| آمار |
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره قمر |
سوره قمر :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ) «1».
وزانآيه كريمه، وزانآيه اوّل سورهانبياءاست كه گفت: (اقْتَرَبَ للناس حسابُهم وهُم في غَفْلَةٍ مُعْرِضون). وجه اقتراب ساعت در اين سوره مطرح شده است كه شكافتن قمر باشد، مانند يك هندوانه رسيده كه انفجار سادهاى در آن رخ مىدهد. ساعت انقراض با چنين حوادثى آغاز خواهد گشت. با طرح اين مسئله سؤالى و بلكه اعتراضى پيش مىآيد كه پس چرا اين معجزه غيبى را كه با رستاخيز بشر رابطه دارد، ارائه نكردند تا همگان ملاحظه نمايند و ايمان بياورند؟ قرآن مجيد در پاسخ اين سؤال مقدّر مىگويد:
(وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ) «2».
گويا آيه كريمه بدين صورت عطف بر مقدّر باشد: «اقتربت السّاعة وانشقّ القمر. وجعلناها آية للّذين كفروا ولكلّ نبأ مستقرّ. وإن يَرَوْا آية يعرضوا».
(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ) «17».
با اين عبارت، سوره قمر به پنج قسمت تقسيم مىشود و اين پايان فصل اوّل سوره بود كه بعد از مقدّمه، داستان نوح را با سبكى بىنظير تلخيص كرد.
در واقع آيه كريمه افاده مىكند كه با تلاوت يك قطعه از آيات قرآن كه مطلبى رإ؛ظظو تكميل و روشن كند، مىتوانيد در نمازها بدان اكتفا نمائيد و رسول اللَّه به تناسب پنج آيتى كه در اين سوره عنوان شده است، يعنى پنج آيت از آيات رستاخيز كه مَطْلع سوره حاكى از آن بود، نماز آيات را با پنج ركوع و دو سجده در هر ركعت سنّت نهاد.
در اين فصل، آيت طوفان مطرح شد و از اين فصل استنباط مىشود كه هرگاه طوفان آب چه از زمين و چه از آسمان و چه از هر دو با هم اتّفاق افتد، نماز آيات سنّت خواهد بود. البتّه سنّت واجب در مقابل فرائض و شرح آن را در مقاله محكمات و متشابهات ملاحظه بايد كرد.
(كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ) «18».
اين دومين داستان است كه با تلخيص و اجمال عنوان شده است. در آيات سابق و شرح حال مشركين با انبياء مسطور شد كه مشركين در قدم اوّل اصل رستاخيز را منكر مىشدهاند و گرنه به خاطر مصالح زندگى حاضر بودند كه توحيد و رسالت را به آنگونه كه پاى رستاخيز در ميان نباشد بپذيرند و لذا است كه در اين سوره نمونه پنج حادثه از حوادث روز قيامت مطرح مىشود و بعد از تلاوت هر يك بايد يك ركوع بجا آورد تا نماز آيات رستاخيز تمام گيرد.
(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ) «22».
اين عبارت دومين عبارت است كه فصل داستان عاد را تكميل مىكند.
(كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ) «23».
اين سومين داستان است كه با اجمال در چند آيه كوتاه مطرح مىشود. الفاظ آيه در ترجمه معانى القرآن روشن است.
(إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ) «27».
قوم نوح و قوم عاد، اصل رسالت را تكذيب مىكردند و در همان قدم اوّل پاى رد و انكار در ميان بود، قوم ثمود كه از تاريخ گذشته و سرنوشت شوم قوم نوح و قوم عاد درسى گرفته بودند، در اصل رسالت چندان ردّ و انكارى نكردند، جز سران و سرورانشان، لذا جمعى به اصل رسالت تمكين كردند ولى در اينكه چرا بايد صالح به عنوان رسول خدا انتخاب شده باشد، تقاضاى آيت نمودند.
خداوند عزّت به اقتراح و پيشنهاد خود آن قوم، نطفه ناقه بسيار عظيمى را در دل خاك حيات بخشيد و روان كرد و به خاطر عظمت و بزرگى آن ناقه، مقرّر كرد كه آب چشمه كه رو به خشكى مىرفت، يك روز تمام، حقّ ناقه خواهد بود تا بتواند به حيات خود ادامه دهد و يك روز ديگر از آن قوم ثمود است كه دامهاى خود را آب بدهند.
