تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۲
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره غافر
سوره غافر = مؤمن آل فرعون :


بِسْم اللَّهِ الرّحْمنِ الرّحِيم‏

(حم* تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ* غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّولِ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ) «3».
اوّلين سوره «حم» است كه تأويل دارد. اين دو سه آيه زيربناى آيات كريمه اين سوره را فهرست مى‏دهد، نمودار عزّت است و آگاهى از پايان كار.
با وجود اينكه اكثر گناهان را مى‏بخشد (ويَعفُو عَن كَثِير) (شورى‏/ 30) و توبه را مى‏پذيرد؛ در عين حال عقابى سخت و دشوار دارد. نعمت‏بخشى و نوال او نيز وافر است. و همه در پيشگاه او حاضر مى‏شوند.

(مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ) «4».
مجادله در مورد «آيات اللَّه» براى اوّلين بار در اين سوره عنوان شده است. ظاهر آن، آيات قرآن و آيات كون و مكان است كه هماره در استناد به آن آيات و شرح و توضيح آن فراوان سخن رفته است و باطن آن امامان اهل بيت مى‏باشند كه حقّ آنان مورد ادّعاى ديگران قرار خواهد گرفت. موضوع تأويل ادامه دارد و در جاى خود به آن اشارتى خواهد رفت.

(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَونَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَونَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ) «10».
كلمه «إذ» ظرف است از براى«مَقْتُ‏اللَّهِ» يعنى‏شما امروز كه رسوا شده‏ايد، بر جان خود خشم آورده‏ايد و قهراً خداوند عزّت نيز بر شما خشم دارد كه شما را در دوزخ جاى داده است ولى مَقْت و نفرت الهى بر شما در آن روزى كه ادّعاى آيت‏اللَّهى داشتيد، بيش از اين مقت و نفرتى بود كه شما امروز بر جان خود داريد.

(قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى‏ خُرُوجٍ مِن سَبِيلٍ) «11».
آيه كريمه دلالت روشنى دارد بر حدّاقل رجعت كه فقط يك نوبت باشد. شاهد بر اين نكته جمله (فَاعترفنا بِذنوبِنَا فَهَل إِلى‏ خُروج مِن سَبِيل) است يعنى ما دو بار به دنيا آمديم و بعد از مرگ خود، به محكوميت خود اعتراف كرديم. اينك تقاضاى رجعت نداريم زيرا بعد از يك رجعت متوجّه شديم كه عالم غيب را از خاطر مى‏بريم و ما هستيم و همان مظاهر فريبنده دنيا و هواى نفس و شيطان فريبكار، لذا تقاضاى رجعت نداريم. تقاضا داريم كه يك برنامه ديگرى به ما پيشنهاد كنيد. راه ديگرى پيش پاى ما بگذاريد. شايد بتوانيم از اين دوزخ نجات بيابيم گرچه ما را به بهشت برين راهى نباشد.
اگراين نكته واين گفتگو در كار نباشد، طرح اين مسئله -بر مبناى ساير مفسّرين- كه يكبار در دنيا مرديم و يكبار در گور زنده شديم و مرديم، چه ربطى به اعتراف و تقاضاى خروج دارد؟

(أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ) «21».
عطف بر مقدّر است به اين صورت: «يَقولون نَحنُ اُولُوا قُوَّةٍ واُولُوا بِأسٍ شَدِيد. ألَم يَعْلَموا أَنّ اللَّه الَّذي خَلَقَهم هُو أشَدُّ مِنهُم قُوّةً وأنَّ القُوّة للَّه جَمِيعاً أوَلَم يَسِيرُوا في الأَرض فَينظروا كَيف كَان عَاقِبةُ الَّذين مِن قَبلِهِم كَانوا هُم أَشَدّ مِنهم قَوَّة وآثَاراً في الأَرض فَأَخَذهم اللَّه بذُنُوبهم».
(فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ) «25».
چنانكه قبلاً در سوره اعراف آيه 127 گذشت: (قال المَلأ مِن قوم فرعون أتَذَرُ مُوسى‏ وقومه لِيُفسدوا في الأَرض ويذرك وآلِهَتك. قال سَنُقتِّل أبنَاءهُم ونستحيي نِساءهُم وإنّا فوقهم قَاهِرون) مسئله قتل پسران و پرورش دختران و زنان، سياست تضعيف اين قوم الهى بوده است نه آنكه فقط مربوط به زمان مبارزه تنها باشد و يا مربوط به زمان ولادت موسى كه مبادا موسى به دنيا بيايد.

