تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۰
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره حشر
سوره حشر :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(سَبَّحَ للَّهِ‏ِ مَا فِي السَّموَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ. وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) «1».
بازهم يادى از تسبيح فرشتگان و عزّت و حكمت خداوند رحمان. مانند صدر سوره حديد كه اشارتى بدان گذشت. در آخر سوره عين همين آيه را خواهيم ديد.

(هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ) «2».
داستان كوچ دادن قوم بنى‏نضير كه در سال سوم هجرت اتفاق افتاد، در سيره رسول اللَّه ثبت شده است آنچه ضرور مى‏نمايد مسائل آيات كريمه است كه بايد روشن شود.
(لِأوّلِ الحَشْر) يعنى در اوّلين بسيج مسلمين كه به حصار و محاصره بنى‏نضير انجاميد. قبلاً مسلمين فقط در جنگ بدر شركت كرده بودند كه بسيج عمومى نبود، بلكه با عدّه معدودى براى تصرّف و تصاحب متاع قافله رفته بودند كه شرح آن در سوره انفال و سوره آل‏عمران گذشت. در كوچ بنى‏قينقاع هم - گرچه برخى در اصل آن ترديد دارند - به خاطر كمى عدّه آنان بسيجى صورت نگرفت.
بنابراين منظور از اين حشر، حشر بنى‏نضير نخواهد بود و نه حشر و كوچ دادن آنان به ارض محشر كه سرزمين شام باشد و نه احتمالات ديگرى كه ميان آمده است.
(وقَذَف في قُلُوبهم الرُّعبَ) اين رعب باعث شد كه در قلعه خود حصارى شوند و تن به جنگ ندهند. تصوّر مى‏كردند كه تا حدود يك سال مى‏توانند مقاومت كنند زيرا قنات آبى داشتند و مخازن بسيارى از حبوبات. چند روزى كه محاصره آنان به طول انجاميد، رعب و وحشت بر آنان مسلّط شد و حاضر شدند به حكم رسول خدا -مانند قوم بنى‏قينقاع- به طرف شامات هجرت كنند.
ولى رسول اللَّه نپذيرفت و فرمود: فقط با اين شرط كه هر يك تن سوار بر يك شتر شود و هرچه مايل باشد با خود ببرد، و آنان نپذيرفتند و بعد از چند روز ديگر كه تسليم شدند، رسول خدا فرمود: امّا با اين شرط كه هر سه نفر با يك شتر كوچ كنيد و هرچه مايل باشيد با خود ببريد و اگر باز هم تسليم نشويد، شرائط كوچ شما سخت‏تر خواهد شد.
بالاخره كوچ كردند و خانمها هرچند نفر سوار بر يك شتر و ديگران هرچه توانستند پياده بر دوش خود حمل كردند و به اذرعات شام و اريحا رفتند.
(يُخْرِبون بُيُوتهم بِأيديهِم وأيدِي المؤمِنِين) به علّت آن بود كه با خود گفتند: به هرجا منتقل شويم بايد خانه و كاشانه بسازيم، نمى‏توانيم كه براى هميشه با اين جمعيت زياد مهمان باشيم. لذا درهاى خانه‏هاى خود را با كفپوشها و پنجره‏ها و چوبهاى ساج آن و سنگهاى ظريف و قيمتى آن را هرچه توانستند با دست خود و گرنه با اجير كردن مسلمين از جا درآوردند و بار شتران كردند و بار بر دوشهاى خود و روان شدند.
جمله (فَاعتبِرُوا يا أُولِي الأبصَار) تنها مربوط به تخريب خانه‏ها نيست بلكه مربوط به قدرت و سطوت قوم بنى‏نضير است كه در ميان امّت يهود زبانزد بود و نيز دولت و ثروت آنان و قلعه مستحكم آنان با آب قنات جارى كه اگر رعب و وحشت بر آنان مسلّط نمى‏گشت حصار آنان قابل تصرّف نبود.
(مَا قَطَعْتُم مِن لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى‏ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ) «5».
در روزهاى اوّل محاصره، تيرى از داخل قلعه به سوى خيمه رسول خدا پرتاب شد. رسول خدا خيمه خود را عقب كشيد و در ساقه محاصره مردم خيمه زد. در اين اثناء مسلمين - بر طبق مرسوم و متداول آن زمان - درختهاى خرماى آنان را با طبر قطع مى‏كردند. يهوديان از بالاى قلعه فرياد زدند كه: «يا محمّد! قد كُنْتَ تَنْهى‏ عَن الفساد فما بالكم تَقْطَعُونَ النخل» در قرآن كريم و بحث با يهوديان، آيات فراوانى گذشته است كه آنان را از (فساد في الأرض) نهى مى‏كند و فساد را عبارت از «إهلاك حَرْث ونسل» مى‏شمارد. لذا يهوديان مسلمين را به ملامت گرفتند كه چرا درختان ما را قطع مى‏كنيد.
كلمه (لِينَة) يعنى درختِ تر كه معمولاً بارور خواهد بود، البتّه كسى در موقع حصار دشمن درختهاى خشك آنان را قطع نخواهد كرد، زيرا قطع درختان خشك به سود مهاجمان نبود، بلكه به سود حصاريان و قلعه‏گيان بود كه زحمت آنان كم مى‏شد.
البتّه قطع درختان بارور به فرمان رسول خدا و يا رضايت آن سرور نبود و موقعى كه يهوديان مسلمين را به ملامت گرفتند، مسلمين از قطع درختان دست باز گرفتند و لذا نوشته‏اند كه بيش از شش نخل خرما را قطع نكرده بودند.
كلمه (فَبإذن اللَّه) گواه صدور فرمان و يا رضايت نبوده و نيست منظور از «إذن اللَّه» همان رخصت در مشيّت است كه در همه موارد بدان اشارت شده است. يعنى خداوند عزّت از قطع درختان مانع نگشت مانند آنكه از سحر ساحران و كفر كافران كه با مشيّت انجام مى‏گيرد، مانع نمى‏گردد.
جمله (ولِيُخزِي الفَاسِقِين) عطف بر مقدّر است به اين صورت: «وإنّما لم يمنعكم ليبلوكم وليخزي الفاسقين حيث اعترفوا بأنّ إهلاك الحرث والنّسل فساد».

(وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى‏ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى‏ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى‏ كُلِّ شَي‏ءٍ قَدِيرٌ) «6».
عطف بر مقدّر است به اين صورت: «ما أفاء اللَّه عليكم بحصاركم فلكم وما أفاء اللَّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل ولا ركاب» آنچه در حين حصار از دام و دواب و ميوه‏هاى درختان و برخى سلاحهاى آنان بدست مسلمين افتاد، حقّ مسلمين بود، ولى آنچه با طرح شرائط برجا نهادند، تنها با برنامه‏ريزى رسول خدا بود كه بر آنان سه نوبت سخت گرفت و بسيارى از اموال منقول و غير منقول آنان را صاحب گشت.
البتّه يهوديان در همان نوبت اوّل قرار بر جلاء و كوچ نهادند و رسول خدا هم مانند ساير مسلمين پذيرفت ولى بعد از فتنه عبداللَّه‏بن اُبىّ‏بن سلول كه به آنان وعده نصرت داد و گفت: ما هم با شما وارد قلعه مى‏شويم و با مسلمين مقابله مى‏كنيم، يهود بنى‏نضير، مجدّداً پيام دادند كه ما حاضر به كوچ نخواهيم شد و بالاخره با سخت‏گيرى بعد از سخت‏گيرى كار به آنجا كشيد كه بسيارى از اموال غير منقول آنان سالم و برخى تخريب شده بدست رسول خدا افتاد به اضافه برخى از اموال منقول آنان كه نتوانستند با خود حمل كنند.
از جمله آنچه به سود مسلمين تمام شد، برخى از مسلمين به يهوديان بدهكارى داشتند و از جمله اسيدبن حضير صدو بيست دينار طلا به سلّام‏بن ابى‏الحقيق بدهكارى داشت، هشتاد دينار پول دريافتى و چهل دينار طلا رباى يكساله آن كه مجبور شد به همان هشتاد دينار اصل طلب اكتفا كند و چهل دينار به سود اسيدبن حضير برجا ماند.

(لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ) «8».
ناظر به آن جمله است كه قبلاً فرمود:

(مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى‏ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى‏ وَالْيَتَامَى‏ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَايَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْاغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ) «7».
يعنى اينك كه رسول‏خدا براى اين سهام ستّه كه بعدها به عنوان سهام خمس مسجّل گشت، موردى و مستحقّى از اين اشخاص نامبرده ندارد، آنچه از قوم بنى‏نضير بدست آمده است، مى‏تواند در اختيار مهاجران بگذارد كه صاحب دولت شوند و از خانه‏هاى انصار مدينه و خورد و خوراك آنان خارج شوند و خود براى خود، صاحب خانه و كاشانه و مزرعه باشند كه رسول خدا چنين كرد.

