تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۱
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره جمعه
سوره جمعه :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(يُسَبِّحُ للَّهِ‏ِمَافِي‏السَّموَاتِ وَمَا فِي‏الْأَرْضِ‏الْمَلِكِ‏الْقُدُّوسِ‏الْعَزِيزِالْحَكِيمِ) «1».
آيه كريمه يادآور پايان سوره حشر است كه بايد از آيات 18 تا پايان سوره مورد توجّه قرار بگيرد و با آيات اين سوره مقياس شود.

(هُوَ الَّذِي‏بَعَثَ فِي‏الْأُمِّيِّينَ‏رَسُولاًمِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ) «2».
منظور آيه كريمه اجابت دعوت ابراهيم و اسماعيل است كه بعد از ساختمان كعبه دست به نياز وراز برداشتند وتقاضا كردند كه: (ربّنا تَقَبَّلْ مِنّا إنّك أنت السّميع العليم ربّنا واجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لك ومن ذرِّيّتنا اُمّةً مُسْلِمةً لك وأرِنا مَناسِكنا وتُبْ عَلَيْنا إنّك أنت التوّاب الرّحيم ربّنا وابْعَثْ‏فيهم رسولاً منهم يتلوا عليهم آياتك ويعلّمهم الكتاب والحكمة ويزكِّيهم إنّك أنت العزيز الحكيم) (بقره/ 127 - 129).
قرآن مجيد در سوره آل‏عمران آيه 164 مى‏فرمايد: (لقد مَنّ اللَّه على المؤمنين إذ بَعَث فيهم رسولاً من أنفسهم يتلوا عليهم آياته ويزكِّيهم ويعلّمهم الكتاب والحكمة وإن كانوا من قبل لفي ضلال مبين). و در سوره بقره آيه 151 مى‏گويد: (كما أرسلنا فيكم رسولاً منكم يتلوا عليكم آياتنا ويزكِّيكم ويعلِّمكم الكتاب والحكمة ويعلّمكم ما لم تكونوا تعلمون).
چنانكه در دعاى ابراهيم و اسماعيل ملاحظه شد تلاوت آيات و تعليم كتاب و حكمت يعنى فرائض و سنن بر تزكيه مقدّم شده بود. نظر ابراهيم و اسماعيل بر اين بود كه نسل آنان در آن سرزمين به زودى بارور شود و تكثير يابد و امّتى بزرگ، آماده تربيت شوند و هرچه زودتر تلاوت آيات با نزول قرآن در ميان آنان دائر شود و با تعليم فرائض و سنن به تزكيه نفوس آنان بپردازند.
كلّيات اين درخواست و دعا با خواست و اراده پروردگار عزّت هماهنگ بود ولى ذات اقدس ربوبى بدين منظور ابراهيم خليل را فرمود تا اسماعيل و مادرش را در كنار كعبه جاى دهد تا نسل اسماعيل را با ژنهاى اعراب بياميزد و در طىّ ساليان دراز به تطهير ژنها و ابقاء برترين ادامه دهد، تا آنگاه كه آماده پذيرائى كتاب و سنّت شوند و بعد از نزول قرآن و تعليم كتاب و حكمت، يعنى فرائض و سنن، تزكيه عمومى بشر آغاز گردد.
چنانچه اشارت شد: در پايان سوره حشر هم مشابه آيه اوّل اين سوره نازل شده است كه گواهى بر نتيجه دادن اين مرام است. و در اوّل سوره تغابن يك بار ديگر مشابه اين آيه را خواهيم ديد، كه همين مرام و برنامه و تحصيل همين نتيجه را دنبال مى‏كند ولى عبارت (الْمَلِكُ القُدُّوسُ) ويژه اين سوره است كه مالكيت اللَّه را گواه و دليل اختيار او مى‏داند و قدّوسيّت او را دليل تزكيه نفوس بشرى در همه ادوار بشريّت، گرچه از تعليم و تربيت انبياء بدور باشند.
اينك به سوره حشر آيه 18 تا آيه 24 كه پايان سوره است باز گرديد و يك نوبت آن را مرور كنيد تا روشن شود كه چرا كلمه (الْمَلِكُ القُدُّوسُ) در آنجا هم بكار رفته است و عبارت را به اين صورت مى‏آرايد:
(لَايَسْتَوِي اصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ. لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ. هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ. هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ. هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى‏ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّموَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).
بحثى است از آزمون و تربيت و سخنى است از فوز تربيت يافتگان به بهشت و درجات برتر و فرو افتادن دوزخيان در آتش كه در آنجا قدرى تزكيه شوند. سخنى است از نزول‏قرآن و دلهاى سخت‏تر از سنگ و دلهائى كه منشرح است براى پذيرائى امواج قرآن. و شكرانه‏اى است همراه ستايش از خداوند، با اوصافى كه نمايانگر ساختارى همان بهشت و دوزخ است و بالاخره تسبيح او از شرك و اوصاف برهمنى و تقديس او به عزّت و حكمت.
اينك روشن مى‏شود كه چرا قرآن مجيد مى‏گويد: (يتلوا عليهم آياته ويزكِّيهم ويُعَلِّمهم الكتاب والحكمة) و چرا بعد از آن مى‏گويد: (وإن كانوا من قبل لفي ضلال مبين). به آيه 129 سوره بقره مراجعه شود.

(وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) «3».
اشاره‏اى است به آخرين فصل برنامه شريعت كه بايد منتظر آن بود و آثار عزّت و حكمت را بالعيان ديد.

(ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ) «4».
كه اين برنامه و اين فصل از قدوسيّت بايد نصيب نسل ابراهيم از شاخه اسماعيل باشد. از آن رو كه نسل اسحاق و يعقوب با آن بركتى كه به آنان عطا شد بار امانت را چسان بر دوش كشيدند كه قرآن با تعبير الاغ به معرّفى آنان مى‏پردازد و مى‏گويد:

(مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) «5».
ترجمه آيات در معانى القرآن روشن است.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ) «9».
آيه كريمه با لطافت و ظرافت، نماز ظهر روز جمعه را تكليف مى‏كند كه حتماً بايد به جماعت خوانده شود و كسى حق تخلّف نه از اوّل نماز و نه از آخر نماز ندارد.
جمله (ذَرُوا البَيْعَ) افاده مى‏كند كه حدود نيمروز است و مسلمين به كار بيع و شراء پرداخته‏اند. بنابراين نماز صبح نخواهد بود، چنانكه نماز مغرب و عشاء نيز نخواهد بود، زيرا متداول نبود و بعد از مغرب و عشاء كسى خارج از منزل به سر نمى‏برد و نه كسى به كار و كسب خود اشتغال مى‏ورزيد خصوصاً كه نه برقى بود و نه چراغ زنبورى و نه لامپا و آنچه بود و نبود چراغ پيه‏سوز بود و قنديل پيه‏سوز كه در تالار پادشاهان آويخته مى‏شد و يا مشعل كه بر ديوارها نصب مى‏شد.
كلمه «يوم الجمعة» نشان مى‏دهد كه بر اساس متداول و سنّت رسول اللَّه يك روز از روزهاى هفته به صورت اجتماع كلّى نماز را برگزار مى‏كرده‏اند و در ديگر مساجد محلّه، نمازى برقرار نمى‏شده است. قرآن مجيد نام آن روز را در همين آيه و همين سوره «يوم الجمعة» نهاده است و شاهد اين نامگذارى آن است كه كلمه «يوم» را اضافه مى‏كند به كلمه «الجمعة».
رسول خدا از اوّلين لحظه‏اى كه وارد مدينه شد در وادى «رانُونا» كه جزء يَثْرب و آبادى مدينه محسوب مى‏شد، نماز ظهر را - كه در آن وقت - مى‏بايد خوانده شود، به اضافه يك خطبه در ابتداى نماز ظهر ادا كردند و از آن تاريخ به بعد در همان روز كه قبلاً روز عَروبه ناميده مى‏شد، نماز ظهر مسنون به همان صورت، با خطبه ادا گشت و رفته رفته عنوان جمعه به خود گرفت و بعد از نزول اين آيه و اين سوره، نام «الجمعة» بر آن به يادگار ماند.
جمله (إذا نُودِيَ لِلصّلاةِ) افاده مى‏كند كه در ظرف نزول اين سوره و اين آيه نماز ظهر و عصرى كه قبلاً به عنوان سنّت ادا مى‏شد جنبه فريضه داشته است كه با نداى اذان مردم را به اداى نماز جماعت دعوت مى‏كرده‏اند كه هنوز هم نماز جماعت به عنوان سنّت رسول ادا مى‏شود، ولى اين نماز ويژه با نزول همين آيه بايد به جماعت ادا شود و براى استماع خطبه هم حتماً از اوّل خطبه حاضر شوند، چرا كه فرمود: (فَاسْعَوا إلى ذِكْر اللَّه).
برخى تصوّر كرده‏اند كه آيه كريمه به اين صورت نازل شده است «فَامْضُوا إلى‏ ذِكر اللَّه». ابن مسعود مى‏گفته است كه اگر آيه قرآن (فَاسْعَوا إلى‏ ذكر اللَّه) بود مى‏بايد با حال سَعْى و هَرْوَلَه، يعنى نيمدو به نماز بروند، ولى اينها استنباطات جاهلانه‏اى است كه از مغز يك چوپان تراوش كرده است.
قرآن مجيد مى‏فرمايد: بعد از آنكه صداى اذان بلند گشت و خصوصاً گفته شد «حيّ على الصّلاة»، شما بايد معامله را ترك كنيد، و در واقع هر كارى كه در دست داريد رها كنيد و براى تحصيل طهارت و حضور در مسجد و درك خطبه دوان دوان حاضر شويد. زيرا قانون فريضه ايجاب مى‏كند و حتى تكليف سنّت در حال عادى ايجاب مى‏كند كه بايد براى اداى نماز مهيّا شد. پس اگر كسى تا آن لحظه به مسجد نرفته است، حتماً بايد بدود و يا نيمدو بزند و يا گارى و الاغ كرايه كند تا خود را به مسجد برساند و خطبه را استماع كند.
امّا اگر كسى قبل از فوت وقت، طهارت لازم را تحصيل كرده است و با حفظ وقار و آرامش مى‏تواند به خطبه‏ها برسد، دويدن نخواهد داشت.

(فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) «10».
آيه كريمه دو نكته را ايفا مى‏كند. اوّل آنكه اين وجوب حضور، حدّاقل بايد اصل نماز را شامل شود و بعد از نماز است كه اجازه خروج از مسجد را مى‏دهند. دوم آنكه اين نماز به صريح همين آيه و مرسوم و متداول از سنّت، فقط نماز ظهر روز جمعه است كه با خطبه ادا مى‏شود و حضور در جماعت فرض است نه نماز عصر زيرا اجازه مى‏دهد كه بعد از اداى نماز مجدّداً كارگران بر سر كارهاى خود بروند و حتى كاسبها، مغازه‏ها را باز كنند و به كسب روزى و فضل خدا بپردازند. زيرا در آن تاريخ متداول نبود كه بعد از نماز عصر هم به كسب و كار خود بپردازند، بلكه به كارهاى شخصى در خانه مى‏پرداختند و بزرگترها در مسجد براى مشاوره و طرح مسائل‏اجتماعى حاضر مى‏شدند وبعد از نماز مغرب ويا بعد از نماز عشا به خانه‏هاى خود مى‏رفتند.
جمله (واذكروا اللَّه كثيراً لعلّكم تفلحون) اشاره‏اى دارد به تعقيبات نماز، كه اگر بعد از اداى نماز جمعه فوراً به سر كارهاى خود مى‏رويد، ياد خدا را فراموش نكنيد. حدّاقل اين ذكر كثير، با تسبيحات حضرت زهرا (سلام اللَّه عليها) انطباق مى‏يابد.

(وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْواً انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِماً قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ) «11».
جمله (وتَرَكُوكَ قائِماً) ناظر به خطبه است و چون خطبه نماز جمعه قبل از اداى اصل نماز انجام مى‏گيرد، برخى به عنوان ضرورت و خصوصاً قبل از نزول اين سوره كريمه، به خطبه‏ها وقع زيادى نمى‏نهادند و حتى اتفاق افتاد كه در چند نوبت نماز جمعه، جمعى يك يك رسول خدا را در حال ايراد خطبه ترك كردند و به دنبال تجارت و خريد كالا رفتند از آن رو كه خريد مايحتاج زندگى براى آنان ضرورت داشت. لذا قرآن مجيد در مقام تقبيح اين عمل و ترك مسجد و رها كردن خطبه به همين نصيحت و ملامت اكتفا كرد و گفت: (قُلْ ما عندَ اللَّه خيرٌ مِنَ اللّهوِ ومِنَ التِّجارةِ واللَّهُ خيرُ الرّازقين).
جمله (وتَرَكُوكَ قائِماً) گواهى مى‏دهد كه خطبه نماز جمعه - و به تبع نماز جمعه خطبه نماز عيدين - بايد ايستاده ادا شود و همگان بايد براى استماع خطبه حاضر باشند و گوش فرا بدارند.
در جمله اوّل كه گفت: (وإذا رأوا تجارةً أو لَهواً) و به صورت ترديد، «لهو» را در كنار «تجارت» ياد كرد. علّت آن بود كه طبق مرسوم و متداول آن زمان ورود كاروان را با ساز و دهل اعلام مى‏كردند و شنيدن صداى دهل به منزله ديدن كاروان بود ولى در جمله بعدى فقط گفت: (انفضُّوا إليها) و فقط ضمير مفرد مؤنّث آورد كه معرّف كالاى تجارت است تا معلوم باشد كه ساز و دهل فى حدّ نفسه موضوعيّت نداشت بلكه فقط جنبه اطّلاع‏رسانى داشت.
و در جمله بعدى كه گفت: (قُلْ ما عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللّهْوِ ومِنَ التِّجارَة) مجدّداً كلمه «لهو» را بر كلمه «تجارت» افزود، به خاطر اينكه برخى بدون ضرورت و نياز مبرم به سراغ كاروان مى‏رفتند و چه بسا اصلاً خريدى صورت نمى‏دادند و حاصل حضورشان در بارانداز و نتيجه ترك كردن مسجد و نماز جماعت تنها همان شنيدن آواى ساز و دهل و سرگرمى و احياناً شادمانى بود.
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۵۵ 0 نظر - تعداد بازديد : 69 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45680 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005