(وَقَالَ فِرْعَونُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى‏ وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَو أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ) «26».
گواهى مى‏دهد كه فرعون در مقابل سناى مصر مسئوليّت داشته است نظير رئيس كابينه كه نبايد بى‏اجازه مجلس قانونى، كارى انجام دهد كه از حيطه اقتدار قانونى او خارج است.

(وَقَالَ مُوسَى‏إِنِّي‏عُذْتُ بِرَبِّي‏وَرَبِّكُم مِن كُلِ‏مُتَكَبِّرٍ لَايُؤْمِنُ بِيَومِ الْحِسَابِ* وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَونَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقاً يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ) «28».
اين شخص از اعضاء همان مجلس سناى مصر است كه در آنجا بر مى‏خيزد و با كشتن موسى مخالفت مى‏كند و چنان داد سخن مى‏دهد كه حمايت اعضاء سنا را جلب مى‏كند و از كشتن موسى حمايت نمى‏كنند. فرعون در وسط كلام اين سناتور مصرى خاضع مى‏شود و مى‏گويد:

(قَالَ فِرْعَونُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى‏ وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ) «29».
يعنى من پيشنهاد ديگرى ندارم. من راه رشد را به شما ارائه كردم.

(الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ) «35».
اين آيه كريمه به منزله حاشيه‏اى است بر مقاوله فرعون و سناتور قوم او: سناتور مصرى در آيات 30 تا 34 از آيات الهى يعنى آيات ناطق او مانند موسى و نوح و هود و صالح و ساير پيامبران بعدى، ياد مى‏كند و به رسالت و خدمات يوسف كه بر مردم مصرى حقّ حيات دارد استناد مى‏كند و ارتباط آنان را با پروردگار جهان مى‏ستايد كه اينان رهبران دين و دنياى مردم بودند و جز سعات مردم هدف ديگرى نداشتند.
اگر قوم نوح و قوم هود و قوم صالح نيز مانند شما مصريان - گرچه به صورت موقّت و آزمايشى باشد - تسليم مى‏شدند، نجات دنياى آنان تضمين بود ولى آنان چنين نكردند كه با عذاب الهى به هلاك و دمار رسيدند و شما تنها امّتى بوديد كه با سازگارى، حرمت يوسف را نگه داشتيد و حيات خود را هم نجات بخشيديد از آن رو كه رسالت او را تأييد كرديد.
آيه كريمه از حيث تأويل، مشابه همان آيه چهارم است كه گفت: (ما يجادل في آيات اللَّه إلّا الّذين كفروا فلا يَغْرُرْكَ تقلُّبهم في البلاد).

(وَقَالَ‏فِرْعَونُ يَاهَامَانُ ابْنِ لِي‏صَرْحاً لَعَلِّي‏أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ* أَسْبَابَ‏السَّموَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلى‏ إِلهِ مُوسَى‏ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِباً...) «37».
طرح ساختن برجى آسمان‏خراش براى اين بود كه دفع‏الوقت كند و بردگان را آزاد نكند. ساختن آسمان‏خراشى كه به آسمان نزديكتر شود و از آنجا مانند نمرود، ريسمانها را آماده كند و با كركس راه جوّ را در پيش بگيرد، در سوره قصص به اين صورت طرح شده است كه: (فأَوقِدْ لي يا هامانُ عَلى الطِّين فاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أطَّلع إلى إله موسى‏) كه معلوم مى‏شود، از نظر مصالح ساختمانى مجهّز نبودند. اوّل مى‏بايد كوره‏ها فراوان بسازند و بعد خشت خام بزنند و به كوره‏ها منتقل نمايند و بعد از ساختن آجر، ساختمان آسمان‏خراش را پى بريزند و...

(وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَاقَومِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ) «38».
سناتور مصرى براى نوبت سوم رشته سخن را بدست مى‏گيرد و در پاسخ ادّعاى فرعون كه گفت: (وما أهْدِيكم إلّا سبيلَ الرَّشادِ) مى‏گويد: راه رشاد اين نيست كه موسى را بكشيد و ملك و ملّت را به هلاكت بسپاريد، راه رشاد اين است كه من به شما ارائه مى‏كنم. بيائيد و از من پيروى كنيد و به موسى ايمان بياوريد و نه تنها بردگان را آزاد كنيد بلكه از طاعت الهى خارج نشويد و تا اين حد دنياپرست نمانيد.

