تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۶
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 3
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره ق
سوره ق :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(ق. وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ* بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءَهُم مُنذِرٌ مِنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هذَا شَيْ‏ءٌ عَجِيبٌ) «2».
جواب‏قسم در تقدير است به اين صورت: «والقُرآن المجيد. إنّا أنْزَلناه قرآناً عربيّاً وصرّفنا فيهِ مِنَ الوَعِيد والّذين اختلفوا فيه لَفي شِقاق بَعيد. بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم فقال الكافرون هذا شي‏ء عَجيب».
اين سوره كريمه با اجمال و تلخيص - و به اصطلاح عاميانه - تلگرافى بحث مى‏كند ولى در اثناى آيات بعدى نكته‏هاى مجمل قبلى روشن مى‏شود. «إنذار» انبياء راجع به روز قيامت است كه هماره مى‏گفته‏اند: (إنِّي لكُم منه نَذِير مُبِين) (ذاريات/ 50) و يا (إن أنَا إلّا نَذِير لَكُم بَين يَدَيْ عَذابٍ شديد) (سبأ/ 46) و يا (فَوَيْلٌ للّذين‏كفروا من‏مشهديوم عظيم) (مريم/ 37)ولذا كافران از طرح مسائل رستاخيز به شگفت و انكار بر مى‏آمده‏اند.

(أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ) «3».
استبعاد آنان از به خاك رفتن و پوسيدن اندام بدن بوده است و لذا بازگشت بشر را از دل گورها بعيد و ناممكن مى‏شمرده‏اند. و قرآن مجيد در آيه بعدى مى‏گويد:

(قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ) «4».
يعنى اندام بشر كه در خاك مى‏پوسد و تبديل به مواد آلى قبلى مى‏شود، براى ما معلوم است و هم نطفه اصلى كه در قبضه فرشتگان است. علاوه بر علم و دانش ما، لوح محفوظ و كتاب تكوينى هم وجود دارد كه آمار همه چيز را ثبت مى‏كند. بنابراين در رجعت و بازگشت نطفه‏ها به عرصه حيات زندگى، ترديدى وجود ندارد.

(بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ) «5».
يعنى مشركين در ترديد و اشكال خود شوريده فكرند و رأى قاطعى ندارند فقط به خاطر مصالح شخصى حقيقت را تكذيب مى‏نمايند.

(أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ) «6».
از اين آيه به بعد تا آيه 11 كه مى‏گويد:

(وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ) «11».
توضيحى است براى رفع اشكال و استبعاد مشركين و شرحى است بر امكان تجديد آفرينش و پرورش نطفه‏ها، خواه نطفه بشر باشد و خواه نطفه گياه و ثمر و شجر، شرح بيشتر اين مسائل را در جزوه رستاخيز مى‏توان ديد و نوارهائى كه در شرح و توضيح همين سوره ضبط شده است.

(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) «16».
منظور آيه آن است كه ما از كردار و پندار شما مردم باخبريم. آنچه در دل بشر مى‏گذرد و هر عملى را به هر نيّتى كه انجام دهد مى‏دانيم و به ثبت آن مى‏پردازيم و سزاى او را از نيك و بد مشخّص مى‏نمائيم. در سوره اسرى‏ آيه 12 و سوره كهف آيه 49 و سوره مؤمنون آيه 63 و سوره فصّلت آيه 30 شرح لازم گذشت.
اين نكته در آيه بعدى جالب است كه مى‏گويد:

(إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ) «17».
يعنى دو تن فرشته كه از راست و چپ بر دوش او نشسته‏اند و اعمال زشت و زيباى او را در طائر چپ و راست گردنش ثبت مى‏كنند، براى به تصوير كشيدن اعمال او در صفحه لوح محفوظ آماده‏اند.

(مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ) «18».
و اين آيه گواهى مى‏دهد كه نسخه‏بردارى از اعمال به صورت فيلم ناطق است كه هرگونه شك و شبهه را برطرف مى‏سازد.

(وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ) «19».
يعنى با فرا رسيدن سكرات و اغماء مرگ كه گاهى نظر به مرز دنيوى دارد و گاهى نظر به مرز آخرت، حقايق در برابر او آشكار مى‏شود و فرشتگان رحمت و يا فرشتگان عذاب را مى‏بيند و بر اساس برخى از احاديث چهره رسول خدا و امير المؤمنين در برابر او ظاهر مى‏شود.
جمله: (ذلك ما كُنتَ منهُ تحيد) تنها مسئله فرار از مرگ را به تصوير نمى‏كشد، بلكه واقعيات پشت پرده را نشان مى‏دهد، همان واقعياتى كه بشر از آن گريزان بوده است و از قبول آن سرباز مى‏زده است.

(وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ) «20».
آيه كريمه ناظر به نفخه دوم است كه شيپور بيدارى است. شرح آن را بايد در جزوه رستاخيز ملاحظه كنيد. جمله (ذلك يوم الوَعِيد) شاهد صدقى است بر آنچه در صدر سوره در تقدير گرفته شد.

(وَقَالَ قَرِينُهُ هذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ) «23».
شرح اين مسئله در سوره فصّلت آيه 25 گذشت كه گفت: (وقيّضنا لهم قُرناء فَزَيّنوا لَهم ما بين أيديهم وما خلفهم) و در سوره زخرف آيه 36 گذشت كه: (ومَن يَعْشُ عَن ذكر الرَّحمن نُقَيِّضْ له شيطاناً فهو له قَرين وإنّهم لَيَصُدُّونهم عن السبيل ويَحْسَبُون أنّهم مهتدون حتّى إذا جاءنا قال يا لَيْتَ بيني وبينك بُعْد المشرقين فبئس القرين).
ظاهر آيه آن است كه كافران با قرين جنّى خود با دستانى به هم چسبيده محشور مى‏شوند. اعتراف قرين و هم‏بند او بدين صورت است كه اين چشم و گوش بينا پيش از اين براى من نيز فراهم‏بود و من دانسته و عالمانه او را به سيهكارى و ناسپاسى و عصيان تشويق مى‏كردم و از عاقبت و فرجام آن نيز باخبر بودم و هستم، چنانكه در سوره انعام آيه 121 مى‏گويد: (وإنّ الشّياطين لَيُوحُونَ إلى‏ أوليائِهِم لِيُجادِلُوكم وإن أطَعْتُموهم إنّكم لمشركون).

(أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ) «24».
خطاب آيه به آن دو تن مأمور محافظ است كه در همين سوره گفت:

(وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ) «21».
بنابراين هر كسى كه به محشر مى‏آيد خواه قرين جن باشد و يا بشر عادى باشد، به عنوان «كَفّار عَنيد» به وسيله دو مأمور محافظ كه يكى از پيش رو و ديگرى از پس او روان است بالاخره به دوزخ خواهد افتاد.

(قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ) «27».
آيه افاده مى‏كند كه شيطان قرين او مى‏خواهد خود را تبرئه كند و از عذاب دوزخ برهاند و در پاسخ او گفته مى‏شود:

(قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ* مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ) «29».
آيه كريمه اشارت دارد به آنچه در روز اوّل گذشت كه (قال فَبِعِزّتك لأُغْوِيَنَّهم أجمعين. إلّا عبادَك منهم المخلصين قال فالحقُّ والحقَّ أقول لأمْلَأَنَّ جهنّم منك وممّن تبعك منهم أجمعين) (ص/ 83 - 85).

(وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَكَانٍ قَرِيبٍ* يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ) «42».
اين صيحه همان نفخ صورى است كه قبلاً گفت: (ونُفِخَ في الصُّور ذلك يوم الوَعِيد) منتها در اين آيه مورد بحث اشاره مى‏كند كه صخره آسمانى در مرحله دوم بر زمين سقوط نمى‏كند بلكه با غرّشى عظيم از نزديك زمين مى‏گذرد و با لرزش عظيمى كه ايجاد مى‏كند سطح خاكى زمين را درهم مى‏لرزاند و بدنهاى افراد بشر كه در زير خاك به رشد خود ادامه داده‏اند و پيكرى بزرگ به هم زده‏اند، مانند نُخاله‏هاى غَربال بر روى خاك مى‏آيند و با تماس گرفتن با هواى آزاد، مانند جنين، چشم باز مى‏كنند و فرياد مى‏زنند (مَنْ بَعَثَنا مِن مَرْقَدِنَا) و اين است معناى:

(يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعاً ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ) «44».
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۴۶ 0 نظر - تعداد بازديد : 108 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45598 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005