| آمار |
ميهمانان آنلاين : 1
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره حُجُرات |
سوره حُجُرات :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) «1».
در اين سوره كريمه قسمتى از آداب اجتماعىاسلامى مطرح شده است ودر رأس آن آداب، ادب معاشرت با رسول اللَّه است. الفاظ آيات كريمه در ترجمه روشن شده است جز در برخى موارد كه نياز به توضيح دارد.
(إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ) «4».
منظور از «حُجُرات» خانههاى پيامبر نيست كه در هر يك از خانهها يكى از همسران آن سرور مأوى داشت و گرنه كسى را از پشت خانه آواز نمىدهند. منظور از «حُجُرات» ديوارهاى حصيرى بود كه براى حفاظت از داخل خانهها در مقابل درب ورودى بر سرپا كرده بودند. به اين صورت كه دو شمع چوبى را بر زمين فرو كرده بودند و ما بين آن دو شمع را با حصيرى از شاخههاى خرما ساتر كرده بودند كه داخل اطاقها نمايان نباشد.
برخى از اين خانمها همان ديوار حصيرى و به عبارت بهتر همان چَپَر حصيرى را با گل اندوده بودند مانند خانه اُمّ سلمه كه فرزندان او به خاطر ستر داخل خانه كه مبادا كسى از لاى حصير به داخل بنگرد، حصير مقابل در را با گل اندوده بودند.
موقعى كه قوم بنىتميم به حضور رسول خدا شرفياب شدند كه اظهار ايمان و اخلاص كنند، رسول خدا داخل يكى از همان اطاقهاى همسرانش بود و رئيس قوم بنىتميم از داخل مسجد فرياد زد: محمّد! بيرون بيا كه ما قوم بنىتميم به عنوان وافد و ميهمان بر تو وارد شدهايم. اين فرياد را از داخل مسجد و از پشت همان ديوارهاى حصيرى سر دادند كه به عنوان «حَجَره» و مانع ساخته بودند نه اينكه منظور از «حُجُرات» خانههاى همسران رسول باشد كه اين معنى يك اصطلاح جديد است.
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ) «6».
اين مسئله را در مقدّمه صحيح كافى و صحيح فقيه روشن كردهام كه آيه كريمه دو حكم شرعى را ايفاء مىكند: اوّل آنكه سخن فاسق نمىتواند سند قرار بگيرد. دوم آنكه بايد در آن باره تحقيق كنند تا صحّت و سقم آن را روشن سازند مبادا كه راست گفته باشد. بنابراين خبر فاسق سنديّت ندارد نه آنكه تكليفى را متوجّه ما نمىسازد.
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِننِسَاءٍعَسَىأَن يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَلَاتَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَاتَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الْاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيَمانِ وَمَن لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ) «11».
خطاب (يا أيُّها الّذينَ آمَنُوا) افاده مىكند كه سران جامعه مؤمنين بايد مراقب اجراى اين حكم باشند. وزان آيه كريمه وزان آيه اوّل سوره طلاق است كه مىگويد: (يا أيُّها النَّبيُّ إذا طلّقتُم النِّساء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتهنَّ وأحْصُوا العدَّة) كه افاده مىكند كه رسول خدا بايد مراقب اجراى حكم باشد.
مفسّرين بحثى دارند كه آيا بين كلمه «قوم» و كلمه «نساء» مباينتى وجود دارد و يا مقابلهاى كه حساب قوم را از حساب نساء جدا كردهاند؟ ولى مسئله اينجا نيست، مسئله اينجا است كه سخريّه موقعى اطلاق مىشود كه طرف مقابل حاضر باشد و يا از كنار شما بگذرد و يا شما از كنار او بگذريد و او را به مسخره بگيريد، و چون هماره جمع مردان قبيله جداگانه تشكيل مىشده است و جمع زنان قبيله جداگانه تشكيل مىشده است و يا لااقل بايد گفت كه آيه كريمه ناظر به اين است كه نبايد جماعت مردان و زنان درهم چپيده حضور يابند، و لذا صورت مسئله را بدين صورت تصوير مىكند كه جمع مردان در جائى حضور دارند و يك تن از اقوام ديگر و يا چند تن از اقوام ديگر بر آنان مىگذرند در اين موقع است كه هيچيك از اين دو جمع حاضر و عابر نبايد ديگرى را به سخريه و استهزاء بگيرد.
موارد استعمال كلمه سخريّه بلكه مفهوم لفظى و اعتبارى آن حكايت دارد كه سخريّه در حال حضور است چنانكه قرآن مجيد مىگويد: (ويَصْنَعُ الفُلْكَ وكلّما مَرَّ عليه مَلَأٌ من قومه سَخِرُوا منه قال إن تَسْخَرُوا مِنّا فإنّا نَسْخَرُ مِنكُم كما تَسْخَرُون) (هود/ 38) و يا مىگويد: (بل عَجِبْتَ ويَسْخَرُون وإذا ذُكّروا لا يَذكرون وإذا رأوا آية يَسْتَسخِرُون) (صافات/ 12 - 14).
جمله (بِئْس الإِسم الفُسُوق بَعد الإِيمَان). به قرينه ابتداى آيه كه گفت: (يا أيُّها الّذين آمنوا) الف و لام «الإيمان» به اين صورت عوض مضافاليه است يعنى «بعد إيمانكم» يعنى بعد از آنكه بشر ايمان بياورد، ديگر نبايد حرف زشت از دهان او خارج شود و دهان خود را نجس كند. خواه به مؤمنين بدگوئى كند و لقب زشت بگذارد و مَتلك بپراند يا به كافران، همان قدر كه طرف مقابل از جنس بشر باشد از هر قبيله و با هر مذهبى كه باشد نبايد نام بد، و لقب بد بر او بچسبانيد و او را مسخره كنيد.
جمله (ومَن لَمْ يَتُبْ فَاُولئك هُمُ الظّالِمُون) يعنى شما مردم جاهل به اينگونه ليچارگوئى وبدزبانى عادت داشتهايد بعداز ايمان بايد از اين كارها توبه كنيد. هركس توبه نكند سيهكار است. تعبير (فاُولئِكَ هُم الظّالِمون) نسخه همان آيتى است كه مىفرمايد: (ومنيَتَعَدَّ حُدُود اللَّهفاُولئك هُم الظّالِمون) (بقره/229) ويا مىفرمايد: (ومَنْيَتَوَلّهُم مِنكم فأولئكَ هُم الظّالِمون) (براءت/23. ممتحنه/ 9). و يا مىگويد: (فَمَنِ افتَرى على اللَّه الكَذِبَ مِن بَعْدِ ذلك فأولئك هُم الظّالِمون) (آلعمران/ 94). و يا مىگويد: (والكافرون هم الظّالمون) (بقره/ 254).
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ) «13».
در اين زمينه به آيه 25 سوره اعراف مراجعه شود.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۴۵
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 67 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|