تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۹
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره دخان
سوره دخان :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(حم* وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ* إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ* فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ* أَمْراً مِنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ* رَحْمَةً مِن رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) «6».
تعبير «ليلة مباركة» به‏اعتبار جاودان‏بودن اين‏شب‏است كه‏هرساله‏تكرارمى‏شود نه آنكه در تاريخ بشريّت فقط يكبار اتفاق افتاده باشد. اين ليله مباركه، همان ليله قدر است كه شرح آن در سوره (إنّا أنزَلنَاهُ فِي لَيلَةِ القَدرِ) مسطور است.
اين ليله مباركه قدر، در ماه رمضان واقعى است كه بعد از سال دهم هجرت كبيسه ابطال شد و ماه ذيحجه و ماه رمضان و نيز همه ماههاى قمرى در جاى اصيل خود قرار گرفت چنانكه اشارت آن در سوره بقره آيه 185 گذشت و گفت: (شَهرُ رَمَضانَ الَّذِي اُنْزِلَ فِيهِ القُرْآن).
موقعى كه اين‏آيات كريمه وحتى آيات‏سوره‏بقره وآيات سوره‏قدر نازل مى‏شد، تصوّر عمومى بر اين بود كه منظور قرآن همان ماه رمضان متداول و مشهور است ولى اينك بعد از ابطال كبيسه، ديگر اشكالى وجود ندارد.
قرآن مجيد براى اوّلين بار در شب قدر به وسيله روح‏القدس و بدرقه و حفاظت فرشتگان بر قلب پيامبر اكرم نازل شده است ولى بدو تأكيد شده است كه (ولإ؛گظظ تَعْجَلْ بالقُرآن مِن قَبلِ أن يُقْضَى‏ إليكَ وَحْيُهُ وقُل رَبِّ زِدنِي عِلماً) (طه/ 114). يعنى نمى‏تواند به تشخيص خود، آيات قرآن را بر مردم تلاوت كند، بلكه بايد به انتظار وحى يعنى اشارات غيبى بماند تا به او تكليف كنند كه فلان سوره بايد تلاوت شود و يا از كدام سوره چند آيت بايد در اين واقعه تلاوت گردد.
جمله (إنّا كُنّا مُنذِرِين) تعليل نزول قرآن است، يعنى مى‏بايد ما براى قريش كه تا اين تاريخ براى آنان پيامبرى و كتابى نفرستاده‏ايم كتابى و رسالتى منظور كنيم تا انذار شوند. در جمله (إنّا كُنّا مُرسِلِين رَحمَة مِن رَبّك) منظور آيه ارسال فرشتگان است كه به خاطر نزول رحمت قرآن، بايد قرآن را از پس و پيش، بدرقه و جلودار شوند تا از شرّ شياطين حفاظت نمايند. ساير آيات كريمه روشن است.

(بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ) «9».
بل براى اضراب است و مضروب عنه آن بايد به اين صورت در تقدير باشد: «فالّذين كَفَروا عمّا أنْذِرُوا مُعْرِضونَ بل هُمْ في شكٍّ يلعبون».

(فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ) «10».
فاى «فَارْتَقِبْ» براى تفريع است بر شك و ترديد مشركين نسبت به قيام قيامت. بنابراين بايد تا اقتراب و نزديك شدن روز قيامت در انتظار اين حادثه بود كه يك سنگ شهاب با گازهاى سمّى بسيار وارد جوّ زمين شود و بعد از برخورد با زمين تمام گازهاى جاروى آن در فضا پخش شود و زندگى را بر مردم شكنجه‏بار سازد.
اين خطاب قهراً بايد به امام آخرين يعنى مهدى موعود باشد كه رجعتى از نطفه رسول اللَّه است و در ذيل آيه: (إنّ الّذي فَرَضَ عليكَ القُرآنَ لَرادُّكَ إلَى‏ مَعَاد) (قصص/ 85) اشارتى بدان گذشت.