(وَيَا قَومِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ* تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ) «42».
آيات كريمه گواهى مى‏دهد كه طرفداران فرعون با جار و جنجال سخن او را بريده‏اند و او را تهديد كرده‏اند كه در صورتى كه از ايمان خود توبه نكند و با آنان دمساز نشود، او را به دژخيم بسپارند از آن رو كه بر خلاف و بر ضدّ قانون اساسى كشور برخاسته است.

(النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَعَشِيّاً وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَونَ أَشَدَّ الْعَذَابِ) «46».
در مبحث رستاخيز مى‏خوانيم كه دوزخ همان كره زهره است. كره زهره است كه تنها در صبح و شام، درخشان قابل رؤيت است و در ساير ساعات شب و در تمام روز قابل رؤيت نيست.

(فَاصْبِرْ إِنَ‏وَعْدَاللَّهِ‏حَقٌ‏وَاسْتَغْفِرْلِذَنْبِكَ‏وَسَبِّحْ‏بِحَمْدِرَبِّكَ‏بِالْعَشِيِ‏وَالْإِبْكَارِ) «55».
تسبيحى كه به هنگام عصر و آغاز روز بدان امر شده است، همان تسبيحى است كه تمام انبياء انجام داده‏اند. آيه كريمه ناظر به نماز نافله است كه شرح آن در جزوه نماز (محكم و متشابه) مطرح شده است.

(إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ) «56».
سومين آيه‏اى است كه درباره «آيات اللَّه» ناطق بحث مى‏كند و افاده مى‏كند كه اينان به آرزوى خود نخواهند رسيد و اين رسول خدا است كه بايد از شرّ آنان به خدا پناه ببرد.

(لَخَلْقُ‏السَّموَاتِ‏وَالْأَرْضِ‏أَكْبَرُ مِنْ‏خَلْقِ‏النَّاسِ‏وَلكِنَ‏أَكْثَرَالنَّاسِ‏لَايَعْلَمُونَ) «57».
وزان آيه كريمه وزان آيه 11 سوره صافات است كه مى‏فرمايد: (ربُّ السّمواتِ والأرضِ وما بينهما وربُّ المشارق، فَاسْتَفْتِهِم أهُمْ أشَدُّ خلقاً أم مَنْ خلقنا) و وزان آيه‏81 سوره يس‏است كه مى‏فرمايد: (أوَليس الّذي خَلق السّمواتِ والأرضَ بقادر على أن يَخْلُقَ مِثلهم. بلى وهو الخلّاق العليم إنّما أمره إذا أراد شيئاً أن يقول له كُنْ فيكون فسبحان‏الّذي‏بيده‏ملكوت كلّ شي‏ءٍوإليه تُرْجَعون). و آيه 33 سوره‏احقاف كه مى‏فرمايد: (أوَلَم يَرَوا أنّ اللَّه الّذي خَلَقَ السّمواتِ والأرضَ ولَمْ يَعْيَ بخلقهنّ بقادر على أن يحيي الموتى‏) در اين زمينه آيات فراوانى گذشته است.
منظور آيه كريمه آن‏است كه براى‏بازسازى منظومه‏شمسى بيشترين‏اعمال قدرت لازم است. شرح آن را در جزوه رستاخيز مطالعه بايد كرد. آفرينش بشر صحنه كوچكى از همين بازسازى منظومه است كه بايد (يوم تُبدَّل الأرضُ غير الأرض) (ابراهيم/ 14) نطفه‏ها را در زمين كشت بدهند و بپرورند تا از زير خاك با يك صيحه و زجره برون خيزند. ولى مردم نمى‏دانند كه سرنوشت منظومه شمسى كه هماره تكرار مى‏شود برچه منوال است.

(وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى‏ وَالْبَصِيرُ...) «58».
عطف بر مقدّر است به اين صورت: «لايستوي الّذين يعلمون والّذين لايعلمون وما يستوي الأعمى‏ والبصير».

(وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِي‏ءُ) «58».
در اين جمله صنعت احتباك بكار رفته است و تقدير آيه چنين خواهد بود: «ولا الّذين اجْتَرحُوا السّيِّئات كالّذين آمنوا وعملوا الصّالحات ولا المُسيئ كالمتّقين».