ولى مردى «قَدار» نام از سرخمويان و يا سرخپوستان ناقه را پى كرد و چون قتل ناقه با تبانى و توطئه سران آن قوم صورت گرفت و سايرين نيز تعرّضى به آن مرد خبيث نكردند، عذاب الهى بر سر همگان نازل شد كه شرح آن در ساير سورهها به تفصيل آمده است.
(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ) «32».
و اين نيز سومين عبارت تكرارى است كه پايان فصل را اعلام مىكند و كسى كه اين سوره را در نماز آيات خود تلاوت كند، بايد در اينجا سومين ركوع را انجام دهد و بعد از ركوع، مجدّداً به تلاوت سوره باز گردد.
(كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ) «33».
اين چهارمين داستان سوره است و آيت آن برق جهنده عظيمى كه چشمها را كور كرد. اين نكته تنها در همين سوره مطرح شده است تا معلوم شود كه برق جهنده خيرهكننده، از آيات است و بايد با رؤيت آن نماز آيات بخوانند و گرنه سقوط شهابسنگ آسمانى درباره قومثمود هم اجرا شدهاست. گرچه قوم لوط را با تگرگ آتشين نيز بدرقه كردهاند و لذا است كه مىگويد:
(إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ* نِعْمَةً مِنْ عِندِنَا كَذلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ) «35».
چنانكه در ساير موارد تصريح شده است و در اينجا اشارتى رفت، شهابسنگ عظيمى در كنار زمين اين قوم فرود آمد كه سه قريه را با هم زير و رو كرد. اين سنگ عظيم كه شايد ذوذنب بوده است، سنگريزههاى فراوانى مانند «أبابيل» فروزان و سوزان با خود فرود آورد تا كسانى را كه در زير آوار نبودند، بلكه در زير آسمان بودند، به هلاكت برساند.
در اين سوره، مانند سوره دخان آيه 16 كه گفت: (يوم نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الكُبْرى إنّا مُنْتَقِمُون). با همان تعبير مىگويد:
(وَلَقَدْأَنذَرَهُمبَطْشَتَنَافَتَمارَوْابِالنُّذُرِ*وَلَقَدْرَاوَدُوهُعَنضَيْفِهِفَطَمَسْنَاأَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ) «37».
بنابراين منظور از بطشه، سقوط شهاب است وعلّت كورشدن ومحو شدن چشمها، درخش صاعقه الكتريكى است.
(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ) «40».
و اين نيز چهارمين تكرار عبارت است كه مجوّز ركوع چهارم را امضا مىكند.
(وَلَقَدْ جَاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ) «41».
و اين پنجمين فصل و آخرين فصل سوره است كه خاتمه آن نيازى به تكرار آن عبارت ويژه ندارد. اين داستان فقط با دو آيه تلخيص شده است و براى اينكه مىخواهد عذاب و دمار قريش را بر داستان آل فرعون تفريع كند، سخن از طوفان آب دريا به ميان نمىآورد جز به صورت ضمنى كه مىگويد:
(كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ) «42».
و لذا است كه داستان كيفر قريش را با اين عبارت بر داستان آل فرعون متفرّع مىسازد و مىگويد:
(أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِن أُولئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءَةٌ فِي الزُّبُرِ* أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنتَصِرٌ* سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ) «45».
و اين يك نوع تهديد و پيشگوئى دائر به فرار مشركين در جنگ بدر است ولى نه آنكه تنها عذاب و كيفر آنان باشد و لذا بر آن مىافزايد:
(بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ) «46».
كه بازگشتى است به بحث اوّل سوره و اقتراب ساعت با شكاف برداشتن كره قمر.
(وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ) «50».
ناظر به فرمان ساعت است چنانكه در آيه 77 سوره نحل مىفرمايد: (وللَّه غيبُ السّموات والأَرض وما أمْرُ السّاعة إلّا كَلَمْحِ البَصَرِ أو هُوَ أقْرَبُ).
(وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ) «51».
آيه كريمه تهديدى است عبرتآميز كه ما همفكران شما را با وجود همهگونه قدرت و سطوت و منزلت اجتماعى نابود كرديم، شما بايد پند بگيريد و دريابيد كه قدرت اجتماعى، سطوت اجتماعى، منزلت و تمدّن و پيشرفت اقتصاد و علم و تكنولوژى مورد حمايت ما نيست. آنچه مطلوب ما است، ايمان و طاعت و اخلاص در عمل است به همراه عدالت و انصاف و پيروى از قرآن و وجدان و...
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۵۰
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 181 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|