(يَغْشَى النَّاسَ هذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ) «11».
گواهى مى‏دهد كه تمام جوّ زمين تاريك و سياه مى‏شود و همه مردم در عذاب و شكنجه مى‏افتند.
(رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ* أَنَّى‏ لَهُمُ الذِّكْرَى‏ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ) «12».
آيه دوم افاده مى‏كند كه رسول امين در مقابل آنان هست و آنان از عذاب دخان و سياهى فضاى كيهان عبرت نمى‏گيرند و ايمان نمى‏آورند. و اين جمله باز مسئله رجعت رسول اللَّه را تقريب مى‏كند.
برخى گفته‏اند كه اين دود و دخان به نفرين رسول خدا در مكه واقع شد و قحط و غلا در مكه بيداد مى‏كرد تا آن حد كه مردم از گرسنگى‏آسمان را پر از دود مى‏ديدند. اين سخن بسيار رسوا و اشتباه است، نفرين رسول خدا كه مى‏گفت: «اللَّهمَّ خُذْهُم بِسِنِينَ كسِنِي يوسفَ» مربوط به اقوام رِعْل و ذَكْوان و بنى‏عامر است كه در سال چهارم هجرت خيانت كردند و با اظهار اسلام جماعتى از مسلمين را براى تعليم گرفتن قرآن و اسلام با خود بردند و كشتند. و رسول خدا بعد از اطّلاع، تا مدّتى در قنوت نماز خود بر عليه آنان دعا مى‏كرد.
در مكه هميشه سنين يوسف حكمفرما بوده و هست چنانكه قرآن مجيد از سخن ابراهيم خليل حكايت مى‏كند (ربَّنا إنِّي أسْكَنْتُ مِن ذرِّيّتي بوادٍ غيرِ ذي زَرْعٍ عندَ بيتكِ المحرّم) (ابراهيم/ 37). در مكه كشت و زرعى وجود ندارد و قابل كشت و زرع نمى‏باشد. مردم قريش حتى اهالى مدينه خوراك گندم و جو را از يمن حمل مى‏كردند. در مكه و مدينه شرائط اقليمى براى كشت گندم و جو و حبوبات مساعد نيست.
برخى ديگر گفته‏اند كه اين دخان، از اشراط ساعت است و قبل از قيامت رخ مى‏دهد كه تا حدّى به ظاهر آيه نزديك شده‏اند ولى جمله «فَارْتَقِبْ» خطاب به رسول‏اللَّه دارد و جمله حاليّه (وقد جاءهم رسول أمين) گواه مسئله رجعت است ولذا است كه مى‏گويد:

(ثُمَ‏تَوَلَّوْا عَنْهُ‏وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ* إِنَّا كَاشِفُوا الْعَذَابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عَائِدُونَ) «15».
و افاده بر اين دارد كه اين عذاب مانند عذابهاى قوم فرعون براى عبرت است تا به رسول امين ايمان بياورند. خداوند عذاب را فقط تا حدّى سبك مى‏كند ولى آنان باز هم ايمان نمى‏آورند.

(يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى‏ إِنَّا مُنتَقِمُونَ) «16».
مفهوم آيه آن است كه اين دود و دخان و گاز، در تعقيب سقوط يك شهاب‏سنگ كوچك بود. آنهم براى هشدار و عبرت، نه براى انتقام. انتقام ما روزى شروع مى‏شود كه با سقوط شهاب طارق كره زمين را به نابودى بكشيم و رستاخيز عمومى را پى بريزيم.

(وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ) «17».
اوّلين نوبت است كه يكى از رسولان الهى يعنى موسى‏بن عمران به عنوان «رسول كريم» ياد مى‏شود. دو نوبت ديگر اين عنوان اطلاق مى‏شود و ناظر به رسول اللَّه خاتم النبيّين است.

(أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ) «37».
قوم تُبّع را ياد مى‏كند كه بالاترين قوم متمدّن و قدرتمند عرب بودند و در تاريخ قبل از اسلام به مدينه لشكركشى كردند.

(فَارْتَقِبْ إِنَّهُم مُرْتَقِبُونَ) «59».
يادآور همان انتظارى است كه در آيه دهم گذشت و گفت: (فَارْتَقِبْ يومَ تأتِي السّماءُ بِدُخانٍ مُبِين). ساير الفاظ سوره روشن است.
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۲۵ 0 نظر - تعداد بازديد : 124 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45679 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005