تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۷
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 1
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره حُجُرات
سوره حُجُرات :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ‏اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) «1».
در اين سوره كريمه قسمتى از آداب اجتماعى‏اسلامى مطرح شده است ودر رأس آن آداب، ادب معاشرت با رسول اللَّه است. الفاظ آيات كريمه در ترجمه روشن شده است جز در برخى موارد كه نياز به توضيح دارد.

(إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ) «4».
منظور از «حُجُرات» خانه‏هاى پيامبر نيست كه در هر يك از خانه‏ها يكى از همسران آن سرور مأوى داشت و گرنه كسى را از پشت خانه آواز نمى‏دهند. منظور از «حُجُرات» ديوارهاى حصيرى بود كه براى حفاظت از داخل خانه‏ها در مقابل درب ورودى بر سرپا كرده بودند. به اين صورت كه دو شمع چوبى را بر زمين فرو كرده بودند و ما بين آن دو شمع را با حصيرى از شاخه‏هاى خرما ساتر كرده بودند كه داخل اطاقها نمايان نباشد.
برخى از اين خانمها همان ديوار حصيرى و به عبارت بهتر همان چَپَر حصيرى را با گل اندوده بودند مانند خانه اُمّ سلمه كه فرزندان او به خاطر ستر داخل خانه كه مبادا كسى از لاى حصير به داخل بنگرد، حصير مقابل در را با گل اندوده بودند.
موقعى كه قوم بنى‏تميم به حضور رسول خدا شرفياب شدند كه اظهار ايمان و اخلاص كنند، رسول خدا داخل يكى از همان اطاقهاى همسرانش بود و رئيس قوم بنى‏تميم از داخل مسجد فرياد زد: محمّد! بيرون بيا كه ما قوم بنى‏تميم به عنوان وافد و ميهمان بر تو وارد شده‏ايم. اين فرياد را از داخل مسجد و از پشت همان ديوارهاى حصيرى سر دادند كه به عنوان «حَجَره» و مانع ساخته بودند نه اينكه منظور از «حُجُرات» خانه‏هاى همسران رسول باشد كه اين معنى يك اصطلاح جديد است.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى‏ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ) «6».
اين مسئله را در مقدّمه صحيح كافى و صحيح فقيه روشن كرده‏ام كه آيه كريمه دو حكم شرعى را ايفاء مى‏كند: اوّل آنكه سخن فاسق نمى‏تواند سند قرار بگيرد. دوم آنكه بايد در آن باره تحقيق كنند تا صحّت و سقم آن را روشن سازند مبادا كه راست گفته باشد. بنابراين خبر فاسق سنديّت ندارد نه آنكه تكليفى را متوجّه ما نمى‏سازد.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِن قَوْمٍ عَسَى‏ أَن يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِن‏نِسَاءٍعَسَى‏أَن يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَلَاتَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَاتَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الْاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيَمانِ وَمَن لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ) «11».
خطاب (يا أيُّها الّذينَ آمَنُوا) افاده مى‏كند كه سران جامعه مؤمنين بايد مراقب اجراى اين حكم باشند. وزان آيه كريمه وزان آيه اوّل سوره طلاق است كه مى‏گويد: (يا أيُّها النَّبيُّ إذا طلّقتُم النِّساء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتهنَّ وأحْصُوا العدَّة) كه افاده مى‏كند كه رسول خدا بايد مراقب اجراى حكم باشد.
مفسّرين بحثى دارند كه آيا بين كلمه «قوم» و كلمه «نساء» مباينتى وجود دارد و يا مقابله‏اى كه حساب قوم را از حساب نساء جدا كرده‏اند؟ ولى مسئله اينجا نيست، مسئله اينجا است كه سخريّه موقعى اطلاق مى‏شود كه طرف مقابل حاضر باشد و يا از كنار شما بگذرد و يا شما از كنار او بگذريد و او را به مسخره بگيريد، و چون هماره جمع مردان قبيله جداگانه تشكيل مى‏شده است و جمع زنان قبيله جداگانه تشكيل مى‏شده است و يا لااقل بايد گفت كه آيه كريمه ناظر به اين است كه نبايد جماعت مردان و زنان درهم چپيده حضور يابند، و لذا صورت مسئله را بدين صورت تصوير مى‏كند كه جمع مردان در جائى حضور دارند و يك تن از اقوام ديگر و يا چند تن از اقوام ديگر بر آنان مى‏گذرند در اين موقع است كه هيچيك از اين دو جمع حاضر و عابر نبايد ديگرى را به سخريه و استهزاء بگيرد.
موارد استعمال كلمه سخريّه بلكه مفهوم لفظى و اعتبارى آن حكايت دارد كه سخريّه در حال حضور است چنانكه قرآن مجيد مى‏گويد: (ويَصْنَعُ الفُلْكَ وكلّما مَرَّ عليه مَلَأٌ من قومه سَخِرُوا منه قال إن تَسْخَرُوا مِنّا فإنّا نَسْخَرُ مِنكُم كما تَسْخَرُون) (هود/ 38) و يا مى‏گويد: (بل عَجِبْتَ ويَسْخَرُون وإذا ذُكّروا لا يَذكرون وإذا رأوا آية يَسْتَسخِرُون) (صافات/ 12 - 14).
جمله (بِئْس الإِسم الفُسُوق بَعد الإِيمَان). به قرينه ابتداى آيه كه گفت: (يا أيُّها الّذين آمنوا) الف و لام «الإيمان» به اين صورت عوض مضاف‏اليه است يعنى «بعد إيمانكم» يعنى بعد از آنكه بشر ايمان بياورد، ديگر نبايد حرف زشت از دهان او خارج شود و دهان خود را نجس كند. خواه به مؤمنين بدگوئى كند و لقب زشت بگذارد و مَتلك بپراند يا به كافران، همان قدر كه طرف مقابل از جنس بشر باشد از هر قبيله و با هر مذهبى كه باشد نبايد نام بد، و لقب بد بر او بچسبانيد و او را مسخره كنيد.
جمله (ومَن لَمْ يَتُبْ فَاُولئك هُمُ الظّالِمُون) يعنى شما مردم جاهل به اين‏گونه ليچارگوئى وبدزبانى عادت داشته‏ايد بعداز ايمان بايد از اين كارها توبه كنيد. هركس توبه نكند سيهكار است. تعبير (فاُولئِكَ هُم الظّالِمون) نسخه همان آيتى است كه مى‏فرمايد: (ومن‏يَتَعَدَّ حُدُود اللَّه‏فاُولئك هُم الظّالِمون) (بقره/229) ويا مى‏فرمايد: (ومَنْ‏يَتَوَلّهُم مِنكم فأولئكَ هُم الظّالِمون) (براءت/23. ممتحنه/ 9). و يا مى‏گويد: (فَمَنِ افتَرى‏ على اللَّه الكَذِبَ مِن بَعْدِ ذلك فأولئك هُم الظّالِمون) (آل‏عمران/ 94). و يا مى‏گويد: (والكافرون هم الظّالمون) (بقره/ 254).

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى‏ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ) «13».
در اين زمينه به آيه 25 سوره اعراف مراجعه شود.
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۴۵ 0 نظر - تعداد بازديد : 67 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45680 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005