تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۷
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره رحمن
سوره رحمن :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(الرَّحْمنُ* عَلَّمَ الْقُرْآنَ) «2».
مفاد اين سوره‏هاى كريمه در ترجمه‏معانى‏القرآن روشن‏شده‏است. برخى نكته‏ها باقى است.
منظور اين دو آيه آن است كه تعليم قرآن، مظهرى از مظاهر رحمانيّت اللَّه است و لذا است كه در جاى جاى قرآن، تنزيل قرآن را به عنوان (هُدىً ورَحمة لِلمُؤمِنِين) مى‏ستايد.

(خَلَقَ الْإِنسَانَ* عَلَّمَهُ الْبَيَانَ) «3».
بيان، لازمه درك است و درك، لازمه دانش و تفكّر. وزان آيه وزان آيه 23 ذاريات است كه گفت: (فَوَربِّ السّماء والأَرض إنّه لَحَقٌّ مِثْلَ ما أنّكم تَنْطِقُون) كه شرح آن گذشت. از اين قبيل است آيات متعدّدى كه مى‏گويد: (هو الّذي أنشأكُم وجَعَل لكُم السَّمع والأبصَار والأفئِدَة قَلِيلاً ما تشكرون).
موقعيّت فؤاد، در اين ميانه موقعيّت درك و مسئوليت است كه مى‏گويد: (إنّ السَّمع والبَصر والفُؤاد كلُّ اُولئك كان عنه مسؤولاً) (اسرى‏/ 36) و بلكه بالاتر از آن چنانكه مى‏گويد: (ما كَذَبَ الفُؤادُ ما رأى‏. لَقَدْ رأى‏ مِن آياتِ رَبِّه الكُبْرى‏) (نجم/12-11) ويا مى‏گويد: (كذلك لِنُثبِّتَ‏بِهِ‏فُؤادَك‏ورتّلناهُ‏ترتِيلاً) (فرقان/ 32).
اين چهار كلمه كه در مطلع سوره به چشم مى‏خورد، چشم‏انداز معارف سوره را روشن مى‏سازد و لذا است كه بلافاصله سخن از خورشيد و ماه و ستاره و اشجار و ساير مظاهر رحمانيّت به ميان مى‏آيد و بر هر يك حاشيه لازم و تكليف ويژه آن بار مى‏شود.

(وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ) «7».
به قرينه تقابل و تفريعى كه بر آن بار شده است، منظور از سماء، اَجرام بى‏وزن است، مانند هوا وگاز و گردوغبار كه وزن ندارد واثرى در معاملات مردم نمى‏گذارد، نه اين كفّه ترازو را سنگين مى‏كند و نه آن كفّه را. ولى آنچه وزن دارد و سنگين است بر اثر جاذبه زمين رو به طرف پائين مى‏آيد.
«ميزان» يعنى هرآنچه وزن و سنگينى داشته باشد؛ و اگر به عنوان اسم آلت تلقّى شود گاهى بر ترازوى دو كفّه اطلاق مى‏شود كه يك طرف بالا مى‏رود و يك طرف پائين مى‏آيد و گاهى بر سنگ ترازو كه مقدار متاع و جنس را مشخّص مى‏كند.

(أَن لَاتَطْغَوا فِي الْمِيزَانِ) «8».
«أن» مفسّره است و «لاتَطْغَوا» نهى. يعنى اين مشيّت را اجرا كرديم كه شما در سنجيدن متاع، طغيان نكنيد و حقّ كسى را پامال نكنيد.

(وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ) «9».
و اين جمله باز تفسيرى است بر معناى عدم طغيان كه هم برابرى متاع را با سنگ ترازو رعايت كنند، آنهم سنگ ترازوى قسط و عدل و هم در مقام وزن كردن از وزن كردن نكاهند: ترتيبى ندهند كه ظاهراً دو كفّه ترازو برابر باشد ولى شاهين ترازو برابر نباشد و يا شاهين را برابر بگيرند و ظاهراً تعادل را برقرار كنند ولى يك طرف شاهين بلندتر و يا سنگين‏تر از آن طرف ديگر باشد. به هر حال آيات كريمه تمام راههاى دغل‏كارى را مسدود مى‏سازد.

(وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ) «10».
از نظر حكم شرعى، زمين و خاك در اختيار همه آن موجوداتى است كه در سطح اين كره خاكى قرار گرفته‏اند و از حيات نباتى و حيوانى و انسانى برخوردارند. همه حق دارند كه بر روى زمين بچرخند و زندگى كنند.

(فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ* وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ) «12».
يعنى تمام موجوداتى كه بر روى زمين مى‏چرخند، مى‏توانند از آنچه خداوند عزّت در هنگام پرورش زمين و پرورش آب و خاك از انواع ميوه و دانه در آن نهاده است بهره‏مند شوند.

(فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ) «13».
به قرينه مسائل تكليفى كه شامل جن و انس مى‏شود و به قرينه آيات بعدى كه نام جن و انس به ميان خواهد آمد و ساير شواهدى كه بدان مى‏رسيم، خطاب آيه به جن و انس خواهد بود. تكرار اين آيه به صورت شعار ادامه خواهد يافت و چنانكه خواهيم ديد، اين شعار به وسيله جمعى در ملأ أعلى‏ - حتى در وسط سخنان ناطق - تكرار مى‏شود بى‏آنكه ناطق سخن خود را قطع كند و يا پيوند كلام را از دست بدهد.

(خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ* وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَارِجٍ مِن نَارٍ) «15».
در اين زمينه به آيه 27 سوره حجر مراجعه شود، در آيه 50 سوره كهف نيز شرحى گذشت.

(فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ) «16».
با اين شعار كه بعد از نام جن و بشر تكرار مى‏شود، خطاب آيه بيشتر مخاطب خود را پيدا مى‏كند.

(رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ) «17».
گواه اين است كه نطفه‏هاى جن بعد از هبوط به كره مريخ منتقل شدند كه اقتضاى طبع نارى آنها است و آدميان به كره زمين منتقل شدند كه بايد پا به عرصه حيات آزمونى بگذارند و لذا گفت: (فيها تَحْيَونَ وفيها تَمُوتُونَ ومنها تُخْرَجُونَ) (اعراف/ 25). و باز هم شعار ويژه اين سوره:
(فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ) «18».
از اين قسمت به بعد بيشتر مسائل زمينى مطرح مى‏شود كه تا حدّى پايگاه جنّيان نيز خواهد بود از آن رو كه جنّيان از دخالت در كار بشر نهى شده‏اند و اگر دخالت كنند، و از رئيس خود ابليس در اغواى بشريّت اطاعت نمايند، مورد خشم الهى قرار مى‏گيرند و مجدّداً به هنگام رستاخيز با آدميان مقرون مى‏شوند و در دوزخ معذّب مى‏شوند.

(مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ* بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ) «20».
«مَرَجَ» فعل ماضى است و فاعل آن ربّ آسمان و زمين و ربُّ العالمين ربّ جن و انس است كه درياى شور و شيرين را در كنار هم روان مى‏سازد بى‏آنكه كاملاً درهم شوند.

(فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ) «21».
اين شعار تكرارى در وسط كلام ناطق قرار گرفته است و با وضوح كامل روشن مى‏كند كه شعاردهندگان، جمع حاضر در جلسه ملأ أعلايند نه شخص ناطق. و لذا است كه دنباله كلام ناطق ادامه مى‏يابد بى‏آنكه از نظر ادبى و رابطه كلامى، به شعار تكرارى محلّى از اعراب داده باشد.

(سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ* فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ) «32».
از اين آيه به بعد، جن و انس هر دو باهم مورد خطاب و توجيه سخن قرار مى‏گيرند. بى‏آنكه باز هم به شعار آنان و خطاب:

(فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ) «38».
محلّى از اعراب داده شود.

(فَيَوْمَئِذٍ لَايُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ* فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ* يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ) «41».
اين دو آيه مطلب واحدى را دنبال مى‏كنند با آنكه در وسط دو آيه همان شعار معروف‏سوره فاصله است. كلمه «مُجرمون» به‏خاطر جنبه‏رفعى‏ناظر به‏سران تبهكار و مجرم جامعه است كه قهراً نيازى به سؤال و جواب ندارند و ملائكه عذاب با شناختى كه از سيماى آنان دارند، آنان را به سوى دوزخ مى‏كشانند. و لذا است كه باز هم در آيه بعدى كلمه «المُجرمون» به حالت رفعى آمده است و مى‏گويد:

(هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ* يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ) «44».
(فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ) «56».
منظور آيه همسرانى است كه در بهشت آفريده مى‏شوند چنانكه در سوره واقعه آيه 35 مى‏گويد: (إنّا أنشأناهُنّ إنشاءاً فجعلناهنّ أبكاراً. عُرُباً أتْراباً). يعنى آفرينش آنان به صورتى است كه چشمانشان از نظر ديد و انعكاس نورى نزديك‏بين مى‏باشد و جز اطراف نزديك خود، جاهاى ديگر را به صورت شبح مى‏بينند.
قيد (لَم يَطْمِثهُنَّ إنس قبلهم ولا جانّ) صراحت دارد كه اينان از زنان دنيا نيستند از آن زنانى نيستند كه بعد از آزمون يكسره به بهشت و رضوان الهى دست مى‏يابند و نه از آن زنانى كه بعد از آزمون به دوزخ مى‏روند و بعدها به صورت جن در مى‏آيند و يا در زندگى آزمون به همسرى كسانى در مى‏آيند كه قبلاً به دوزخ رفته‏اند و بعد از حشر بعدى مجدّداً پا به عرصه آزمون نهاده‏اند.
به همين ترتيب آن دسته‏اى كه در خيام بهشتى مأوا دارند همسرانشان به همين صورت نژاده بهشت برين مى‏باشند و از حيث آفرينش و ديد چشمانشان مشابهند و اگر از خيمه‏هاى خود برون بيايند در اثر روشنائى بيشتر، جائى را نمى‏بينند و لذا پاى خودرا از خيمه‏ها كمتر برون مى‏گذارند و اين است معناى اين آيه كريمه كه مى‏گويد:

(حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ* فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ* لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ) «74».
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۵۱ 0 نظر - تعداد بازديد : 81 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45679 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005