(وَقَالَ‏رَبُّكُمُ‏ادْعُونِي‏أَسْتَجِبْ‏لَكُمْ‏إِنَ‏الَّذِينَ‏يَسْتَكْبِرُونَ‏عَنْ‏عِبَادَتِي‏سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ) «60».
فعل مضارع «أَسْتَجِبْ» مجزوم است يا بر اساس شرط مقدّر و يا در جواب امر. به هر حال افاده مى‏كند كه دعاى شما موقعى كه بگوئيد «يا اللَّه» حتماً با پاسخ من همراه است كه «لبّيك. ما تريد» ولى در اينجا كه وعده استجابت مى‏دهد به قرينه جمله‏بعدى‏كه‏مى‏گويد: (إنّ‏الّذين‏يستكبرون‏عن‏عبادتي‏سيدخلون‏جهنّم داخرين) ناظر به شرطى است كه در سوره بقره آيه 186 گفت: (وإذا سألك عبادي عنِّي فإنِّي قريبٌ اُجيبُ دعوة الدّاعِ إذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لي وليؤمنوا بي لعلّهم يرشدون).
يعنى اجابت دو طرفه است. شما مرا اجابت كنيد من نيز شما را اجابت خواهم كرد. ولى شما اجابت مرا به خاطر نياز خودتان مى‏خواهيد و من اجابت شما را به خاطر مصالح شما مى‏خواهم.
بنابراين حدّاقل آن است كه هر كس از طاعت و عبادت من ابا ورزد سزاوار دوزخ است نه سزاوار اجابت و رفع نياز.
اگر اجابت مرا خواسته باشيد، اجابت قطعى من همان است كه در سوره آل‏عمران آيه 195 گفتم: (فاستجاب لهم ربُّهم أنِّي لا اُضيعُ عَمَل عاملٍ منكم من ذكر أو اُنثى‏ بعضكُم من بَعْض).
اجابت من بر اساس اين ضابطه است كه: (يا أيُّها الّذين آمنوا استجيبوا للَّه وللرسول إذا دعاكم لما يحييكم). انتظارات واهى به آن صورتى كه مردم بى‏ايمان دارند و تنها زندگى دنيا را ملاك و مأخذ مى‏شمارند و هماره از خدا همه چيز را طلب مى‏كنند و اميد اجابت دارند، مورد نظر قرآن نيست.

(هُوَ الْحَيُ‏لَا إِلهَ‏إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُللَّهِ‏ِ رَبِّ الْعَالَمِينَ) «65».
يعنى خداوند عزّت هماره حى است و در تكاپوى حوائج و مديريت آسمانها و زمين و كائنات و فرشتگان و جنّيان. غير از او هم كسى نيست كه پناهگاه باشد و كارى از پيش ببرد. پس بايد همورا بخوانيد و يا اللَّه بگوئيد فقط يا اللَّه آنهم با اخلاص در كيش و آئين كه فقط راه او را و قانون او را با اخلاص و توجّه رعايت كنيد نه به خاطر مصالح اجتماعى «الحمد للَّه ربّ العالمين» كه مسئله را روشن كرديم.

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى‏ يُصْرَفُونَ) «69».
يعنى آيات الهى اين چنين است كه حقائق را روشن مى‏كند و مردم را از جهالت و گمراهى مى‏رهاند ولى آن كسانى كه در احراز اين مقام آيت‏اللَّهى ناطق و يا آيت‏اللَّهى صامت جدل مى‏كنند، ببينيد تا كجا و به كجا منحرف مى‏شوند.

(الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا) «70».
همانهائى‏كه كتاب‏آسمانى‏را تكذيب‏كرده‏اند ورهنمودوبرنامه‏اى‏را كه‏به رسولان خود القاء كرديم و به مردم رساندند دروغ مى‏انگارند. انتظار اجابتى غير از اين دارند كه هماره به آنان نويد داده‏ايم.

(فَسَوفَ يَعْلَمُونَ* إِذِ الْأَغْلَالُ فِي‏أَعْنَاقِهِمْ‏وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ* فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ) «71».
(وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ) «78».
نظير اين جمله در سوره رعد آيه 38 گذشت به شرح مختصر آن مراجعه شود.
(وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ) «81».
منظور آيه كريمه آيات آفاق و انفس است كه شمّه‏اى در ذيل همين سوره تذكار شده است.
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۲۲ 0 نظر - تعداد بازديد : 68 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45597 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005