| آمار |
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست
تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
|
|
| سوره احقاف |
سوره احقاف :
بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم
(حم* تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ) «2».
آيه كريمه عين همان آيهاى است كه در صدر سوره جاثيه گذشت. اين سوره كه آخرين سوره حاميم است، با همان سبك و سياق ساير سورهها بحث مىكند و تأويل آن نيز بايد مورد توجه باشد.
(وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُوا مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ* وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ) «6».
وزان اين دو آيه وزان آيه 29 سوره يونس است كه گفت: (ويوم نَحْشُرُهم جميعاً ثمّ نقولُ للّذين أشْركوا مكانَكم أنتُم وشركاؤُكم فَزيَّلْنا بينهم وقال شركاؤهُم ما كنتم إيّانا تعبدون فكفى باللَّه شهيداً بيننا وبينكم إن كنّا عن عبادتكم لغافلين. هنالك تَبْلُوا كلُّ نفس ما أسْلَفَتْ ورُدُّوا إلى اللَّه مولاهم الحقِّ وضلَّ عنهم ما كانوا يفترون).
(أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ...) «8».
معادل «أم» بدينصورت در تقديراست: «أفيقولون هذا سحر ولايفلح السّاحرون أم يقولون افتراه».
(قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) «10».
جواب شرط در تقدير است به اين صورت: «فَمَن أظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيات ربّه فَأعْرَض عنها إنّ اللَّه لا يَهْدي القوم الظالمين». راجع به شهادت و گواهى دادن بنى اسرائيل در سوره آلعمران آيه 86 شرحى گذشت كه بايد مراجعه شود.
(وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْراً مَا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ) «11».
قائلين، كافرانند و مستمعين مشركانند و مؤمنان مورد قضاوت كافران قرار گرفتهاند، نه آنكه كافران به مؤمنان گفته باشند: (لَو كان خيراً ما سبقونا إليه). ترجمه معانى القرآن گويا و روشن است.
جمله (فسيقولون هذا إفك قديم) كلامى است كه مشركان بعدها و خصوصاً بعد از نزول اينگونه آيتها بر زبان آورده و مىگفتهاند «همين شهادت يهوديان نيز كه پيامبرى در اين منطقه مبعوث مىشود و در اين سرزمين به قدرت مىرسد و ما آمدهايم كه در خدمت او باشيم، جزء دروغهاى پيشين است؛ مانند دروغهاى ديگر كه پيامبرانى مبعوث شدند و از جانب خدا آمدند».
(وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَاماً وَرَحْمَةً وَهذَا كِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَاناً عَرَبِيّاً لِيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ) «12».
آيه كريمه عطف بر جمله قبلى است كه گفت: (وشَهِد شاهدٌ من بني إسرائيل على مثله فآمن واسْتَكْبَرْتُم ومن قبله كتاب موسى إماماً ورحمة) يعنى كتاب موسى هم بر اين معنى شهادت داده است كه بشر نيازمند كتاب آسمانى است كه راهبر مردم باشد و رحمتى از جانب پروردگار جهانيان.
وزان آيه كريمه وزان آيه 17 سوره هود است كه گفت: (أفمَن كان على بيِّنة من ربِّه ويتلوهُ شاهدٌ منهُ ومن قبله كتاب موسى إماماً ورحمة. اُولئك يؤمنون به ومن يَكْفُرْ به من الأحزاب فالنّار مَوْعِدهُ). در واقع مفاد اين استدلال اخير آن است كه من اوّلين كسى نيستم كه ادّعاى پيامبرى دارم: (مَا كُنتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ) «9».
و نه كتاب من اوّلين كتاب آسمانى است كه آن را امام و الگوى زندگى مىدانم و رحمتى از جانب پروردگارم براى عالميان. قبل از كتاب من كتاب موسى بر صدق رسالت ولزوم پيروى از انبياء شهادت داده است، وتوانسته است كه امّت بنىاسرائيل را در طول تاريخ رهبرى كند و منسجم سازد.
(إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ) «13».
از اين آيه كريمه تا پايان آيه 19 شرحى در مورد قيام خونين سيّدالشّهدا وارد شده است كه بايد به مقاله «قرآن و حماسه خونين كربلا» مراجعه شود.
(وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ) «21».
صحراى احقاف با تپّههاى ريگ روان در جنوب عربستان سعودى و شمال يمن قرار دارد كه در آن تاريخ از كوههاى يمن، و درّههاى پر آب آن سبز و خرّم بوده است.
(فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ) «24».
طوفان شن از روبروى درّههاى قوم عاد به حركت درآمده بود. درّهها پشت به كوههاى يمن و رو به شمال به سمت شمال شرقى و شمال غربى در جريان بود. صاعقهاى عظيم از جانب دشت شمالى شن و ماسه را به هوا بلند كرد كه از دور به صورت ابرى سياه و پربار به نظر مىرسيد، تصوّر كردند كه بالاخره بارانى پربار و فراوان دارند كه درّهها را پرآب خواهد كرد ولى با فرا رسيدن غبار اوّليه ماسه و شن، متوجّه شدند كه اين سياهى ابر نيست بلكه سياهى ماسه و شنهاى صحرا است كه همراه با صاعقهاى عظيم هرچه را بر سر راه خود مىديد درهم مىكوبيد و پودر مىكرد و بعد از آنكه طوفان هرچه بود و نبود درهم كوبيد شنها و ماسههاى دشت صحراى نفود را بر سر درّهها فروريخت كهبه صورت تپههاى مارپيچ احقاف درآمد.
(وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُم مِنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) «27».
