تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۹
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره ممتحنه
سوره ممتحنه :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوْا بِمَا جَاءَكُم مِنَ الْحَقِّ...).
منظور آيه، مشركين مكه است به اين دليل كه مى‏افزايد:

(يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَاداً فِي سَبِيلي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي...).
و جمله:
(تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ) «1».
تفسيرى است و تذكارى براى جمله: (تُلْقُون إليهم بِالمودّة) كه مى‏گويد: القاء مودّت به وسيله نامه مخفيانه صورت گرفته است.

(إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَي‏ءٍ) «4».
بحث آن در ذيل آيه 114 سوره براءت گذشت مراجعه شود.

(لَايَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ) «8».
آيه كريمه استثنائى است از جمله (لا تتّخذوا عدوّي وعدوّكم أولياء) كه اگر مشرك باشند، ولى در صدد مبارزه و معارضه بر نيامده‏اند، القاء محبّت و اهداء هديه براى آنان مانعى ندارد.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) «10».
در اسلام براى تشخيص حق و باطل، در اين‏گونه موارد غير از شاهد و قسم وسيله ديگرى منظور نشده است. در مورد دلهاى مردم شهادت كسى ممكن نيست جز شهادت اللَّه كه بر سِرّ سُويْداى دلها آگاه است و لذا راهى جز قسم باقى نمى‏ماند كه از راه نام خدا بر صدق و كذب آنان واقف شويد و واقعيّت را به ذات پروردگار موكول نمائيد.
به همين جهت است كه مى‏گويد: (فإن علمتموهنّ مؤمناتٍ فلا تَرْجِعوهُنّ إلى الكفّار...) يعنى بعد از آنكه شما خانمها را سوگند داديد و آنان سوگند خوردند كه جز به خاطر ايمان و هجرت از خانه شوهر فرار نكرده‏اند و هدف آنان طمع در شوهر جديد و يا دورى از شرّ شوهر قديمى نبوده و نيست، شما نبايد آنان را به كافران باز گردانيد.
در مورد بانوان، متن صلحنامه حديبيه صراحت نداشت زيرا تا آن زمان چنين اتفاقى نيفتاده بود تا در متن پيمان منظور شود و يا منصوص گردد، ولى از باب تغليب كه هماره بانوان به حكم مردان الحاق مى‏شوند، مشركين مدّعى بودند كه اگر خانمى از همسران ما به سوى شما فرار كند بايد به ما باز گردان شود، و قرآن با صراحت به مسلمين اعلام كرد كه چنين كارى نبايد صورت بگيرد.
در واقع اين آيه كريمه تبصره‏اى‏است بر صلح‏حديبيه كه با كمال‏انصاف و عدالت، هم حقّ بانوان‏را در نظر گرفته‏است و هم حقّ شوهرانشان را و هم حكم واقعى حلال و حرام را از آن رو كه زن مؤمن نمى‏تواند شوهر كافر اختيار كند.
شرح اين‏مطلب در آيه‏221 بقره نازل‏شده‏است‏كه گفت: (ولاتُنكحواالمشركات حتّى‏ يؤمِنَّ ولأمةٌ مُؤمنة خيرٌ من مشركة ولو أعْجَبَتْكُم ولا تُنْكِحُوا المشركين حتّى‏ يؤمنوا ولَعَبْدٌ مؤمن خير من مشرك ولو أعْجَبَكم. أولئك يدعون إلى النّار واللَّه يدعوا إلى الجنّة والمغفرة بإذنه).
