پاسخى است به حسرت و تأسّف تبهكاران كه نامه خود را در سمت چپ دريافت مىكنند مانند آنچه در سوره مُلك آيه 11 گذشت كه فرمود: (فَاعْتَرفُوا بِذَنْبِهِم فَسُحْقاً لِأَصحَاب السَّعِير).
آيات كريمه افاده مىكند كه توبه بعد از مرگ كه چشم انسان با حقايق آشنا مىشود ثمربخش نخواهد بود، و قانون عذاب اعمال خواهد گشت. غل كردن و به زنجير كشيدن و يا داغ كردن با طلا و نقره به اين صورتى نيست كه اينك پادشاهان با دشمنان خود عمل مىكنند.
خلاصه مطلب آن است كه دوزخيان در كره زهره معذّب مىشوند. درّههاى كره زهره بسيار ژرف و عميق است و به تعبير ديگر كوهها از دو طرف درّهها سر به فلك كشيده است تا حدود 30 كيلومتر و بيشتر - كه حسابرسى كردهاند - در سوره نساء آيه 145 گفت: (إنّ المنافقين في الدرك الأسفل من النّار). به همين ترتيب دركات دوزخ يعنى درّههاى ژرف و ژرفتر هر يك با گازهاى متصاعد ويژه، و حرارت افزون و افزونتر مجهّز است.
برخى تلاش مىكنند كه خود را از اين درّه به درّه ديگر بكشانند و برخى تلاش مىكنند كه خود را به محلّ مناسبترى منتقل نمايند ولى گاهى به فرموده اين آيه آنان را به زنجير مىكشند ولى زنجيرى كه در حدود پنجاه متر درازا دارد تا بتواند قدرى حركت كند. و گاهى آنان را با عمود سنگى و يا آهنى بر سر مىكوبند و به پائين درّه پرتاب مىكنند.
در سوره حج آيه 22 گذشت كه (لَهُم مَقامِعُ مِن حَدِيد كلّما أرادوا أنْ يَخْرُجوا منها من غمّ اُعِيدُوا فيها وذُوقوا عذاب الحريق) و به همين مضمون در سوره سجده لقمان آيه 20 فرمود: (وأمّا الّذين فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النّار كلّما أرادوا أن يَخْرُجوا منها اُعِيدُوا فيها وقيل لهم ذُوقوا عذابَ النّار الّذي كنتم به تكذّبون).
نحوه به زنجير كشيدن نيز مانند داغ كردن دوزخيان است كه شرح آن در سوره براءت آيه 35 گذشت، معدنى از فلزات - كه فرق نمىكند معدن طلا باشد يا معدن نقره باشد و يا سرب و روى و مس و ... - از لابلاى صخرهها به خارج نفوذ مىكند و پائين مىخزد و دور سنگها و تپههاى بلند و كوتاه مىچرخد و به صورت زنجير در مىآيد و از جمله به دور پا و يا دور دست كسى مىچرخد و سرد مىشود، و چون تبهكار دوزخى از خواب برجهد و يا سوزشى بر دست و پاى داغمه بسته خود حس كند، ناگهان مىبيند در دام زنجيرى از طلا و يا نقره گرفتار آمده است و راهى براى فرار او وجود ندارد.
(فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ* وَمَا لَا تُبْصِرُونَ) «39».
منظور از (ما لاتُبْصِرون) عالم غيب است.
(إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ) «40».
آيه كريمه وزان آيه14 سورهتكويراست كه مىگويد: (فلاأُقْسِمُبِالخُنَّسِ. الجَوَار الكُنَّس. واللَّيلِ إذا عَسْعَسَ. والصُّبْحِ إذا تَنَفَّسَ. إِنَّه لَقَوْلُ رَسولٍ كريمٍ ذي قُوّة عندَ ذي العَرْشِ مَكِين. مُطاعٍ ثَمَّ أَمِين) كه برخى اشارات آن در اوّل سوره نجم گذشت. منظور از «رسول كريم» جبرئيل است كه تصويرى و نقشى از روحالقدس دارد و قرآن را مانند موج بر قلب پيامبر ثبت كرده است.
(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ) «44».
يعنى بعد از آنكه قرآن به وسيله روحالقدس بر پيامبر نازل شده است و تبيين مفاد و مقاصد آن نيز به او محوّل شده است، اگر در بيان مقاصد و معارف و احكام قرآن چيزى از خود ببافد و آن را بر ما ببندد، دست او را مىگيريم و شاهرگ گردن او را مىزنيم. و اين پاسخى است به درخواستهاى قريش كه خواستار مداهنه و نرمش و سازش بودند چنانكه در سوره قبلى يعنى سوره قلم آيه 9 گفت: (وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ).
وزان آيه كريمه وزان آيه 65 سوره زمر است كه فرمود: (لَئِنْ أشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَملُك ولَتكُونَنَّ مِنَ الخَاسِرِين) و از اين نمونه آيات كريمه، فراوان در قرآن مندرج است. خصوصاً آيه كريمه 74 سوره اسرى كه گفت: (ولَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاك لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِم شَيْئاً قَلِيلاً. إِذاً لَأذَقْنَاكَ ضِعْفَ الحَيَاةِ وضِعْفَ المَمَاتِ ثمَّ لا تَجِد لَكَ علينا نَصِيراً).
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۵:۰۰
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 95 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|