يعنى شما بايد از سرنوشت آباديهاى اطرافتان عبرت بگيريد. در جنوب شبه جزيره، ديار سبا با سيل عَرِم ويران گشت و در همان قسمت ديار قوم هود ويران شد كه اينك تپههاى احقاف را تشكيل مىدهند و در سرزمين اردن شهرهاى قوم لوط ويران شد كه مكرّر بدان اشارت رفته است. سرزمين مدين و ايكه شعيب در شمال شرقى مقابل غزّه قرار داشته است كه با صاعقه آتشين نابود شد و سرزمين نينوا در حدود عراق و كويت مأواى قوم نوح بوده است كه غرقه طوفان شد.
(وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُنذِرِينَ) «29».
منظور از استماع قرآن، استماع تلاوت نماز است كه در اثناء تلاوت به يكديگر توصيه كردند كه گوش فرا بدهيد و بعد از اتمام نماز كه ديگر تلاوتى در ميان نبود، به سوى همنوعان خود به راه افتادند. از اين صحنه در سوره جن به اين بيان تعبير شده است: (وأنّه لمّا قامَ عبد اللَّه يَدعُوه كادوا يكونون عليهلِبَداً) كه صورت نماز جماعت را بيان مىدارد.
(قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَاباً أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ) «30».
تمام اين فصل از آيات، در سوره جن حكايت شده است و از جمله: (فقالوا إنّا سَمِعنا قرآناً عَجَباً يهدي إلى الرُّشد فآمَنّا به). علّت اينكه گفتهاند: «بعد از تورات موسى كتاب ديگرى نازل شده است كه راه رشد و حقيقت را ارائه مىدهد» و سخن از انجيل عيسى به ميان نياوردهاند آن است كه تورات و خصوصاً اصول ده فرمان به صورت كتاب از آسمان نازل شده است. البتّه نه اين تورات موجود، بلكه آن توراتى كه شرح آن در ذيل آيه 79 سوره بقره گذشت و به نقل از گنجينه تلمود «تورات در اصل طى چندين طومار جداگانه داده شد»، ولى انجيل عيسى بيان خود او بود كه روحالقدس از زبان او سخن مىگفت.
(يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ) «31».
اين شرح و اين وعده مغفرت را در تمام آيات قرآن ديدهايم. از اين شرح و بيان در سوره جن با اين عبارت تعبير شده است: (فَمَنْ يُؤْمِن بِربّه فلا يَخافُ بَخْساً ولا رَهَقاً).
(وَمَن لَايُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ...) «32».
در سوره جن چنين حكايت شده است: (وأنّا ظَنَنَّا أنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الأَرض ولَنْ نُعْجِزَه هَرَباً).
(أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّموَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى بَلَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) «33».
از اين قسمت به بعد كه سخن جن تمام شده است، سخن قرآن در همان زمينه توحيد و رسالت و قيامت دنبال مىشود. معادل همزه در تقدير است به اين صورت: «أفَلَمْ يَسِيرُوا في الأَرض فَيَنْظُروا كَيف بَدَءَ اللَّهُ الخَلق ثمَّ يُعِيدُه أَوَلَم يَرَوا أنَّ اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّموَات...».
(فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِن نَهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ) «35».
قرآن مجيد در سوره لقمان آيه 17 به عنوان يك حكمت پندآميز مىفرمايد: (وَاصْبِرْ على ما أصابكَ إنّ ذلكَ مِن عَزْمِ الاُمُور) كه شرح كوتاهى در ذيل آن گذشت. چنانكه در سوره شورى آيه 43 گذشت: (وَلَمَنْ صَبَرَ وغَفَر إنَّ ذلك لَمِنْ عَزْمِ الاُمُور). و نكته جالب آن در سوره آلعمران آيه 186 با شرحى مختصر گذشت كه (لَتُبْلَوُنَّ في أموالكُم وأنْفُسِكُم ولَتَسمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ اُوتُوا الكِتابَ مِن قبلكم ومِنَ الَّذِين أشْركُوا أذىً كَثيراً. وإِن تَصْبِروا وتتَّقُوا فانَّ ذلك مِن عَزْمِ الاُمُور).
چنانكه اشارت رفته است، پيامبرانى كه براى شكستن سنّتهاى نامشروع مردمى، مبارزه كردهاند، تنها با صبر و استقامت كامل موفّق شدهاند و چون بر آزار و شكنجه مردم خام و جاهل، صبور و شكيبا ماندهاند بعد از سالها توانستهاند كه سنّتهاى كهن و ريشهدار جامعه را عوض كنند.
نوح با اساس شرك مبارزه كرد و صبور ماند و حدود هزار سال بر آزار مردم شكيبا ماند و بالاخره با معدوم شدن نابكاران شرك، تنها ذرّيه او برقرار ماند تا ميراث توحيد را در نطفهها و ژنها به ارث بگذارد.
ابراهيم در مقابل نمروديان و بالاخره عزم بر رحيل و هجرت، موسى در مقابل فرعونيان كه پيروزى او بعد از سالها مرارت حاصل شد و عيسى كه در مقابل طاغيان اسرائيلى به پند و موعظت برخاست و با صبر و استقامت مكتب سيّار خود را به رواج و كمال رسانيد و بالاخره رسول اللَّه خاتم النبيّين كه مبارزه و تلاش و صبر و پايدارى او در قرآن منعكس است، با وجود اينكه هماره سنّتهاى انبياء نيز دستخوش دگرگونى شد باز هم آنچه برقرار و برجا و جاويدان ماند نتيجه زحمات آنان بود. در سوره قلم آيه 48 كه مىگويد: (فَاصْبِرْ لِحُكْمِ ربّك ولا تَكُنْ كَصاحِبِ الحُوت). در اين زمينه قابل تأمّل و توجّه است.
|
نوشته شده توسط admin
در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۴۱
|
0 نظر -
تعداد بازديد : 82 -
|
|
|
| پيغامگير |
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.
|
|