به همين ترتيب بانوان اهل فساد، به زنان مشرك ملحق شدند و مردان اهل فساد به مردان مشرك ملحق گشتند چنانكه در سوره نور آيه دوم فرمود: (الزاني لا ينكح إلّا زانية أو مُشركة والزانية لا يَنْكِحُها إلّا زان أو مشرك وحُرِّم ذلك على المؤمنين).
اين آيه قرآن، مشركين را الزام نمود كه به اين قانون اسلام كه قبلاً نازل شده است گردن بنهند و از ادّعاى خود دست بردارند و مشركين نيز به خاطر قوانين نازله قبلى تسليم شدند، خصوصاً كه مقرّر فرمود: اگر از مردان ما كسى كافر شود و به سوى شما مشركين پناه بياورد، لازم نيست كه او را به ما برگردانيد به همين ترتيب اگر بانوان ما به سوى شما باز گردند، شما لازم نيست كه آنان را به ما برگردانيد، زيرا نزاع ما با شما بر سر دنيا نيست بر سر ايمان است.
اگر زنى ويا مردى از ايمان ومركز ايمان فراركند به درد اسلام و ايمان نمى‏خورد. فقط در صورتى كه بانوان شوهردار به سوى شما آمدند، شما بايد مهريّه‏اى را كه گرفته‏اند به ما پس بدهيد و اگر بانوان شما به سوى ما آمدند، ما مهريّه آنان را به شما پس مى‏دهيم، چرا كه مهريّه حقّ زوجيّت است و اگر كسى از قيد زوجيّت فرار كند بايد مهريّه دريافتى را پس بدهد. امّا اگر مردان شما به سوى ما فرار كردند، ما طبق پيمان حُدَيبيه آنان را به شما باز مى‏گردانيم.
(لا هُنّ حِلٌّ لهم ولا هُم يحلُّون لَهُنّ...) تعبير دو جانبه افاده مى‏كند كه اين خانم حق ندارد به خانه شوهر مشرك خود باز گردد زيرا اين خانم بر او حلال نخواهد بود و اگر شوهرش به دنبال او بيايد اين خانم حق ندارد تمكين كند و به خانه او باز گردد.
(وآتوهم ما أنفقوا...) يعنى اگر مطالبه كنند، شما بايد مهريّه اين خانم را به شوهرش باز گردانيد كه مهريّه براى تمام عمر است و كسى حق ندارد هم مهريّه دريافت كند و هم از شوهر خود تمكين نكند.
(ولا جناح عليكم أن تَنْكِحُوهنّ إذا آتيتموهنّ أجورهنّ) يعنى شما مجازيد كه با اين خانم فرارى كه حقّ شوهرش را پرداخت كرده‏ايد و يا شوهر شخصاً به سراغ مهريّه او نيامده است، با پرداخت اجرت، با آن خانم ازدواج موقّت برقرار كنيد كه بى‏شوهر نماند ولى بعد از آنكه شوهرش بيايد و اسلام بياورد، ازدواج شما معلّق مى‏شود و اگر صلاح بدانند، مى‏توانند كانون خانوادگى خود را - و خصوصاً با فرزندانشان - تجديد كنند.
(ولاتُمْسِكُوا بِعِصَمِ الكوافر) يعنى اگر شما ايمان داريد و زن شما كافر است و به شما پيوست، نمى‏توانيد پيوندتان را برقرار نگه داريد. بايد او را رها كنيد و اگر به دشمنان شما پيوست و ازدواج كرد و يا نكرد، شما حقّ تعرّض نداريد جز آنكه مهريه خود را كه پرداخته‏ايد مطالبه نمائيد و لذا تكرار مى‏كند كه (وسألوا ما أنفقتم وليسألوا ما أنفقوا) و اين در صورتى است كه يك خانم كافر ايمان بياورد و به مسلمين بپيوندد و يا يك خانم مسلم كافر شود و به كافران بپيوندد.

