| آمار |
ميهمانان آنلاين : 1
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره طلاق |
سوره طلاق :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً) «1».
خطاب (يا أيُّها النَّبيُّ) افاده مىكند كه رسول خدا بايد مراقب باشد تا مسلمين احكام اين سوره را بدرستى دريابند و بدرستى به مرحله اجرا بگذارند. لذا است كه مىبينيم خطاب (يا أيُّها النَّبيُّ) معلّق مىماند و دنباله خطاب به مسلمين بىآنكه عنوان بشوند، شروع مىشود.
منظور از (طلَّقتُمُ النِّساء) رها كردن و آزاد كردن از قيد نكاح است ولى شرط مىشود كه بايد اين طلاق و جدائى از بستر، در آغاز عدّه باشد، و به اصطلاح در «طُهر غير مُواقَعه» باشد تا بر ايّام عدّه افزون نشود.
در واقع موقعى مىتوانند همسر خود را طلاق بدهند كه با يك نوبت قاعدگى، رحم آنان براءت خود را از آبستنى اعلام كرده باشد و هنوز مقاربتى هم صورت نگرفته باشد كه براءت را معلّق سازد.
اين نكتهها بر مردم عرب كه با ظرائف طبيعت آشنا نبودند، مخفى بود و لذإ؛ظظ رسول خدا در اوّل آيه با خطاب (يا أيُّها النَّبيُّ) به تبيين و مراقبت مؤمنين مأمور گشت. در سوره بقره آيه 228 شرحى در اين زمينه گذشت كه بايد مراجعه شود.
در سوره بقره كه بعدها در مدينه نازل شد احصاء عدّه به خود بانوان محوّل گشت ولى در اين سالها به مردان فرموده بود: (وأحْصُوا العدّة) گويا به بانوان -هنوز- آن اعتماد لازم كه از ايمان سرچشمه مىگيرد حاصل نبود. بنابراين خود مردها مىبايد آغاز جدائى را از اوّل طُهر غير مواقعه و يا آخر آن كه فرقى نخواهد كرد، شروع كنند و سه ماه عدّه را اِحصاء كنند. سه ماه، و يا سه نوبت قاعدگى عدّه احرار است نه كنيزان، و اين به خاطر پاكى و طهارت ميلاد و نسب فرزندان است، بعد از آن بايد شوهران شاهد بگيرند كه اين خانم با آزمون سه ماهه براءت رحم او مدلّل شده است و اينك خانه مرا ترك مىگويد و مىتواند از همين لحظه شوهر انتخاب كند و به خانه بخت برود.
(واتّقوا اللَّه ربّكم. لاتُخرجُوهُنّ من بيوتهنّ ولايَخْرُجْنَ. إلّا أن يأتين بفاحشة مبيّنة) يعنى تقوا و احتياط بر اين است كه مبادا قبل از تمام شدن عدّه سه ماهه كه در همين سوره مشخّص مىشود، بگذارند كه از خانه خارج شود و يا او را اخراج كنند، كه احياناً فريب شيطان را بخورند و از ديگرى آبستن شوند و بچه را به ريش شما ببندند و تا روز وضع حمل - لا اقل - طلاق شما را معلّق سازند.
البتّه اگر در داخل خانه اتّفاق بيفتد كه مرتكب فحشاء بشوند، ديگر مراقبت از خانم كه خارج نشود، بىثمر است و لذا صورت ارتكاب فحشاء را با قيد گواهى شهود استثنا مىكند و بعد از آن خروج خانم را از خانه مجاز مىشمارد با اين شرط كه اگر فردا ادّعاى حمل كند، بايد احتياط لازم را به عمل بياورند كه شرح آن را بايد در فقه ملاحظه نمائيد، گرچه نفى فرزند به وسيله همين تخلّف از قانون طلاق و خصوصاً بعد از لعان ممكن خواهد بود.
(وتلكَ حدود اللَّه) در موارد متعدّد گذشت كه تعدّى از حدود الهى به عنوان كبيره، مستلزم عذاب اليم دوزخ خواهد بود.
(لاتدري لعلّ اللَّه يحدث بعد ذلك أمراً) اشاره مىكند كه احصاء عدّه و عدم خروج از منزل، تكليف موقّتى است و بعدها امكان دارد كه خداوند عزّوجل حكم جديدى صادر كند. اين حكم جديد در همان سوره بقره آيه 228 ثبت است و بسيارى از احكام طلاق عوض شده است.
(فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ للَّهِِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً) «2».
طبيعى است كه اگر اختيار فسخ طلاق، در آخرين لحظات عدّه روا باشد در اوّلين لحظات آن نيز روا خواهد بود، علّت اينكه مىفرمايد: (فإذا بَلَغْنَ أجَلَهُنَّ) براى اعلام آخرين فرصت است كه يا طلاق را معلّق سازند و او را در قيد نكاح نگه دارند، با اين شرط كه معاشرت با آن خانم محترمانه و به صورت معروف مذهبى اجتماعى باشد نه براى اينكه باز هم چند ماهى او را در خانه نگه دارند و مجدّداً طلاق بدهند و به اين وسيله راه را بر خوشبختى او سد نمايند. و يا اينكه طلاق را منجّز سازند و در اين صورت به هنگام اخراج خانم از خانه، دو شاهد بگيرند كه اين خانم آزاد و رها است و براءت رحم او از نطفه شوهر بر اساس موازين شرعى قطعى است.
(وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِسَائِكُمْ - إِنِ ارْتَبْتُمْ - فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ. وَاللَّائِى لَمْ يَحِضْنَ. وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً) «4».
قيد «إن ارتبتم» مىرساند كه اگر در يائسگى و قطع اميد از حاملگى مردّد باشيد، بايد آن خانم سه ماه كامل عدّه نگه دارد، عدّه اين مُرتابين، ديگر به سه قاعدگى موكول نمىگردد، زيرا در دوران ارتياب، قاعدگى از نظم عادى خارج مىشود، و ديگر سه «قُرء»، يعنى سه نوبت قاعده شدن و پاك شدن ملاك نخواهد بود.
به همين ترتيب خانمى كه تازه بالغ شده است و ازدواج مىكند ولى هنوز عادت نشده است، او هم بايد سه ماه كامل عدّه نگه دارد تا طهارت رحم او به ثبوت برسد، زيرا اگر قاعده شود، آغاز قاعدگى با بىنظمى همراه است و نمىتواند سند اقراء ثلاثه قرار بگيرد.
پس اگر دوران عدّه مُرتابين و دوران عدّه نوبالغين سه ماه كامل باشد دوره عدّه آن خانمهائى كه قاعدگى منظّم دارند، و معمولاً ماهى يك بار خانمها قاعده مىشوند، همان سه نوبت است كه اگر در اوّل طهر غير مواقعه طلاق صورت بگيرد سه ماه كامل مىشود و اگر در اواخر طهر غير مواقعه طلاق صورت بگيرد، سه ماه كمتر مىشود، ولى نتيجه هر دو صورت يكسان است يعنى خانم سه ماه كامل با همسرش نياميخته است.
به همين ترتيب اگر يائسگى قطعى باشد به خاطر اينكه شرط عدّه ارتياب بود و ارتياب اينك منتفى است، به هيچ وجه نيازى به نگهدارى عدّه نخواهد بود و لذا است كه در سوره بقره آيه 228، كلمه «قروء» را به كار برد تا معلوم باشد كه اگر قرئى در ميان نيست، پس عدّهاى هم لازم نيست.
(واُولاتالأحمَال أجَلُهنّأنيَضَعْنَحملهنّ) يعنىاگر خانم حاملهرا طلاق بدهند و يا در اثناء عدّه سه ماهه، حمل خانم روشن شود، دوران عدّه طولانى خواهد بود و تا پايان وضع حمل، به طول خواهد انجاميد و اين خود نشان مىدهد كه ازدواج با زنان حامله و نكاح آنان حرام مؤبّد است مانند ازدواج با خانمهائى و يا نكاح با خانمهائى كه در حال عدّه بسر مىبرند كه حرمت ابدى مىآورد، زيرا با توجه به اعلام حرمت، اقدام به زناشوئى و نكاح نموده است.
(أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنتُم مِن وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِن كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى) «6».
آيه كريمه افاده مىكند كه همسر مطلّقه در دوران عدّه حقّ سكنى دارد و به طريق اولى در دوران نكاح و ازدواج دائم حقّ سكناى او قطعى است. چرا كه اين فرمان آيه كريمه، سايه همان حكم اوّليه است كه بايد تا آخرين لحظات زندگى مشترك ادامه يابد و كسى حق ندارد به استناد جدائى موقّت، او را از حقّ سكنى محروم كند، خصوصاً كه فرمود: (لاتُخْرِجُوهُنّ من بُيوتهنّ ولايَخْرُجنَ إلّا أن يأتين بفاحشة مُبيّنة).
به همين ترتيب در مورد (رزقهنّ وكسوتهنّ) يعنى خوراك و پوشاك بايد به صورت متداول قبلى برقرار بماند و كمترين بىتوجّهى صورت نگيرد و لذا گفت: (ولاتضارُّوهنّ لتضيِّقوا عليهنّ). اين جمله عموميت دارد و شامل حقّ سكنى نيز خواهد بود. يعنى در اثناء دوره عدّه او را از اطاق قبلى او خارج نكنيد كه در بيغوله و يا اطاق نامناسب جا بدهيد.