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ) «11».
چنانكه اشارت شد و البتّه در كتابهاى سيره و تفاسير اسلامى روشن شده است، منظور آيه عبداللَّه‏بن اُبىّ‏بن سلول است كه با قوم بنى‏نضير، عقد و پيمان نظامى داشت و همو بود كه با پيغام خود باعث اغواى يهوديان گشت و گفت: اگر شما را كوچ دهند ما هم با شما كوچ مى‏كنيم اگر با شما بجنگند شما را يارى مى‏دهيم و فردا است كه غَطَفان با هزاران سوار به يارى ما بشتابند و لذا يهوديان توافقى را كه بر سر كوچ ساده، مانند كوچ بنى‏قينقاع حاصل شده بود و مى‏توانستند املاك و خانه‏هاى خود را بفروشند و با هرچه دارند راهى شامات شوند، برهم زدند، و بعد از چند روز كه از عبداللَّه‏بن اُبىّ‏بن سلول خبرى نشد و قوم غَطَفان هم به يارى نيامدند و قوم بنى‏قُرَيظه هم دست از پا خطا نكردند، به رسول خدا پيام دادند كه ما كوچ مى‏كنيم و رسول خدا شرائط كوچ را سخت كرد و آن شد كه در آيات پيشين گذشت.
قرآن مجيد قبل از ماجرا تمام اين خبر را به رسول خدا داده بود، البتّه با نزول دفعى همين آيات و همين سوره و تمام قرآن. منتها رسول خدا هر از چند گاهى به تناسب موقعيّت يك يا چند آيه را تلاوت مى‏كرد. و از جمله اين آيه كريمه را كه مى‏فرمايد:
(لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لَا يَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ) «12».
آيات كريمه بر اساس صدق شرطيّه است نه‏صدق طرفين. نه‏قتالى صورت گرفت و نه نصرتى حاصل شد و نه كسى رو به عقب فرار كرد ولى اگر قتالى صورت مى‏گرفت حتى همين عشيره عبداللَّه بن اُبى‏بن سلول راه فرار در پيش مى‏گرفتند. وزان آيه كريمه وزان آن آيه است كه مى‏گويد: (ولو عَلِمَ اللَّهُ فيهم خيراً لأسْمَعَهُم وَلوْ أسْمَعَهُم لَتَولوا وهُم مُعرِضُون) (انفال/ 23).

(كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيباً ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) «15».
آيه كريمه با كوچ بنى‏قينقاع متناسب است و مى‏تواند به مشركين بدر تعرّض داشته باشد كه پيش از جنگ بنى‏نضير و كوچ آنان گرفتار عذاب الهى شدند.

(كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ) «16».
اين آيه كريمه يادآور آيه 49 سوره انفال است كه گفت: (وإذ زيَّن لهم الشّيطان أعمالهم وقال لا غالِبَ لكم اليوم من النّاس وإنِّي جارٌ لكم فلمّا تَراءَتِ الفئتان نَكَصَ على عَقِبَيْه‏وقال‏إنِّي‏بري‏ء منكم‏إنِّي‏أرَى‏ مالاترون‏إنِّي‏أخاف‏اللَّه‏واللَّه شديد العقاب).

(لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ) «21».
مسئله خشوع و درهم فرو پاشيدن كوه به خاطر همان موجى است كه بر كوه طور هم كه تجلّى كرد، كوه را نابود كرد ولى در آنجا تجلّى بود و كوه تبديل به گاز شد و اينجا مسئله نزول موج است كه مانند صاعقه سنگها را درهم مى‏شكند و فرو مى‏ريزد. و اينكه مى‏بينيد دلهاى اين مردم سخن قرآن را نمى‏پذيرد به خاطر قساوت است كه دلها از سنگ سخت‏تر شده است و موج روح‏القدس را پذيرا نمى‏شود.
(يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّموَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) «24».
بازگشتى است به صدر سوره كه گفت: (سبّح للَّه ما في السّموات وما في الأرض وهو العزيز الحكيم). و افاده مى‏كند كه آنچه در زمينه عزّت و حكمت گفتنى بود گفته شد و بازهم گفته خواهد شد.
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۵۳ 0 نظر - تعداد بازديد : 94 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45680 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005