تدبری در قرآن
صفحه اصلي · دريافت فايل · مقالات · انجمن هاي سايت · لينك ها سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۸
فهرست
صفحه اصلي
دريافت فايل
مقالات
انجمن هاي سايت
لينك ها
آلبوم تصاوير
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين : 2
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا : 2
جديدترين عضو : doctor
سوره يس
سوره يس :


بسمِ اللَّهِ الرّحْمن الرّحِيم‏

(يس* وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ) «2».
راجع به حكمت قرآنى به اوّل سوره يونس مراجعه نمائيد.

(إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ* عَلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ* تَنزِيلَ الْعَزِيْزِ الرَّحِيمِ* لِتُنذِرَ قَوماً مَا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ) «6».
امّت قريش از ديرباز خود را فرزندان اسماعيل‏بن ابراهيم مى‏شناختند و توليت خانه كعبه را بر عهده داشتند و از مسائل مذهبى بى‏اطّلاع نبودند و با مردم نصارى در سفر تابستانى و در سفر زمستانى با مردم يهود، و هماره با يهود مدينه و خيبر و وادى القرى در تماس بودند.
بنابراين حجّت الهى بر آنان تمام بود، خصوصاً كه مى‏بينيم همين مشركين با رسول خدا مشاجره دارند كه چرا آيتى و معجزى مانند آيات و معجزات انبياء پيشين و از جمله معجزات موسى ندارد. از اين جمله و از آيات مشابهى كه قبلاً و مكرّر در اين زمينه گذشت، روشن مى‏شود كه ملّت قريش از حيث عقل و درايت به آن حد نبودند كه رسول و كتابى بر خود آنان نازل شود. وزان آيه كريمه از نظر غفلت وزان آيه 134 سوره انعام است كه مى‏گويد: (ذلك أنْ لم يكُنْ ربّكَ مُهْلِكَ الْقُرى‏ بِظُلْمٍ وَأهلُها غَافِلون).

(إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالاً فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ) «8».
منظور از غل غلهاى پهن آهنين رومى است كه به گردن اسيران قفل مى‏كردند و اسيران نمى‏توانستند سر خم كنند، و هماره سرها را بالا نگه مى‏داشتند و تحرّكى به گردن خود نمى‏دادند و گرنه گوشت گردن آنان زخم و مجروح مى‏شد.
نظير اين تمثيل در ميان مردم عادى مشهور است و مى‏گويند: «فلانى عصا قورت داده است». يعنى از كبريا و نخوت حاضر نيست در برابر چيزى سر فرود آورد و به پائين نگاه كند و يا با علامت سر بگويد «بلى» و يا گردن خود را به راست و چپ بپيچد و به ديگران وقعى بگذارد. اين عبارت كنايه از آن است كه اين مردم پرنخوت و پرغرور قريش، در برابر دعوت رسالت نمى‏توانند كه سر فرود آورند.

(وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ) «9».
بازهم‏تمثيلى‏است‏براينكه راه پس‏وپيش برروى‏آنان بسته است. و لذا مى‏گويد: (وَسَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَايُؤْمِنُونَ) «10».
و اين سه آيه تفصيل همان آيه قبلى است كه گفت:
(لَقَدْ حَقَّ الْقَولُ عَلَى‏ أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ) «7».
منظور از «قول» در موارد عديده روشن شده است و صريح آن در سوره سجده لقمان است كه در آيه‏13 مى‏گويد: (ولو شِئنا لآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها ولكِنْ حقَّ القَولُ مِنِّي: لأملأنّ جهنّم مِنَ الجِنّة والنّاس أجمعين).

(أَوَلَمْ يَرَوا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُم مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَاماً فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ) «71».
عطف بر مقدّر است به اين صورت: «أفَلَم يروا أنّا جعلنا لهم الخيل والبغال والحمير ليركبوها ونخلق لهم ما لايعلمون أوَلَم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعاماً...».

(أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ) «77».
عطف بر مقدّراست به‏اين صورت: «ألَمْ يَروا أنّ اللَّه الّذي خَلَقَ كُلّ شي‏ء وأحْسَنَ خَلْقَه بَدَأَ خَلْقَ الإنسان من طين أوَلَم ير الإنسان أنّا خلقناه من نطفة».

(أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّموَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى‏ أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُم. بَلَى‏ وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ) «81».
عطف بر مقدّر است به اين صورت: «أوَلَم يَسيرُوا في الأرض فَيَنْظُروا كيف بَدَءَ اللَّهُ‏ُ الخَلْقَ ثمّ يُعِيدُه فَيُنْشِئُ النَّشْأَةَ الآخِرَة أوَلَيْسَ الّذي خلق السّموات والأرض بقادر على أن يخلق مثلهم...». بحث رستاخيز را در جزوه آغاز و انجام ملاحظه نمائيد.
نوشته شده توسط admin در تاريخ دوشنبه ۵ دي ۱۳۸۴ - ۰۴:۱۷ 0 نظر - تعداد بازديد : 88 -  نسخه چاپي
ميهمان
شناسه كاربري

رمز عبور

ورود بصورت اتوماتيك



بازيابي رمز عبور
پيغامگير
براي ارسال بايد وارد سيستم كاربري خود شويد.

doctor
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - ۰۸:۳۲
سلام

45598 بار بازديد از اين سايت صورت گرفته است

Powered by PHP-Fusion v5.00 - Translated & Modified by IR-Script © 2004-2005