| آمار |
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره منافقون |
سوره منافقون :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ. وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ. وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ) «1».
شهادت دادن بر آنچه از شهود و نظاره آدمى مستور است روا خواهد بود، ولى اين شهادت به عنوان شهادت علمى شهرت دارد. شهادت بر رسالت رسول اللَّه نيز همين حالت را دارد، خواه منافق شهادت بدهد يا مؤمن شهادت بدهد. اگر آدمىزاده بگويد: «أشهد أنّ محمّداً رسول اللَّه» و يا به عنوان شهادت بگويد: «محمّد رسول اللَّه» معناى شهادت اين است كه من علم و ايمان دارم كه محمّد رسول خدا است.
حال اگر بىمقدّمه خداوند عزّت بگويد: من شهادت مىدهم كه اين مرد منافق دروغ مىگويد. به خاطر اينكه ذات احديّت بر راز دلها شهود دارد تكذيب و يا نفى شهادت امكان دارد به ادّعاى آنان رجوع كند يعنى اينان در ادّعاى علم و ايمان دروغ مىگويند و ممكن است كه به اصل مشهود آنان رجوع كند يعنى محمّد رسول خدا نيست و اينان دروغ مىگويند.
بدين خاطر است كه قرآن مجيد بعد از ادّعاى منافقان در مقام ردّ ادّعاى آنان ابتدا از كلمه «علم» استفاده مىكند و مىگويد: (واللَّه يعلم إنّك لرسوله) و اصل رسالت را با قيد علم و شهود واقعى اثبات مىكند سپس مىگويد: (واللَّه يشهد إنّ المنافقين لكاذبون) تا فقط و فقط ادّعاى آنان را دائر به علم و ايمان رد كرده باشد.
(اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْجُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِاللَّهِإِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) «2».
منافقان شهادت خود را با قيد قسم همراه مىكردند چون مىدانستند كه مورد اتّهامند. آيه كريمه ناظر به همان عبارت و متن شهادتى است كه در آيه اوّل گذشت و گفتند: «نشهد إنّك لرسول اللَّه» و «إنّ» را به كسر آوردند كه گواه قسم است، زيرا تقدير جمله چنين است: «نشهد باللَّه إنّك رسول اللَّه» و گرنه «شهد» بايد با «أن وأنّ» تمام شود مانند: (شَهِد اللَّهُ أنّه لا إله إلّا هو) (آلعمران/ 18). و مانند: (أإنّكُم لَتَشْهَدُون أنّ مع اللَّه آلِهَة أُخرى) (انعام/ 19). و مانند: (وَاشْهَدُوا أنِّي بريء ممّا تُشركون) (هود/ 54) و مانند لفظ شهادتين كه مىگوئيم: «أشهد أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شريك له وأشهد أنّ محمّداً عبده ورسوله».
به خاطر همين قيد قسم است كه در مقام ردّ آنان گفت: (واللَّه يشهد إنّ المنافقين لكاذبون) و «إنّ» را با كسره آورد.
(ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوْا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ) «3».
منظور از ايمان همان اعتراف ظاهرى است كه اسلام بر آن تكيه مىكند و حكم مؤمن را بر كسى بار مىكند و منظور از كفر، عدم اطاعت است و خرابكارى و توطئه و تحريك بر شورش كه بدان تظاهر مىكردهاند. اين نكتهها در آيات بعدى روشن خواهد گشت.
داستان اين سوره مربوط به غزوه بنىالمصطلق است كه عبداللَّهبن اُبىّبن سلول منافق، علناً در كنار عشيره خود اظهار كفر نمود و زيدبن ارقم كه در آن جمع حاضر بود و به خاطر كودكى به او توجّه نكرده بودند آنچه را كه گفتند و در آيات بعدى منعكس است شنيد و به رسول خدا گزارش نمود. شرح آن را در كتاب سيره بايد ديد.
(سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ) «6».
آيه كريمه ناظر به همان عبداللَّهبن اُبىّبن سلول است و گواهى مىدهد كه اين مرد با كفر و نفاق خود خواهد مرد و به رسول اللَّه هم خطاب مىكند كه تو در آن تاريخ -طبق معمول ومتداول كه بر همه مسلمانان از كافر ومنافق نماز مىخوانى و استغفار مىكنى- بر او هم نماز مىخوانى و استغفار مىكنى ولى خداوند او را نخواهد بخشيد زيرا بر كفر و نفاق خود مرده است.
اين قانون الهى است كه مىفرمايد: (ومَنْ يَرْتَدِدْ مِنكم عن دِينه فَيَمُتْ وهو كافر فأولئك حَبِطَتْ أعمالُهم في الدُّنيا والآخرة وأولئك أصحابُ النّار هم فيها خالدون) (بقره/ 217).
(هُمُالَّذِينَيَقُولُونَ لَاتُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا وَللَّهِِ خَزَائِنُ السَّموَاتِوَالْأَرْضِ وَلكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَفْقَهُونَ* يَقُولُونَ لَئِن رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَللَّهِِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ) «8».
اين دو آيه دو نمونه از مقاولات عبداللَّهبن اُبى است با عشيره خودش كه قرآن حكايت كرد و با نزول اين دو آيه، گزارش زيدبن ارقم تأييد شد.
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ) «9».
مفاد آيه روشن است وتعرّضى است با تعريض بهمنافقان وصفات نفاقآميز آنان. كلمه (عن ذكر اللَّه) افاده كرد كه اين سوره كريمه بايد مانند سوره جمعه، به هر روز جمعه در نماز جمعه تلاوت شود تا معناى عزّت و حكمت الهى روشن گردد و معلوم گردد كه «أعزّ مدينه» كيست و «أذلّ مدينه» كيست.
و چون مردك منافق بر روى انفاق مسلمين تكيه كرد و گفت: (لاتنفقوا على من عند رسول اللَّه حتّى ينفضّوا) قرآن مجيد مؤمنين را به انفاق هرچه بيشتر دعوت كرد تا به كورى چشم منافقين بودجه اسلامى و بيتالمال مسلمين غنى گردد و لذإ؛ظظ فرمود:
(وَأَنفِقُوا مِن مَا رَزَقْنَاكُم مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِنَ الصَّالِحِينَ* وَلَن يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) «11».
ترجمه آيات كريمه در كتاب معانىالقرآن روشن است.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۵۶
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 102 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|