(وإن كنّ أولات حمل فأنفقوا عليهنّ حتّى يَضَعْنَ حملهنّ) وزان اين جمله وزان جمله پيشين است كه حقّ نفقه و حقّ سكنى را مسلّم شناخت. در اين جمله نيز حقّ نفقه و خرجى را هم از حيث سكنى و خوراك و پوشاك تا پايان وضع حمل مسجّل مىسازد و اين حق را سايه ادامه نكاح مىداند، زيرا خانم از حقّ ازدواج مجدّد تا پايان وضع حمل محروم است. بنابراين هرآن قيدى كه در اينجا براى نفقه و سكنى ياد مىشود، در همه احوال زندگى مشترك قطعى است جز اينكه در اينجا بايد به حق و حقيقت و كمال دقّت رعايت شود، ولى در حال عادى و زندگى مشترك، امكان دارد كه خانم در اثر فداكارى، از برخى حقوق شرعى خود تنازل كند.
(فإن أرضعن لكم فآتوهنّ أُجورهنّ) در اين آيه تشويقى به شير دادن مادر صورت نگرفته است فقط امر مىكند كه اگر حاضر شدند و نوزاد خود را شير دادند، شما بايد اجرت شير دادن آنان را بدهيد، زيرا بعد از وضع حمل ارتباط زناشوئى شما مقطوع است و حقّى بر گردن او نداريد.
در سوره بقره آيه 233 شرح مفصّلى در اين زمينه گذشت و شرائط و زمان شير دادن نيز مقرّر گشت. كه بايد مراجعه شود، زيرا سوره بقره بعد از اين سوره نازل شده است و لا اقل آيات مسئله طلاق بعد از نزول و تلاوت اين سوره نازل و تلاوت شده است.
(لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً) «7».
مفاد آيه روشن است و بايد شرائط اين آيه را با شرائط آيه 233 سوره بقره تلفيق كرد.
(وَكَأَيِّنمِنقَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْأَمْرِ رَبِّهَاوَرُسُلِهِفَحَاسَبْنَاهَاحِسَاباًشَدِيداًوَعَذَّبْنَاهَا عَذَاباً نُكْراً* فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْراً) «9».
تهديدى است بسيار شديد نسبت به رعايت حقوق زن و حقوق نوزاد كه نكتههاى جالب آن بر كسى مخفى نخواهد بود، خصوصاً با توجّه به ترجمه آيات كريمه در معانى القرآن. كلمه (حساباً شديداً) گواه بر سختگيرى در محاسبه حقوق است و محاسبه امكانات شوهر و كلمه (عذاباً نكرا) گواه آن است كه با عذابهاى ناشناخته و غير قابل علاج روبرو گردند و در پايان زندگى به مخمصه و بدبختى دچار گردند و لذا باز هم تهديد خود را تشديد مىكند و مىگويد:
(أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَاباً شَدِيداً فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُوْلِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً) «10».
يعنى عذاب سختى براى شما نابكاران مهيّا كردهايم. اى صاحبان مغز و خرد، اگر مغز و خردى داريد از خدا بترسيد كه ما يادواره لازم را به سوى شما ارسال كرديم و اخطار لازم را دادهايم.
(رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْآيَاتِاللَّهِمُبَيِّنَاتٍلِيُخْرِجَالَّذِينَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً) «11».
«رسولاً» جواب از سؤال مقدّر است. گويا منكران گفته باشند: بر ما كه چيزى نازل نشده است. و قرآن مىگويد: ما رسولى را به سوى شما گسيل كرديم تا آيات ما را با بيان و توضيح كامل بر شما تلاوت كند و حجّت را بر نابكاران تمام نمايد و كرامت و عزّت را به مؤمنان اهدا نمايد.
(ليخرج الّذين آمنوا وعملوا الصّالحات من الظلمات إلى النور) وزان اين آيه كريمه وزان آيه اوّل سوره ابراهيم است كه مىفرمايد: (كتاب أنزلناه إليك لتخرج النّاس من الظلمات إلى النور بإذن ربّهم إلى صراط العزيز الحميد) و دقيقاً مشابه آيه 9 سوره حديد است كه گفت: (هو الّذي ينزِّل على عبده آيات بيّنات ليخرجكم من الظلمات إلى النور).
يعنى ولايت اللَّه با نزول قرآن است و ولايت رسول اللَّه با تلاوت و تبليغ آيات است و ولايت امامان بر حفظ اين حقوق و روشنگرى و رهبرى و تربيت علمى است تا مردم از تاريكيهاى جاهليّت بدر آيند و به سوى نور بشتابند تا راه خداوندِ عزّت و حمد را طى نمايند.
(اللَّهُالَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَموَاتٍوَمِنَالْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْمَاً) «12».
شرح آيه را در كتاب هفت آسمان ملاحظه نمائيد.
(لتعلموا أنّاللَّه على كلّ شيء قدير) لام «لتعلموا» بر الفاظ جملات پيشين معلّق نشده است، بلكه مانند: (لكيلا تأسوا على ما فاتكم) (حديد/ 23) و امثال آن معلّق بر جمله مقدّر است يعنى اين مسائل را طرح كرديم تا شما بدانيد كه پروردگار شما بر هر پديدهاى توانا است و بر هر پديدهاى احاطه علمى دارد و از كُنْه آن باخبر است.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۵۷
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 125 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|