(وَإِن فَاتَكُمْ شَي‏ءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِثْلَ مَا أَنفَقُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ) «11».
جمله «فعاقبتم» ناظر به پرداخت مهريّه خانمهاى فرارى است. يعنى اگر خانمهاى شما به مكه گريختند و مشركين حاضر نشدند كه مهريّه آنان را به شما بدهند، و در تاريخ بعد، خانمى از خانمهاى مشركين اسلام آورد و به شما پيوست، شما حق داريد كه مقابله به مثل كنيد و مانند آنان حقّ مهريه اين خانم را به آنان ندهيد، ولى حقّ او را از بيت‏المال مسلمين در نظر بگيريد و به شوهر آن مؤمن بپردازيد كه همسرش به مكه گريخت و آنان از پرداخت مهريه او ابا ورزيدند.

(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى‏ أَن لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) «12».
اين آيه كريمه به شرائط بيعت نسوان معروف است ولى در ضمن شرائط بيعت، همان شرائطى ياد شده است كه در عقبه اُولى با انصار مدينه شرط شد به اين صورت كه گفته‏اند: «بايعنا رسول اللَّه في العَقَبة الاُولى‏ وكُنّا اثْنَيْ عشر رجلاً على‏ بيعة النِّساء -وذلك قبل أن تفرض الحرب- على‏ أن لانُشْرِك باللَّه شيئاً، ولانَسْرِق، ولانَزْنِي، ولانَقْتُلَ أولادنَا ولا نَأتِي بِبُهْتان نفتريه من بين أيدينا وأرجُلنا، ولانعصيه في معروف فان وفَيْنا فَلَنَا الجنّة، وإن غشينا من ذلك شي‏ء فأمره إلى اللَّه إن شاء عذّب وإن شاء غفر». منظور از «ولا نأتي ببهتان نفتريه من بين أيدينا وأرجُلنا» ربودن كودكان ديگران است كه به خود وابسته سازند و يا فرزندان زناى خود را به خود بچسبانند كه هر دو در يك حكم است.
جمله «ولا نعصيه في معروف» در بيعت مردان تفسير نشده است و قهراً تمام آنچه بر اساس كتاب و سنّت و شناخت جامعه اسلامى معروف باشد، مانند امر به معروف، بايد مورد اطاعت مردم قرار بگيرد ولى در حديث بيعت با نسوان بدين صورت وارد شده است كه: «أن لاتَخْمِشْنَ وَجْهاً ولاتَلْطِمْنَ خَدّاً ولاتَنْتِفْنَ شَعْراً ولاتُمزِّقْنَ جَيْباً ولاتُسَودّن ثَوْباً ولاتَدْعُوَنّ بالويل ولاتَقُمْنَ عند قبر». كه البتّه اين قسمتها با توجّه به آيه كريمه (الّذين إذا أصابتهم مصيبة قالوا إنّا للَّه وإنّا إليه راجعون. أولئك عليهم صلوات من ربّهم ورحمة وأولئك هم المهتدون) (بقره/ 157) تفسير شده است.
طبيعى است كه اين مناهى مربوط به مأتمهاى متداول زنان بوده است كه هم اكنون نيز در برخى از عشاير متداول است خصوصاً لباس سياه پوشيدن كه مرد و زن مى‏پوشند، مورد نهى رسول اللَّه قرار گرفته است و باز هم طبيعى است كه معروف، منحصر به همين مذكورات در حديث نخواهد بود.
ضمناً بايد توجّه داشت كه نكته اصلى در بيعت، خواه بيعت رجال و خواه بيعت بانوان، تعهّدى است دو جانبه كه مردان و زنان به تعهّدات بيعت عمل كنند و در مقابل، رسول خدا بهشت را ضامن شود و لذا در متن آيه كريمه مى‏فرمايد: (فبايعهنّ واستغفر لهنّ اللَّه. إنّ اللَّه غفور رحيم) و لذا بود كه رسول خدا نماز ميّت را سنّت نهاد و براى اموات از زن و مرد، طلب مغفرت مى‏كرد. البتّه اگر نماز ميّت درباره بيعت‏كنندگان صورت بگيرد، خصوصاً كه شرائط مهم بيعت را رعايت كرده باشند، مغفرت‏آنان حتمى است، زيرا جمله «بايِعْهُنّ» دليل‏قبول بيعت‏است و جمله (اسْتَغْفِر لَهُنَّ اللَّه) دليل مغفرت است و فوز به نعيم جنّت چنانكه در متن بيعت عقبه اولى گذشت ولى درباره سايرين به لطف خدا منوط خواهد بود.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ) «13».
مانند سوره قبلى بازگشتى است به صدر همين سوره كه فرمود: (يا أيُّها الّذينَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوِّي وعَدُوَّكُم أولِياء تُلْقُونَ إليهم بالمودّة...).
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۵۴ 0 نظر - تعداد بازديد : 93 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45592 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005